
معرفت به ولایت و وصول به توحید علمی
ولایت عبارت است از توحید عملی. توحید عملی، یگانه دستگیر و راهبر انسان. عبادت پروردگار بدون اطاعت پیغمبر، منافی با ولایت. دعوت توحیدی اولیالأمر برای وصول به معارف الهی. تثبیت در راه سلوک إلیاللَه از ثمرات تبعیّت از مقام ولایت. معیّت با انبیا و صدّیقین و شهدا و صالحین، أثر تبعیّت از ولایت. ولایت، اساس اعتقاد شیعه. مکتب ولایت، مکتب تربیت. تشرّف حارث هَمدانی به خدمت أمیرالمؤمنین علیه السّلام. قبیلۀ همدان از موالیان و شیعیان امیرالمؤمنین علیه السّلام. بهترین شیعیان در کلام امیرالمؤمنین علیه السّلام. دین خدا به مردان شناخته نمیشود بلکه به علامت حق شناخته میشود. گفتار امیرالمؤمنین علیه السّلام به حارث دربارۀ درجات و مقام خود. أمیرالمؤمنین علیه السّلام قسمتکنندۀ آتش دوزخ. اشعار سیّد حمیری دربارۀ گفتار امیرالمؤمنین به حارث. ترجمۀ أشعار سیّد حمیری. توضیحی پیرامون مذهب سیّد حمیری.
معرفت به ولایت و وصول به توحید علمی
توضیحات:
ولایت عبارت است از توحید عملی. توحید عملی، یگانه دستگیر و راهبر انسان. عبادت پروردگار بدون اطاعت پیغمبر، منافی با ولایت. دعوت توحیدی اولیالأمر برای وصول به معارف الهی. تثبیت در راه سلوک إلیاللَه از ثمرات تبعیّت از مقام ولایت. معیّت با انبیا و صدّیقین و شهدا و صالحین، أثر تبعیّت از ولایت. ولایت، اساس اعتقاد شیعه. مکتب ولایت، مکتب تربیت. تشرّف حارث هَمدانی به خدمت أمیرالمؤمنین علیه السّلام. قبیلۀ همدان از موالیان و شیعیان امیرالمؤمنین علیه السّلام. بهترین شیعیان در کلام امیرالمؤمنین علیه السّلام. دین خدا به مردان شناخته نمیشود بلکه به علامت حق شناخته میشود. گفتار امیرالمؤمنین علیه السّلام به حارث دربارۀ درجات و مقام خود. أمیرالمؤمنین علیه السّلام قسمتکنندۀ آتش دوزخ. اشعار سیّد حمیری دربارۀ گفتار امیرالمؤمنین به حارث. ترجمۀ أشعار سیّد حمیری. توضیحی پیرامون مذهب سیّد حمیری.
معرفت به ولایت و وصول به توحید علمی
12أمیرالمؤمنین علیه السّلام قسمتکنندۀ آتش دوزخ
«وَ أُبَشِّرُکَ یا حارثُ! لَتَعرِفَنِّی عندَ المَماتِ و عندَ الصِّراطِ و عندَ الحَوضِ و عندَ المُقاسَمَةِ.»
«”ای حارث، تو دوستدار ما هستی! من به تو یک بشارت میدهم تا اینکه مرا بشناسی وقت مردن، کنار صراط در قیامت، پهلوی حوض کوثر، عند المقاسمة.“»
پس چند جا؟ چهار جا: یکی هنگام مردن؛ هنگامی که انسان از صراط میخواهد عبور کند؛ پهلوی حوض کوثر؛ و عندالمقاسمة. چهار جا انسان امیرالمؤمنین را میبیند با آن روح ملکوتی.1
[قالَ الحارثُ: «و ما المُقاسَمَةُ؟»
قالَ: «مُقاسَمَةُ النّارِ! أُقاسِمُها قِسمَةً صَحیحَةً؛ أقول: هَذا وَلیّی فاترُکیهِ، و هذا عَدُوّی فَخُذیهِ!»
ثُمَّ أخَذَ أمیرُالمُؤمِنین علیه السَّلامُ بیَدِ الحارثِ فَقالَ: «یا حارِثُ! أخَذتُ بیَدِکَ کما أخَذَ رَسولُ اللَه صَلَّی اللَه علیه و آله بِیَدِی، فقالَ لی ـ و قد شَکَوتُ إلَیهِ حَسَدَ قُرَیشٍ و المُنافِقینَ لی ـ: ”إنَّهُ إذا کانَ یَومُ القیامةِ أخَذتُ بحَبلِ اللَه و بحُجزَتهِ ـ یَعنی عصمَتَهُ من ذیالعرش تَعالیٰ ـ و أخَذتَ أنتَ یا عَلِیُّ بحُجزَتِی، و أخَذَ ذُرّیَّتُکَ بحُجزَتِکَ و أخَذَ شیعَتُکُم بحُجزَتِکُم.“ فَماذا یصنَعُ اللَه بِنَبیِّهِ، و ما [ذا] یصنَعُ نَبیُّهُ بوَصیِّهِ؟
خُذها إلیک یا حارثُ؛ قَصیرَةً من طویلةٍ! أنتَ مَعَ من أحبَبتَ و لَکَ ما اکتَسَبتَ.» یقولها ثَلاثًا.
«حارث گفت: ”مقاسمه چیست؟“
حضرت فرمود: ”قسمت نمودن آتش دوزخ است؛ من آن را قسمت میکنم به تقسیم صحیحی و میگویم: ای آتش، این مرد از موالیان و پیروان ماست او را رها کن؛ و این مرد از دشمنان ماست او را بگیر!“
سپس امیرالمؤمنین علیه السّلام دست حارث را در دست خود گرفتند و گفتند: ”ای حارث! روزی، من از آزار قریش و منافقین این امّت و حسدی که بر من میبردند خدمت رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله و سلّم شکایت کردم؛ رسول خدا دست مرا گرفت و در دست خود قرار داد، همینطوری که من دست تو را در دست خود گذاردهام و فرمود:
چون قیامت بر پا گردد، من دست به ریسمان الهی و دامان عصمت پروردگار تعالی، صاحب عرش، خواهم زد، و تو ای علی دست به دامان من میزنی، و ذرّیّه و اولاد تو دست به دامان تو میزنند، و شیعیان شما دست به دامان شما میزنند.
- به علّت ناقص بودن فایل صوتی این سخنرانی، ادامۀ مطالب از کتاب معاد شناسی، ج ٢، ص ٣٩ ـ ١٤٦ آورده شد. (محقّق)
