
ولایت؛ مظهر حقیقت توحید
بررسی مقام واحدیت و احدیت، جایگاه عارف کامل و ارتباط انسان با امام معصوم علیهالسلام
در سومین جلسه از مصاحبه پیرامون حالات و انظار عارف بالله، مرحوم حاج سید هاشم حدّاد رضوان الله علیه، آیت الله ضمن بیان این نکته که هدف و همّت عرفا، وصول به حقیقت توحید است، میفرمایند: عارف کامل از این جایگاه تنازل نمیکند و فرصتها را با پرداختن به امور دیگر ضایع نمیسازد. در بخش دیگری از جلسه، مسئله ولایت داشتن عرفا مطرح شده و به حالات بزرگانی مانند مرحوم حدّاد و علّامه طهرانی اشاره گردیده است؛ البته مرحوم استاد، ولایت آنان را از ولایت مدّعیان اهل ظاهر متفاوت میدانند و به برخی تفاوتها اشاراتی همراه با انتقاد دارند. شرح عبارت «عالم سراسر عشق است، از بالا به پایین و از پایین به بالا» که از مرحوم حدّاد نقل شده است، بخش دیگری از این مصاحبه است و آیةالله حسینی طهرانی در این قسمت به تفصیل جنبههای نگاه عارف به عالم خلق را تشریح میکنند. در بخشهای پایانی جلسه به مبحث سعۀ وجودی انسان پرداخته شده است و در همین راستا وجود مقدّس حضرت رسول الله و ائمّه معصومین علیهم السّلام با یکدیگر و نیز آن حضرات با عرفا و اولیا مقایسه شده است.
ولایت؛ مظهر حقیقت توحید
27سؤال: مطلبی را حضرتعالی دربارۀ شهود عارف و اتّحاد او با حقیقت امام معصوم علیه السّلام و فیوضاتی که از آن ناحیه به او میرسد بیان فرمودید، آیا میشود گفت که: عارف با توجّه به سعۀ وجودی خودش ـ یعنی به مقداری که اقتضای وجودی خودش میباشد و به میزان مظهریّت او نسبت به اسمی که در او تجلّی کرده است، نه اینکه اتّحاد تام داشته باشد ـ میتواند به مقدار ظرف خودش از آن فیوضات درک کند؟ یعنی مثلاً آن درکی که امام معصوم از اسم «محیی» دارد، وقتی که برای یک عارف اتّحاد با امام حاصل میشود و یکی میشوند، آیا او دقیقاً همان قدرت را پیدا میکند یا نه، فقط به اندازۀ سعۀ وجودی خودش درک میکند؟ امامی که کلّ عالم خلقت و جان عالم به یک چشم بر هم زدن اوست، آیا یک عارف هم در آن سعۀ وجودی با آن ولایت اتّحاد پیدا میکند یا نه، فقط به اندازۀ سعۀ وجودی خودش؟
جواب: ببینید، منظور از ولایت، تجلّی همۀ اسماء و صفات پروردگار است به نحو اتمّ. مسئلۀ سعۀ وجودی، یک مسئلهای است که این مسئله در کلّ عالم وجود و عالم تجلّیات پروردگار به نحو اختلاف محقّق شده است و دو وجود دارای یک سعۀ وجودی نیستند؛ حتّی نفس رسول خدا با امیرالمؤمنین تفاوت دارد، یعنی نفس رسول خدا اوسع است از نفس امیرالمؤمنین علیهما السّلام.
سؤال: این مطلب با آیۀ ﴿ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ﴾1 چطور جمع میشود؟
جواب: حالا عرض میکنم. این مطلبی را که عرض کردم، این مربوط به سعۀ وجودی آنها است در ارتباط با کیفیّت تجلّی ذات پروردگار در عالم تعیّنات و در شکلگیری و قالبگیری افراد. الآن در کنار من دو لیوان است، این دو لیوان مثل هم هستند، ولی این پارچ حجمش از این لیوانها بیشتر است، درحالیکه همۀ اینها یک حقیقت را در درون خودشان دارند و آن آب است. و آبی که الآن در این لیوان است از این پارچ آمده است. آن حقیقتی که در همۀ معصومین علیهم السّلام به یک نحو واحد و بدون یک سر سوزن کم و زیاد وجود دارد، آن عبارت است از: همان اراده و مشیّت در تصرّف عالم وجود که بین پیغمبر و بین امیرالمؤمنین، امام سجاد، امام باقر، امام رضا و امام زمان علیهم السّلام هیچ تفاوتی از این نقطۀ نظر وجود ندارد؛ یعنی حقیقت عالم وجود آن حقیقتش بهواسطۀ نفس امام علیه السّلام بقا و استمرار پیدا میکند.
- سوره آل عمران (3) آیه 61 ﴿فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ﴾.
