غدیر، روز آزادی و رهایی از تعلّقات
13مشکلات و پیامدهای تحمّل ولایت (ت)
مرحوم علامه طهرانی: سید حسن مسقطی هر جا که باشد با خدا است!
مرحوم آقا میفرمودند: «سید حسن با خدا است!» سید حسن مسقطی را از نجف بیرون میکنید بکنید، مگر برایش وحی آمده که حتماً باید در نجف باشد؟! او با خدا است؛ در نجف باشد با خدا است، به هند برود با خدا است،1 ـ من این را اضافه میکنم ـ به آمریکا برود با خدا است، به استرالیا برود با خدا است، به کرۀ ماه برود، بمیرد، زنده باشد، هر جا باشد با خدا است و با خدا دارد حرکت میکند.
شما گمان کردهاید حالا که او را از اینجا بیرون میکنید دیگر خیالتان راحت میشود؟! نه بابا، نمیدانید که خودتان را از چه فیضی محروم کردهاید؟ اگر او اینجا بود ولایت امیرالمؤمنین را تدریس میکرد، ولی الآن دیگر این حوزه از این درس و از این معرفت خالی شده است! اگر او در اینجا بود به طلاب و به فضلا روح میداد، جان میداد، معنویت میداد، غل و زنجیر را از دست آنها میگشود، حالا که او رفت طنابها و غل و زنجیرها را بیاورید و خودتان را ببندید!
هم سید حسن مسقطی رفت و هم آن افرادی که با او معارضه میکردند؛ حالا ببینید آنجا چه کسی بر سر سفرۀ امیرالمؤمنین نشسته است و چه کسی دارد بر سرش میزند! چه کسی ندای ﴿يَٰحَسۡرَتَىٰ عَلَىٰ مَا فَرَّطتُ فِي جَنۢبِ ٱللَهِ﴾2 سر داده است و چه کسی مستِ نعمات و شراباً طهورای3 امیرالمؤمنین دارد شنا میکند، نهاینکه میخورد، بلکه شنا میکند! کدام یک از این دو؟ آنهایی که آمدند و خودشان را راحت کردند و زنجیر را برداشتند.
تقدّم رضایت خدا بر تمام مصلحت سنجیهای موهوم دنیوی
مرحوم آقا در یکهمچنین مجلسی منتها نه مثل این مجلس، برای یکی از ارحام عمامهگذاری کرده بودند. سر سفره نشسته بودیم تقریباً یک ربع، بیست دقیقهای خیلی موجز و خیلی عجیب صحبت کردند. ـ مثل ما یک ساعت و نیم حرف نزدند که سر و صدای همه مخصوصاً طبقۀ بالا در بیاید! ـ از جمله صحبتهایشان این بود که میفرمودند:
- روح مجرّد، ص ١٠٥:
«آری، حوزۀ نجف، سید حسن مسقطی را بیرون میکند. حوزۀ گمگشتۀ سرگشته نمیداند چه گوهر گرانبهایی را از دست داده است، و چه مرد توحید و شخصیت الهی و استوانۀ علم و سند فضیلت را فاقد شده است، و اگر میدانست، باز جهل بسیط بود، اما هزار افسوس از جهل مرکّب! سید حسن هر جا برود، در مسقط برود، در هند برود، در دریا برود، در صحرا برود، او با خدا است و خدا با او است. او ساجد است و راکع، او ملبّس به لباس احرام است ظاهراً و باطناً، او در داخل عالم ولایت و با ولیّ مطلق است.» - سوره زمر (٣٩) آیه ٥٦. امام شناسی، ج ٥، ص ١٥٣:
«(گفتار ستمگران است در روز قیامت که) ای حسرت و ندامت برای من بر آنچه من دربارۀ جنب خدا کوتاهی کردهام.» - اشاره به سوره انسان (٧٦) آیه ٢١: ﴿وَسَقَىٰهُمۡ رَبُّهُمۡ شَرَابٗا طَهُورًا﴾.
معاد شناسی، ج ٩، ص ٤٥٦: «و پروردگار آنها به آنان از شراب طاهر و طاهر کننده آشامانید و سیراب کرد.»
- روح مجرّد، ص ١٠٥:

