غدیر، روز آزادی و رهایی از تعلّقات
24همیشه افراد با تقوا و افراد مُعرِض از دنیا و افرادی که بهدنبال نیت حرکت میکنند وجود دارند، همیشه بودهاند و همیشه هستند، منتها انسان باید [همنشینی آنها را] اختیار و انتخاب و گزینش کند. همیشه از این افراد بودهاند و ما هم در همان موقع که تحصیل میکردیم در همین حوزه سراغ این افراد میرفتیم و جای دیگر نمیرفتیم. افراد زیادی بودند، از اینطرف و آنطرف میآمدند، در آخر کار [باطن] بعضیها مشخص شد و همه دیدند که قضیه از چه قرار است و همه اطلاع پیدا کردند و بعضی را هم اطلاع پیدا نکردند و نمیکنند. ولی آدم باید سراغ چه کسی برود؟ باید سراغ آن شخصی برود که با تقوا باشد و نشستن با او انسان را به یاد آخرت بیندازد و از صحبتهای بیهوده پرهیز کند و روایت امام صادق را برای انسان بخواند.
من وقتی خدمت ایشان میرفتم و هر پنجشنبه و جمعه هم خدمت مرحوم علاّمه طباطبائی میرفتیم، واقعاً از این دو روزی که پیش علاّمه میرفتم احساس میکردم که این یک هفته شارژ هستم. یک مجلس خصوصی داشتند که سؤال و جوابهای علمی در آن بود. وقتی این مرد بزرگ صحبت میکرد اصلاً به جان مینشست، وقتی که در فضای معنوی و ملکوتی ایشان قرار میگرفتیم، میخواستیم بال دربیاوریم ـ من که اینطور بودم، حالا بقیه را نمیدانم ـ احساس میکردم که این مرد، مردی است که حقیقت دارد؛ این آدم، آدمی است که حقیقت دارد؛ این آدم، آدمی است که صدق دارد؛ این آدم، آدمی است که نه خودش را گول میزند و نه اطرافیانش را گول میزند؛ بلکه آنچه میفهمد و تشخیص میدهد، همان را میگوید. از کسی نمیهراسد و نمیترسد. تعلق ندارد، گرفتگی در زبان ندارد که نصف مطلب را بگوید و نصف دیگر را نگوید! این در دل انسان تأثیر میگذارد.
خصوصیّت شاگرد امام صادق علیه السلام
شاگرد امام صادق باید اینطور باشد، از وقتی که میگوید: «بسم اللَه الرّحمٰن الرّحیم، بدان أیّدک اللَه تعالیٰ فی الدارَین، لغت بر سه قسم است: اسم است و فعل است و حرف»1 از همان موقع باید ما سویاللَه را کنار بگذاریم، تمام شد!
- جامع المقدمات (طبع جامعه مدرسین)، کتاب صرف میر، ص ٩٩.

