
غدیر، روز شکوفایی عقل و ظهور حقیقت ولایت
غدیر، روز شکوفایی عقل و ظهور حقیقت ولایت
23وظیفۀ شیعه
پس وظیفۀ همۀ ما و اخلاءِ روحانی و برادران ایمانی که امروز بحمداللَه خداوند توفیق تلبّس به لباس انبیاء و متوّج شدن به تیجان ملائکه را نصیب آنها کرده است، [این است که] این مسئله باید به این کیفیّت مورد دقّت قرار بگیرد؛ البتّه إنشاءاللَه بوده است و فقط به عنوان این است که بالأخره ما با هم رفیقانه صحبت میکنیم و حرف میزنیم و درد دل میکنیم و راه را با هم بررسی میکنیم. کسی که در این لباس میآید، جلوی چشمش فقط باید امام صادق باشد، تمام شد و همین، فقط جلوی چشمش امام زمان باشد.
خطیب امروز بالای منبر فرمودند که امیرالمؤمنین را باید در کنار خود احساس کنید. این حرف، حرف عادی و شوخی نیست. یعنی هرجا میروی باید امیرالمؤمنین هم همراهت باشد؛ حرفی که میزنی مواظب باش چه داری میگویی، چون امیرالمؤمنین کنارت ایستاده است؛ وقتی میخواهی بروی یک جا و درخواستی کنی، امیرالمؤمنین را در کنار خودت ببین که چهکار میخواهی بکنی؟! وقتی میخواهی فلان حرف را بزنی، امیرالمؤمنین را در کنار خودت ببین.
ای وای! به کجا رفتیم؟! اگر به این مسائل عمل میشد و به این مطالب ترتیب اثر داده میشد، آنوقت چه وضعی داشتیم؟! به حرف که نیست عزیز من! آدم همینطوری بیاید هرچه از دهانش در میآید بگوید، جملات قشنگ و بالا و پایین، و بعد هم تمام بشود برود و...! نه آقاجان، از یکیک این مطالبی که گفته میشود حساب از ما میگیرند، واللَه این دو ملکی که اینطرف و آنطرف هستند، مینویسند، هر حرفی را مینویسند، هر مُخَیّله و خطوری که انسان بکند ثبت میکنند و فردا کف دست آدم میگذارند: آقا بیا، این حرف را زدی!
إنشاءاللَه امیدواریم که خداوند توفیق عنایت بکند به همۀ ما مخصوصاً آنهایی که خود را آماده کردهاند برای اینکه این مکتب را تبلیغ و این هدف را به مردم ابلاغ بکنند. و بدانید در این ابلاغ، مسئولیّت خیلی خطیر است. در وهلۀ اوّل، مسئولیت متوجّه خود ما است؛ خدای نکرده در آنچه فهمیدهایم بخواهیم سر سوزنی قاطی کنیم و بالا و پایین کنیم و برای خاطر مصالح روز و مصالح شخصی و اجتماعی بخواهیم کم و زیاد کنیم، ضرر اوّلش متوجّه خود ما خواهد شد. ضررش این است که خدا هم این پیچ فهم را میبندد؛ حالا [اگر میتوانی] بیا بازش کن! روایت میخوانیم دیگر نمیفهمیم و یک چیز دیگر میفهمیم؛ کلام بزرگان را میخوانیم، یک چیز دیگر میفهمیم؛ مطلبی به نظر میرسد، یک چیز دیگر میفهمیم؛ چون پیچ بسته شده است. إنشاءاللَه که تا بهحال برای ما پیش نیامده است، ولی برای بعضیها پیش آمده است و خود آنها برای من نقل کردند: «هر روزی که خطایی، گناهی، لغزشی از ما سر بزند، شب موقع مطالعه میفهمیم که با شب قبلمان تفاوت داریم.» چون پیچ بسته شده است.
