ولایت، مسئلهای عقلانی؛ نه تعبّدی
23امروز روز عید غدیر است و به این جهت ما امروز را جشن میگیریم که آن حقیقت ارتباط ما و کیفیّت تعلّق ما با پروردگار در امروز شکل گرفته است و بدون امروز و بدون ولایت امیرالمؤمنین، ما حیران و گیج و سَکران هستیم و امیرالمؤمنین و ولایت او است که به اعمال ما جان و روح میدهد.
داستان روز غدیر
پیغمبر دستور دادند تا از جِهاز شتران منبری درست کنند. آنگاه امیرالمؤمنین علیه السلام را در کنار خودشان قرار دادند. سپس خطبه خواندند و بعد از اینکه فرمودند که ای مردم، من برای شما چه کسی بودم و از من چه دیدید و صحبتها و کارها و همۀ زحماتی را که در این مدّت برای مردم کشیده بودند، بهعنوان مقدمه بیان کردند و به مسئلۀ ولایت رسیدند، دست امیرالمؤمنین را بلند کردند و او را بهعنوان ولیّ و خلیفه برای آنها نصب کردند.
قضیه، خیلی قضیۀ عجیبی است! مسئله، خیلی مسئلۀ مهمّی است! ما آن حالت رسول خدا را در امروز که دارد نتیجۀ رسالت و بعثت را برای مردم میآورد، تصوّر کنیم! واقعاً پیغمبر چه حالی داشت؟ مردم در آنموقع چه شور و حالی داشتند و چه فضا و جوّی بر آن زمان حاکم بود و در چه وضعیتّی بودند؟ در روایت داریم که حتی حال مخالفین هم عوض شده بود و تغییر کرده بود!
اشعار حسّان در روز عید غدیر
حسّان بن ثابت که یکی از مخالفین امیرالمؤمنین بود، از پیغمبر اجازه گرفت تا قصیدهای را برای مردم بخواند و حضرت به او اجازه دادند. اشعارش این بود:
یُنادیهِم یومَ الغَدیرِ نَبیُّهم *** بِخُمٍّ و أسمِع بِالرَّسولِ مُنادیًا فَمَن کُنتُ مَولاهُ فَهذا وَلیُّه *** فَکونوا لَهُ أنصارَ صِدقٍ مُوالیًا هُناکَ دَعَا اللَهمّ والِ وَلیَّهُ *** وَ کُن لِلَّذی عادَی عَلیًّا مُعادیًا1 بعد حضرت فرمودند:
«لا تزالُ یا حَسّانُ مُؤیَّدًا بروحِ القُدُسِ ما نَصَرتَنا بلِسانِک؛ ”[ای حسّان، ] تا وقتی که با زبانت ما را کمک میکنی، مؤیَّد به روحالقدس هستی!“»
در این کلام رسول خدا یک حکایت و یک اشاره است! حالا همین حسّان که این شعرها را گفته، بعد از پیغمبر به جانب آنها میرود!2 این قضیه برای این است که آن دین و ایمان [در قلب] نفوذ نکرده و جهل حاکم است و نفس هم از دستبرد شیطان به دور نیست.
- الإرشاد، ج ١، ص ١٧٥ ـ ١٧٧. امام شناسی، ج ٧، ص ٧٣ و ٧٤:
«در روز غدیر خم، پیغمبرِ این قوم و جمعیّت، این قوم را ندا میکند؛ و چقدر ندای این پیغمبر که منادی است شنوا کننده و فهماننده است.
پس ای مردم، هر کس که من مولای او هستم، اینک علی ولیّ او است! و شما مردم، یاران صدّیق و موالیان راستین او در هر حال بوده باشید!
در آنجا است که پیامبر دعا کرد: بار پروردگار من، تو ولایت کسی را داشته باش که او ولایت علی را دارد و نسبت به کسی که با علی خصومت ورزد، دشمن باش!» - رجوع شود به الجمل و النصرة، ص ٢١٠، ٢١١، ٢١٧، ٢٢١ و ٢٢٢؛ کنز الفوائد، ج ١، ص ٢٦٩.
- الإرشاد، ج ١، ص ١٧٥ ـ ١٧٧. امام شناسی، ج ٧، ص ٧٣ و ٧٤:

