غدیر، روز شکوفایی عقل و ظهور حقیقت ولایت
20توجّه کنید، عرض کردم که ما این را میخواهیم بگوییم: چرا پیغمبر در روز عید غدیر عمّار را با آن مقام نیاورد؟ چرا ابیذر را نیاورد؟ چرا سلمان را نیاورد؟ چرا مقداد را نیاورد؟ این موضوع، موضوعی است که باید به او توجّه بشود. اینها همه درجه یک، همه خوب، ولکن بحث، بحث زعامت یک امّت است، بحث ولایت یک امّت است، قضیّهاش با قضیّۀ ابوذر و... فرق میکند، مسئله با قضیّۀ عمار خیلی فرق میکند، زمین تا آسمان فرق میکند!
نقل میکنند میرزای قمی به اتفاق اصحابی که داشته است در اوّلین سفری که برای عتبات میآید، وارد کربلا که شدند، قبل از اینکه به زیارت سیّدالشّهدا برود به افرادی که در دور و بر او بودند میگوید:
«ادب اقتضاء میکند که من اوّل بروم و عتبۀ خانۀ استادم، وحید بهبهانی را ببوسم، بعد به زیارت سیّدالشّهدا بروم!»
ببینید، غلط و باطل است! وحید بهبهانی استاد شما است، به جای خود، نسبت به شما این عمل را انجام داد، به جای خود، خدا به او اجر و مقام میدهد و إنشاءاللَه مأجور است و شما هم باید نسبت به او ادای احترام کنید و باید برای او طلب مغفرت کنید؛ ولی چرا اوّل [بروی آنجا]؟! ادب چه اقتضا میکند؟! ادب اقتضا میکند این فرد که آمد چند سال نماز و روزه گرفت برای اینکه به شما پول بدهد، آیا او ولینعمت شما میشود یا سیّدالشّهدا که تمام عالم وجود ریزهخوار خوان اوست؟! کسی این را میفهمد که حقیقت ولایت را درک بکند. کدامیک از این دو بر تو منّت دارند؟! رسول خدا منت دارد که آمد و این سفره را گستراند [یا وحید بهبهانی]؟! اگر امام حسین نبود، وحید بهبهانی و بالاتر از وحید بهبهانی کجا بود؟! اینها یک آدم معمولی بودند و در خیابان خیار و چغندر میفروختند! این حرفها چیست؟! امام حسین آمد وحید را وحید کرد، امام حسین آمد میرزا را میرزا کرد، امام حسین آمد تمام دنیا را عوض کرد، امام حسین آمد چشم همه را باز کرد، امام حسین آمد این سفره را گستراند و همه را بهسوی توحید دعوت کرد و لوای شفاعت کبریٰ را او برافراشت! من چه کسی هستم؟! وحید کیست؟! این حرفها چیست؟! ببینید، اگر قرار باشد از میان میرزا و سیّدالشّهدا یکی از این دو تا امام بشود، که باید امام بشود؟! فوراً [بگویید] امام حسین امام است؛ نه میرزا، نه وحید، نه بنده و نه غیر بنده. امام، امام است، او صاحب مقام ولایت است و انسان باید چشمش را باز کند و بداند کجا است.

