وصول به مقام ولایت بهواسطۀ استقامت در مسیر حق
22مرحوم پدر ما میرفتند از همین بازارچۀ طهران پارچه میخریدند. مرد بسیار نازنین و خوبی بود به نام آقا سیّد علیاکبر پیشنماز که به رحمت خدا رفتند؛ چون آنموقع که من در دوران طفولیّت و هشت سالگی بودم و با ایشان میرفتم، پیر بودند. ایشان هم پیشنماز بود و هم در طهران پارچه فروشی داشت. ایشان با عمامه میرفتند کسب میکردند و چند نفر از بسیار محترمین هم در همانجا بودند و خیلی از این افراد بودند. اهل علم سابق مَمرّ کسب داشتند و از همان ممرّ کسب خودشان امرار معاش میکردند. علمای بزرگ و علمای سابق، مزرعه و باغ داشتند یا پولی داشتند و با آن تجارت میکردند. منتها الآن دیگر وضعیّت به کیفیّتی درآمده است که دیگر مجالی برای اینها نیست؛ یعنی آنقدر درس و کتاب و مطالعات زیاد شده است که دیگر طلبه اصلاً نمیتواند وقت خود را برای مسائل دیگر بگذارد و اگر هم بگذارد صحیح نیست.
مستحب است که انسان وقت نماز عمامه بر سرش بگذارد.1 حالا نه عمامۀ پنج شش متری، یک متر هم باشد کافی است. عمامۀ سفید یا زرد در موقع نماز مستحب است. پیغمبر هم در وقت نماز عمامه زرد و سفید میگذاشتند2 و مشخّص است که این استجلاب ملائکه میکند.
تفسیر «العمامة تیجان الملائکة»
اینکه میگویند: «العَمائِمُ تیجان الملائکةِ»، یعنی ملائکه بهنحوهای هستند که اگر بخواهند در این دنیا نزول کنند، صورت مثالی آنها دارای عمامه است؛ وإلاّ ملائکه که جسم نیستند و کتان بر سر نمیگذارند، ملائکه جزء مجرّدات هستند. همین عمامهای که الآن ما بر سر داریم، یک صورت مثالی و ملکوتی دارد. فلان عالم یا بزرگان را در خواب با عمامه ندیدهاید؟! آن عمامه از چه جنس بود؟ از جنس کتان یا وال بود؟! عالم مثال که وال و کتان ندارد! آن صورت برزخیِ همین عمامه در آن عالم است. صورت برزخی ملائکه هم با عمامه است. لذا کسی که عمامه میگذارد همان نورانیّت عمامۀ ملائکه را برای خود تحصیل میکند. این میشود «العَمائِمُ تیجانُ الملائکةِ.» لذا همۀ رفقا حدّاقل در سر نماز عمامه بر سرشان بگذارند تا اینکه حدّاقل در حال نماز، ذکر، توسّل و توجّه، این حال را داشته باشند.
- مکارم الأخلاق، ص ١١٩:
«عن النّبیِّ صلّی اللَه علیه و آله و سلّم: ”رَکْعَتانِ بِعِمامَةٍ أفْضَلُ مِن أربَعَةٍ بغَیْرِ عِمامَة!“»
ترجمه: «دو رکعت با عمامه بهتر است از چهار رکعت بدون عمامه!» (محقق)
جامع الأخبار، شعیری، ص ٧٧:
«قال النّبیّ صلّی اللَه علیه و آله و سلّم: ”مَن صَلَّی رَکعتَینِ بِعمامةٍ فَلهُ مِن الفَضلِ علَی مَن لا یَتعَمَّمُ کفَضلِی علَی أُمّتی! و مَن صَلَّی مُتَعمِّمًا فلهُ مِن الفَضلِ عَلَی مَن صَلَّی بغَیرِ عِمَامةٍ کمَن جاهدَ فی البَحرِ عَلَی مَن جاهدَ فی البَرّ فی سبیلِ اللَهِ تعالی! و لو أنّ رَجلًا مُتَعَمِّمًا صَلَّی بجمیعِ أُمّتی بغَیرِ عِمامةٍ یَقبَلُ اللَهُ تعالی صلاتَهم جَمیعًا مِن کَرامته. و مَن صَلَّی مُتَعَمِّمًا وُکّلَ به سَبعُمِائةِ ألفِ مَلَکٍ یَکتُبونَ لهُ الحسناتِ و یَمحونَ عَنهُ السّیّئاتِ و یَرفَعونَ لهُ الدّرَجاتِ.“»
ترجمه: «فضیلت و شرافت آن کس که دو رکعت نماز را با عمامه بخواند بر آن کسی که بدون عمامه نماز میخواند مانند شرافت و برتری من است بر اُمّتم! و برتری آن کس که با عمامه نماز بخواند بر آن کس که بدون عمامه نماز میخواند بهمانند فضیلت و برتری کسی است که در دریا جهاد مینماید بر آن کسی که در خشکی در راه خداوند متعال جهاد میکند! و همانا اگر کسی با عمامه با جمیع اُمّتم که بدون عمامهاند نماز بخواند و آنان را امامت نماید، خداوند از روی کرامتش نماز همۀ آنان را خواهد پذیرفت. و هر آن کس که با عمامه نماز گذارد، هفتصد هزار ملک برای او گماشته میشوند تا برای او حسنات بنویسند و سیّئات و زشتیها را برای او محو نمایند و بر درجات او بیفزایند.» (محقق) - مکارم الأخلاق، ص ١٠٤؛ دعائم الإسلام، ج ٢، ص ١٥٤.
- مکارم الأخلاق، ص ١١٩:

