اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ولایت، مسئله‌ای عقلانی؛ نه تعبّدی

17٬342
عید غدیر
جلسات

1) چرا عید غدیر افضل اعیاد است؟ 2) بیان معنای حقیقی عید و اینکه در اعیاد باید به چه چیزی توجه کرد؟ 3) وظیفۀ شیعیان در احیای سنن اسلامی چیست؟ 4) اختلاف اساسی شیعیان با عامّه در چه مسئله‌ای است؟ 5) دو مسئلۀ سخت در رسالت پیامبر چه بود؟

ولایت، مسئله‌ای عقلانی؛ نه تعبّدی

توضیحات:

1) چرا عید غدیر افضل اعیاد است؟ 2) بیان معنای حقیقی عید و اینکه در اعیاد باید به چه چیزی توجه کرد؟ 3) وظیفۀ شیعیان در احیای سنن اسلامی چیست؟ 4) اختلاف اساسی شیعیان با عامّه در چه مسئله‌ای است؟ 5) دو مسئلۀ سخت در رسالت پیامبر چه بود؟

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ولایت، مسئله‌ای عقلانی؛ نه تعبّدی

13
  •  خلاصه، پیغمبر اکرم چند مرتبه زید را به خانه فرستادند تا اینکه بالأخره گفت: «یا رسول‌اللَه، من دیگر نمی‌توانم با او زندگی کنم. او هر روز به من فخر می‌فروشد که من دختر عمۀ رسول خدا هستم و تو یک غلام و بندۀ آزاد شده هستی. اصل و نسب من از قریش است و تو از قبیلۀ کذا هستی؛ و خلاصه زندگی را برای ما تلخ کرده است!»

  •  پیامبر دیدند که دیگر قضیه در اینجا به‌صورت دیگری است و وقتی که طرفین با هم نمی‌سازند و اختلاف دارند و قابل التیام نیست، بالأخره خداوند راه‌های دیگری را هم قرار داده است و به قول معروف: «آخرُ الدّواء الکَیّ!»1 لذا فرمودند: «بسیار خوب، حالا که این‌طور است دیگر از هم جدا شوید و هر کسی به سراغ زندگی و کار خودش برود.» و آنها از هم جدا شدند.

  •  وقتی از هم جدا شدند و دوران عدّه تمام شد، برای رسول خدا حکم آمد که حالا تو باید با زینب ازدواج کنی! پیغمبر چطور با عروس خودش و با زن پسر خواندۀ خودش ازدواج کند؟! واقعاً مردم چه می‌گویند؟! یعنی این مسئله نشان می‌دهد که ممکن است این آداب و سنن جاهلی آن‌چنان در افراد نفوذ کند که اصلاً جزء فرهنگ آنها درآید؛ فرهنگی که قابل دست برداشتن نیست و اصلاً نمی‌تواند از آن دست بردارد.

  •  می‌دانید این قضیه مثل چیست؟ مثل این است که من‌باب‌مثال بگویند که شما هیچ ارتباطی با پدر و مادر خود ندارید و پدر و مادر شما شخص دیگری است! اصلاً یک‌هم‌چنین مسئله‌ای چطور ممکن است و آیا قابل قبول است؟! یعنی انسان علم دارد و یقین دارد که از این پدر و مادر متولّد شده است، ولی بعد در اینجا انقطاع نسب می‌کند و نسب را منتسب به یک مورد دیگر می‌کند! اصلاً یک‌هم‌چنین چیزی امکان دارد؟! مثلاً اگر الآن یک فقیه در رسالۀ توضیح‌المسائل خود بگوید: «ایّها النّاس، برای بنده روشن شده است که هر کسی که از پدر و مادر خودش متولّد شده است، به آنها مَحرم نیست و باید یک پدر و مادر برای خودش انتخاب کند و اختیار کند و قرعه بیندازد»، مردم چه می‌گویند؟! حتی عوام هم شروع به مبارزه کردن و مقابله کردن و مسخره کردن و استهزاء کردن می‌کنند که آقا یعنی چه؟! این حرف‌ها چیست؟!

    1. طب الأئمة علیهم السلام، ص ٥٥.
/ 260