غدیر، روز آزادی و رهایی از تعلّقات
20زین سبب پیغمبر با اجتهاد *** اسم خود را و علی مولا نهاد دارد روز عید غدیر را میگوید! پیغمبر آمد نصب ولایت کرد، آخر کجا هستید و فکر و عقلتان کجا رفته است؟
«زین سبب پیغمبر با اجتهاد» یعنی ای مردم، پیغمبر نه از روی تقلید، بلکه از روی اجتهاد، از روی فهم، از روی حقیقت و از روی وحی آمد امیرالمؤمنین را نصب کرد؛ نه برای اینکه پسر عمویش بود، نه برای اینکه دامادش بود، نه برای اینکه میخواست ملاحظۀ دخترش را بکند، نه بهخاطر تخیلاتی که ماشاءاللَه ما در امروز داریم میبینیم! پیغمبر با اجتهاد که «نام خود و آن علی مولا نهاد»، این عمل را از روی عقل و یقین انجام داد!
خب مولا کی است؟ مولا دوست است؟ آقایی که میگویی منظور از مولا دوست است،1 این شعر بعدیاش را نخواندی؟ چرا نخواندی؟ یا اگر خواندی چرا نگفتی؟
گفت: هر کس را منم مولا و دوست *** ابن عمّ من علی، مولای اوست این را خواندی ولی معنای مولا را که دارد میگوید چرا نمیگویی؟ و چرا نمیخوانی؟ خدا از تو مؤاخذه میکند! باید حق را گفت!
کیست مولا آن که آزادت کند *** بند رقّیّت ز پایت بگسلد دوست این است؟ نه، مولا این است!
میدانی مولوی چه میگوید؟ میگوید همان آیهای که راجع به پیغمبر آمد که ﴿وَيُحِلُّ لَهُمُ ٱلطَّيِّبَٰتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيۡهِمُ ٱلۡخَبَـٰٓئِثَ وَيَضَعُ عَنۡهُمۡ إِصۡرَهُمۡ وَٱلۡأَغۡلَٰلَ ٱلَّتِي كَانَتۡ عَلَيۡهِمۡ﴾2 امروز امیرالمؤمنین مصداق همان آیه قرار گرفت.
کیست مولا آن که آزادت کند *** بند رقّیّت ز پایت برکَند ای گروه مؤمنان شادی کنید *** همچو سرو و سوسن آزادی کنید3 آنوقت مولوی این را دوست میداند؟ آدم چقدر باید... چه بگوییم؟ چه بگوییم؟ همین! آدم چقدر باید و دیگر چند تا نقطه! چه بگوییم دیگر! واقعاً چه بگوییم؟ دیگر وقتی که هست، هست دیگر! فعلاً قضیه این است.
«کیست مولا آن که آزادت کند» [یعنی] آزاد شو! بیا شاگرد امام صادق شو! بیا فقط آن چیزی که امام صادق گفته را مدّ نظرت قرار بده، نه آن چیزی که آقای فلان گفته است!
- رجوع شود به تطهیر الجنان و اللسان، ص ٩٤؛ مطالب السؤول، ص ٩٦.
- سوره اعراف (٧) آیه ١٥٧. نور ملکوت قرآن، ج ١، ص ٩٧:
«و [آن پیغمبر آنان را] از کار زشت ناپسندیده بازمیدارد و چیزهای پاک و پاکیزه را بر ایشان حلال مینماید و چیزهای آلوده و پلید را بر آنان حرام میکند و بار سنگین و غلهایی که بر آنان بسته شده است برمیدارد و میگشاید.» - گزیده ابیاتی از مثنوی معنوی (میرخانی)، دفتر ششم، ص ٦٤٢.

