اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

غدیر، روز آزادی و رهایی از تعلّقات

مکتب عرفان، تنها مکتب رهایی بخش انسان از غل و زنجیرها

16347
عید غدیر
جلسات
نسخه عربی

غدیر، روز آزادی و رهایی از تعلّقات

14
  • «من روزی با یکی از اعاظم نجف ـ نه افراد عادی ـ راجع به این مسئله بحث کردم که ما باید تمام امور خود را یک به یک مورد رضای الهی و منطبق بر مصلحت الهی قرار بدهیم؛ ولی او می‌گفت: ”نه‌خیر، در بسیاری از موارد انسان باید مصلحت شخصی را در نظر بگیرد!“»

  •  نعوذباللَه، بفرمایید! سید حسن مسقطی را بیرون می‌کنید نتیجه‌اش این است! نتیجه‌اش این است که می‌آیید و در قبال مصلحت الهی، مصلحت شخصی، مصلحت اجتماعی، مصلحت شؤون، مصلحت بیا و برو، مصلحت داد و بیداد و مصلحت شعائر تخیلی ـ نه شعائر واقعی، چون شعائر واقعی همان چیزی است که نزد امیرالمؤمنین است، تمام شد! ـ را جایگزین می‌کنید. یا این است، یا آن است! یا جای این است، یا جای آن است! یا جای امیرالمؤمنین است، یا جای کس دیگر است! هر دو با هم جمع نمی‌شوند، نه این از آن خوشش می‌آید و نه آن از این خوشش می‌آید، کنار هم نمی‌نشینند. یا باید عمر را آورد و در دل جا داد و به‌دنبالش رفت، یا باید علی را آورد و عمر را بیرون کرد. علی و عمر در قلب انسان در کنار هم قرار نمی‌گیرند.1 آسمان به زمین بیاید و زمین به آسمان برود، آن دو در کنار هم قرار نمی‌گیرند آقاجان!

  •  باید تکلیفمان را مشخص کنیم. ما مصلحت خود را بر مصلحت خدا ترجیح می‌دهیم، آیا دین این است؟! خب عمر هم که همین را گفت! گفت گرچه می‌دانم پیغمبر تو را در غدیر نصب کرده است، [ولی الآن مصلحت چیز دیگری است.] من که کور نیستم، حافظه‌ام را هم از دست نداده‌ام، آلزایمر هم نگرفته‌ام، همین دو ماه پیش بود، خودم هم آمدم به تو گفتم: «بخٍ بخٍ لک یا علی!» مگر آن بی‌دین لا مذهب نگفت؟! آمد گفت: «بخٍ بخٍ لک یا علی، أصبحت مولایَ و مولی کلِّ مؤمنٍ و مؤمنةٍ! مبارک باشد، مبارک باشد بر تو این منصب ای علی، تو امروز مولا و صاحب اختیار من و هر مؤمن و مؤمنه‌ای شدی!»2 چه زبان‌باز هم بود! آنجا باید معلّق‌بازی دربیاورد، آنجا باید نفاق کند، چون اگر این کار را نکند همۀ نقشه‌های بعدی‌اش از بین می‌رود، باید بازی دربیاورد. او خیال می‌کند امیرالمؤمنین باور کرده است، خیال می‌کند پیغمبر باور کرده است.

    1. من لا یحضره الفقیه، ج ١، ص ٣٨٠:
      «قال إسماعیلُ الجُعفیُّ لأبی جعفرٍ علیه السّلام: رَجُلٌ یُحبُّ أمیرالمؤمنینَ علیه السّلام و لا یَتبَرّأُ مِن عدُوِّه و یَقولُ هو أحبُّ إلیَّ مِمّن خالَفهُ! قال: ”هذا مِخلَطٌ و هو عدُوٌّ فلا تُصَلِّ وَراءَهُ و لا کَرامةَ إلّا أن تَتّقیَه.“»
      ترجمه: «اسماعیل جُعفی به امام باقر علیه السلام عرضه می‌دارد که شخصی هست که امیرالمؤمنین علیه السلام را دوست دارد، ولی از دشمنان حضرتش تبرّی و بیزاری نمی‌جوید، و می‌گوید: او از مخالفینش نزد من محبوب‌تر است! حضرت فرمودند: ”او شخصی است که مطلب را در نظر افراد مشتبه می‌سازد و او دشمن است؛ پس پشت سر او نماز نخوان و نماز پشت سر او فضیلتی ندارد مگر آنکه از او بترسی و بخواهی تقیّه کنی.“» (محقق)
      بحار الأنوار، ج ٢٧، ص ٥٨:
      «و قیلَ لِلصّادق علیه السّلام: إنّ فُلانًا یُوالیکُم إلّا أنّه یَضعُفُ عن البَراءةِ مِن عدُوِّکُم. فقالَ: ”هَیهاتَ، کَذَبَ مَن ادَّعَی مَحبَّتَنا و لَم یَتبَرَّأ مِن عدُوِّنا!“»
      ترجمه: «به امام صادق علیه السلام عرض شد که فلانی ولایت شما را پذیرفته و شما را دوست دارد، ولی ضعفی دارد و از دشمنان شما بیزاری نمی‌جوید. حضرت فرمود: ”هیهات، دروغ می‌گوید کسی که ادّعای ولایت و دوستی ما را کند و از دشمنان ما بیزاری نجوید“!» (محقق)
      تقریب المعارف، ص ٢٩٤:
      «عَن عُمَر بن هند، عَن علیٍّ علیه السّلام أنّه قالَ‌: ”لا یَجتمعُ حُبّی و حُبّ عثمان فی قَلبِ رَجلٍ إلّا اقتلع أحدهما صاحبه.“»
      ترجمه: «عُمَر بن هند از امیرالمؤمنین علیه السلام روایت می‌کند که حضرت فرمودند: ”محبت من و عثمان با هم در قلب کسی جمع نخواهد شد إلاّ اینکه یکی از این دو، دیگری را از دل بیرون سازد.“» (محقق)
    2. إعلام الوری، ج ١، ص ٢٦٢؛ فرائد السّمطین، ج ١، ص ٦٥ و ٧١ و ٧٧؛ شواهد التّنزیل، ج ١، ص ١٥٧ و ٥٨؛ تاریخ مدینة دمشق، ج ١، ص ٤٨ و ٧٦ و ٧٨. و در بعضی از روایات ابن‌عساکر «أصبحتَ مولایَ و مولیٰ کلِّ مُسلمٍ» آمده است.
      امام شناسی، ج ٨، ص ١٥:
      «حاکم حسکانی نیز با سند دیگر خود از أبوهریره روایت کرده است که قال: مَن صامَ ثَمانیةَ عَشَرَ١ مِن ذی الحِجّة، کتِبَ لهُ صیامُ سِتّینَ شَهرًا، و هو یَومُ غدیرِ خُمٍّ لمّا أخَذَ النّبیُّ صلّی اللَه علیه و آله بیَدِ علیِّ فقالَ: ألَستُ وَلیَّ المُؤمِنینَ؟ قالوا: بَلیَ یا رَسولَ اللَهُ! فَقالَ: مَن کنتُ مَولاهُ فَعَلیٌّ مَولاهُ. فقالَ عُمَرُ بنُ الخطّابِ: بَخٍّ بَخٍّ لَک یا بنَ أبی‌طالبٍ أصبَحتَ مَولایَ و مولیٰ کلِّ مُؤمنٍ. و أنزَلُ اللَه ﴿ٱلۡيَوۡمَ أَكۡمَلۡتُ لَكُمۡ دِينَكُمۡ وَأَتۡمَمۡتُ عَلَيۡكُمۡ نِعۡمَتِي﴾
      ”هرکس روز هجدهم ماه ذوالحجّه را روزه بگیرد، ثواب شصت ماه روزه برای او نوشته می‌شود؛ و آن روز، روز غدیر خمّ است که چون پیغمبر دست علی را گرفت و گفت: آیا من ولیّ مؤمنین نیستم؟! گفتند: آری، ای رسول خدا! پیامبر فرمود: هرکس که من مولای اویم، علی مولای او است.
      عمر بن خطّاب گفت: به‌به، آفرین، آفرین بر تو ای پسر ابوطالب! صبح کردی درحالی‌که مولای من و مولای هر مرد مؤمنی هستی! و خداوند این آیه را فرستاد: ﴿ٱلۡيَوۡمَ أَكۡمَلۡتُ لَكُمۡ دِينَكُمۡ وَأَتۡمَمۡتُ عَلَيۡكُمۡ نِعۡمَتِي﴾.“»
      ١) ثامن عشره صحیح است فلهذا در ترجمه تصحیح شد.
      ٢) شواهد التَّنزیل، ج ١، ص ١٥٨.