
وصول به مقام ولایت بهواسطۀ استقامت در مسیر حق
اهمیت فلسفه و عرفان در فهم حقیقت توحید
1) رسیدن به مقام ولایت آرزوی شیفتگان حقیقت است اما چطور میشود به آن دست یافت؟ 2) راه اهلبیت در این زمینه چه بوده است؟ 3) استقامت در راه حق چقدر انسان را به مقام ولایت نزدیک میکند؟ 4) سختیهای پیغمبر و امیرالمؤمنین در راه حق. 5) اهمیت فلسفه و عرفان در فهم حقیقت توحید. 6) اهمیت عمامهگذاری در کلام اهلبیت و اولیا.
وصول به مقام ولایت بهواسطۀ استقامت در مسیر حق
توضیحات:
1) رسیدن به مقام ولایت آرزوی شیفتگان حقیقت است اما چطور میشود به آن دست یافت؟ 2) راه اهلبیت در این زمینه چه بوده است؟ 3) استقامت در راه حق چقدر انسان را به مقام ولایت نزدیک میکند؟ 4) سختیهای پیغمبر و امیرالمؤمنین در راه حق. 5) اهمیت فلسفه و عرفان در فهم حقیقت توحید. 6) اهمیت عمامهگذاری در کلام اهلبیت و اولیا.
وصول به مقام ولایت بهواسطۀ استقامت در مسیر حق
25در هر زمانی باب رحمت الهی مفتوح است و راه رسیدن به او همیشه هموار است، منتها [شرایط و اوضاع] تفاوت میکند؛ در زمان رسول خدا یکطور بود، در زمان امیرالمؤمنین یکطور بود، و در زمان امام صادق و هر کدام از سایر ائمّه هم یکقسم بود. و الآن هم مطلب همان است، سکّاندار این کشتی، امام زمان ارواحنا لتراب مقدمه الفدا است و هر کسی خود را تسلیم امام کرد و از خواست و ارادۀ خود دست برداشت و گفت: «من از امروز میخواهم، آنچه را امام زمان واقعاً میخواهد»، به همان یقین و علمی که ما نسبت به وجود پروردگار و وجود عنایت او معتقد هستیم، به همان یقین بنده میگویم: امام زمان علیه السّلام قطعاً دستگیری خواهد کرد و به همین یقین، آن حضرت این همّت و اراده را در افراد قرار میدهد؛ [خلاف آن] امکان ندارد!
شما خیال میکنید که حالا امروز عمامه میگذارید، سر خود آمدهاید و این کار را کردهاید؟! قطع و یقین بدانید که اگر عنایت حضرت نبود، هیچکدام از ما این کار را نمیکردیم، اگر عنایت او نبود این کارها و این اقدام انجام نمیشد! پس در وهلۀ اول باید توفیق را از آن حضرت بدانیم؛ او بوده است که ما را موفّق به این کار و مشرّف به این تشریف و ملبّس به این لباس کرده است!
همیشه این مسئله را باید در نظر داشته باشیم که این فقره برای ما همیشه کارساز و راهگشا است: «إلَهی! إن لَم تَبتَدِئنی الرَّحمَةُ مِنکَ بِحُسنِ التَّوفیقِ، فَمَنِ السّالِکُ بی إلَیکَ فی واضِحِ الطَّریقِ.»1
در زمان شاه عباس و صفویه، در اصفهان زنها و دختران و حرمسرای شاه عباس میآمدند و لباس طلبهها را میبردند و میشستند. میبینید زمانه چقدر فرق کرده است؟! برای ما آن زمان با این زمان و بدتر از این زمان نباید فرق کند؛ هر کار و هر مسئلهای که میخواهند، انجام بدهند؛ هر برنامهای برای تخفیف و تنزیل این مطلب، از انواع ترفندها و مسائل مثل تشکیل مجالس، درست کردن فیلم و تئاترها و مسائلی از این قبیل که میخواهند، انجام بدهند. باید به اینها گفت:
- بحار الأنوار، ج ٨٦، ص ٣٤٠، فرازی از دعای صباح امیرالمؤمنین علیه السّلام. حیات جاوید، ص ٥٧:
«پروردگار من، اگر رحمت و لطف تو از ابتدا شامل حال من نمیگشت و توفیق از ناحیۀ تو رفیق طریق من نمیبود، پس چه کسی میتوانست مرا به شاهراه سعادت و فلاح و وصل به تو هدایت و دلالت و راهبری نماید؟!»
- بحار الأنوار، ج ٨٦، ص ٣٤٠، فرازی از دعای صباح امیرالمؤمنین علیه السّلام. حیات جاوید، ص ٥٧:
