اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ولایت؛ مظهر حقیقت توحید

بررسی مقام واحدیت و احدیت، جایگاه عارف کامل و ارتباط انسان با امام معصوم علیه‌السلام

0
نفحات انس
جلسات

در سومین جلسه از مصاحبه پیرامون حالات و انظار عارف بالله، مرحوم حاج سید هاشم حدّاد رضوان الله علیه، آیت الله ضمن بیان این نکته که هدف و همّت عرفا، وصول به حقیقت توحید است، می‌فرمایند: عارف کامل از این جایگاه تنازل نمی‌کند و فرصت‌ها را با پرداختن به امور دیگر ضایع نمی‌سازد. در بخش دیگری از جلسه، مسئله ولایت داشتن عرفا مطرح شده و به حالات بزرگانی مانند مرحوم حدّاد و علّامه طهرانی اشاره گردیده است؛ البته مرحوم استاد، ولایت آنان را از ولایت مدّعیان اهل ظاهر متفاوت می‌دانند و به برخی تفاوت‌ها اشاراتی همراه با انتقاد دارند. شرح عبارت «عالم سراسر عشق است، از بالا به پایین و از پایین به بالا» که از مرحوم حدّاد نقل شده است، بخش دیگری از این مصاحبه است و آیةالله حسینی طهرانی در این قسمت به تفصیل جنبه‌های نگاه عارف به عالم خلق را تشریح می‌کنند. در بخش‌های پایانی جلسه به مبحث سعۀ وجودی انسان پرداخته شده است و در همین راستا وجود مقدّس حضرت رسول الله و ائمّه معصومین علیهم السّلام با یکدیگر و نیز آن حضرات با عرفا و اولیا مقایسه شده است.

ولایت؛ مظهر حقیقت توحید

26
  • عدم امکان وصول به حقیقت معارف دینی بدون شهود مقام ولایت

  • سؤال: آیا حقیقت بحثی مانند خیر و شرّ و یا امرٌ بین الأمرین را بدون دسترسی یا شهود مقام ولایت، می‌شود درک کرد و به آن رسید و فهمید؟

  • جواب: امکان ندارد! آقای انصاری ـ رضوان الله علیه ـ می‌فرمودند:

  • رسیدن به حقیقت توحید و مغزای امرٌ بین الأمرین بدون عرفان و بدون وصول به توحید مستحیل است و اصلاً امکان ندارد!1

  • هیچ کسی نمی‌تواند به این مطلب برسد گرچه به هر نقطه از مراتب فلسفی و عقلانی رسیده باشد. بله، ما می‌توانیم یک تصوّراتی نسبت به مسئله داشته باشیم و تا حدودی خودمان را به مطلب نزدیک کنیم. عباراتی برای تقریب به مطلب هست بنده خودم با بسیاری از اهل فلسفه و اهل عرفان نظری ـ نه عرفان شهودی ـ و اهل کلام و حدیث که صحبت کردم در نهایت و مآل دیدم که خود آنها دچار اضطراب و تشویش واینها بودند، گرچه در ابتدا با ضرس قاطع و یقین و با یک تأکید بلیغی مطلب را اظهار می‌کردند؛ ولی در نهایت امر با تغییر عبارات و با بالا بردن و پایین آوردن بحث، متوجّه می‌شدیم که نه‌خیر، فقط ظاهری بر نفوس آنها منقوش بوده و لیکن نسبت به این مسئله ادراکی نداشته‌اند. اتفاقاً بنده هم خودم نسبت به این مسئله مباحثات خیلی عدیده‌ای با مرحوم آقا ـ رضوان الله علیه ـ داشتم. ولی بعد از مدّتی دیگر صحبت نکردم؛ چون می‌دیدم که حقیقت مسئلۀ توحید بدون شهود برای ما قابل فهم نیست، و از آن طرف هم بالأخره با توجّه به ذهنیّاتی که داریم، نمی‌توانیم به آن مطالبی که می‌گویند دسترسی پیدا کنیم. نهایتاً در همان ماه‌های آخر حیاتشان، ایشان یک روز خودشان این مطلب را پیش کشیدند و به بنده فرمودند فلانی:

  • این مطلبی را که تو راجع به این قضیّه می‌گویی، حق با توست، ولی حلوای تنتنانی تا نخوری ندانی!

  • ارتباط میزان معرفت با سعۀ وجودی فرد

    1. همان، ص 614؛ افق وحی، ص 648.