غدیر، روز آزادی و رهایی از تعلّقات
19انسان به رفیقش محبت دارد بهجای خود، انسان به عیالش محبت دارد بهجای خود، عیال به شوهر محبت دارد بهجای خود، انسان به فرزند محبت دارد به جای خود، انسان به مادر، به همسایه، به مؤمنین، به سایر افراد محبت دارد بهجای خود، ولی صحبت در این است که اگر این محبت تبدیل به تعلق بشود آنجا است که غُل میآید، آنجا است که زنجیر میآید، آنجا است که دست و پای انسان گرفته میشود. لذا ما میبینیم که خود بزرگان حتی نسبت به اساتیدشان هم تعلّق نداشتند! بله، با آنها ربط داشتند، ولی تعلّقی نداشتند که مانع طلوعِ حقیقتِ توحید بشود. آنها به جنبۀ وساطت و آلیّت اساتیدشان نگاه میکردند؛ نه به جنبۀ استقلال و ذاتیّت! میگفتند ما به این جنبه و به این نحوۀ اساتیدمان نگاه میکردیم. آنوقت این شخص دیگر از هر دو جهان آزاد است.
خدا رحمت کند! واقعاً اگر در این دنیا شعری هم باشد همین شعرهایی است که از حافظ و مولانا و مرحوم حاج ملا هادی و امثال اینها بهدست ما رسیده است! بهبه، واقعاً چه شعرهایی است:
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود *** ز هرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است1 این شعر ترجمۀ همین آیه است: ﴿وَيَضَعُ عَنۡهُمۡ إِصۡرَهُمۡ وَٱلۡأَغۡلَٰلَ ٱلَّتِي كَانَتۡ عَلَيۡهِمۡ﴾2 خودش را از هرچه که بوی تعلق میدهد و از هرچه که بوی انتساب میدهد، آزاد کرده است؛ وقتی که آزاد بشود آنموقع تجلّی میشود تجلّی توحید!
آزادی و حرّیت، پیام غدیر
پس امروز که روز ولایت است، روز آزادی و حرّیت ما است! دکتری، دکتر باش ولی دکتر آزاد باش! مهندسی، مهندس باش ولی مهندس آزاد باش، تاجری، تاجر باش ولی تاجر آزاد باش! عالِم و مجتهدی، مجتهد باش ولی بهدنبال مکتب اهلبیت باش و آزاد باش! ﴿وَلَا يَخَافُونَ لَوۡمَةَ لَآئِمٖ﴾3 باید همیشه سرلوحۀ توجه و نظرۀ ما باشد.
در اینجا است که مولانا آن تشیّع خودش را به همۀ دنیا اعلان میکند، و وا أسفا و وا أسفا که تا بهحال نشستهایم و بر سر خودمان و بقیه میزنیم که مولانا سنّی است، مولانا سنّی است!4 آقا جان، دارد اعلان میکند:
- دیوان حافظ (قزوینی)، غزل ٣٧.
- سوره اعراف (٧) آیه ١٥٧. نور ملکوت قرآن، ج ١، ص ٩٨:
«و بار سنگین و غلهایی که بر آنان بسته شده است، برمیدارد و میگشاید.» - سوره مائده (٥) آیه ٥٤. اللَه شناسی، ج ١، ص ٣٥١:
«و از ملامت هیچ ملامت کنندهای در خوف و هراس نیستند.» - جهت اطلاع از تشیّع مولانا جلالالدّین بلخی رومی رضوان اللَه علیه، رجوع شود به اسرار ملکوت، ج ١، ص ٢٨٩.

