ولایت، مسئلهای عقلانی؛ نه تعبّدی
14این مسئلۀ تزویج با عروس پسر خوانده هم حکم یکهمچنین قضیهای را داشت! خیلی مسئلۀ شدید و مشکلی بود، ولی باید باید انجام بشود. لذا آیۀ شریفۀ بعد میگوید:
﴿مَّا كَانَ عَلَى ٱلنَّبِيِّ مِنۡ حَرَجٖ فِيمَا فَرَضَ ٱللَهُ لَهُۥ سُنَّةَ ٱللَهِ فِي ٱلَّذِينَ خَلَوۡاْ مِن قَبۡلُ وَكَانَ أَمۡرُ ٱللَهِ قَدَرٗا مَّقۡدُورًا﴾.1
«هیچ حرج و هیچ سختی و تنگیای برای نبی نیست وقتی که خدا بخواهد تکلیفی را بر او فرض کند. این سنّت از زمان انبیاء سابق بوده است (که احکام الهی را در زمین جاری میکردند و بر خلاف سنن قیام میکردند و الآن هم به همین کیفیّت است؛ ) [و امر خداوند معیّن و مشخّص و در تحت قدر و اندازه، اندازهگیری شده است.]»
غیر از پیغمبر چه کسی میتواند این کار را انجام بدهد؟ در بعضی از مواقع مسئله آنقدر مهم است که اگر شخصی غیر از آن فرد اول ـ که در اینجا رسول خدا است ـ بخواهد آن را انجام بدهد، مردم از او نمیپذیرند. لذا این قرعه باید به نام رسول خدا بیفتد تا این سنّت سیّئه و غیر مناسب و جاهلانه را بشکند و از میان بردارد.
آیۀ بعد میفرماید:
﴿ٱلَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَٰلَٰتِ ٱللَهِ وَيَخۡشَوۡنَهُۥ وَلَا يَخۡشَوۡنَ أَحَدًا إِلَّا ٱللَهَ وَكَفَىٰ بِٱللَهِ حَسِيبٗا﴾؛ 2 «آن کسانی که تبلیغ رسالات الهی را میکنند و فقط از خدا میترسند و از غیر خدا نمیترسند؛ و خدا [در حساب و رسیدگی] کفایت میکند.»
اصلاً غیر خدا کیست؟! در اینجا پیغمبر باید از خدا بترسد؛ نه از مردم! این دو روز تمام میشود. ﴿وَلَا يَخۡشَوۡنَ أَحَدًا إِلَّا ٱللَهَ﴾؛ یعنی فقط باید از خدا ترسید و فقط باید از او نگران بود و از هیچ شخص دیگری مطلقاً نباید نگرانی داشت!3
این حرّیت، حرّیت سیدالشهدا بود. فقط و فقط میگوید: خدا! آزادی برای کیست؟ برای سیدالشهدا است که در قبال یزید و یزیدیان میگوید:
«لا أُعطیکُم بیَدی إعطاءَ الذّلیلِ، و لا أفِرُّ فِرارَ العَبید؛ 4و5 ”مانند افراد ذلیل دست در دست شما نمیدهم و سر تسلیم فرو میآورم؛ و همچو عبید فرار نمیکنم!“»
- سوره احزاب (٣٣) آیه ٣٨.
- سوره احزاب (٣٣) آیه ٣٩.
- رجوع شود به أنساب الأشراف، ج ١، ص ٤٣٤؛ الطبقات الکبری، ج ٨، ص ٨٠ ـ ٨٢.
- الإرشاد، ج ٢، ص ٩٨.
- در بعضی از نسخ «وَ لا أقِرُّ إقِرارَ العَبید»١ است که در اینصورت معنایش مثل «لا أُعطیکُم بیَدی إعطاءَ الذَّلیلِ» خواهد بود و دیگر نمیتواند عِدل و مقابل او واقع بشود.
١) وقعة الطف، ص ٢٠٩. (محقق)

