اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

معرفت به ولایت و وصول به توحید علمی

17٬909
جلسات

ولایت عبارت است از توحید عملی. توحید عملی، یگانه دستگیر و راهبر انسان. عبادت پروردگار بدون اطاعت پیغمبر، منافی با ولایت. دعوت توحیدی اولی‌الأمر برای وصول به معارف الهی. تثبیت در راه سلوک إلی‌اللَه از ثمرات تبعیّت از مقام ولایت. معیّت با انبیا و صدّیقین و شهدا و صالحین، أثر تبعیّت از ولایت. ولایت، اساس اعتقاد شیعه. مکتب ولایت، مکتب تربیت. تشرّف حارث هَمدانی به خدمت أمیرالمؤمنین علیه السّلام‏. قبیلۀ همدان از موالیان و شیعیان امیرالمؤمنین علیه السّلام. بهترین شیعیان در کلام امیرالمؤمنین علیه السّلام. دین خدا به مردان شناخته نمی‏شود بلکه به علامت حق شناخته می‏شود. گفتار امیرالمؤمنین علیه السّلام به حارث دربارۀ درجات و مقام خود. أمیرالمؤمنین علیه السّلام قسمت‌کنندۀ آتش دوزخ‏. اشعار سیّد حمیری دربارۀ گفتار امیرالمؤمنین به حارث‏. ترجمۀ أشعار سیّد حمیری. توضیحی پیرامون مذهب سیّد حمیری.

معرفت به ولایت و وصول به توحید علمی

توضیحات:

ولایت عبارت است از توحید عملی. توحید عملی، یگانه دستگیر و راهبر انسان. عبادت پروردگار بدون اطاعت پیغمبر، منافی با ولایت. دعوت توحیدی اولی‌الأمر برای وصول به معارف الهی. تثبیت در راه سلوک إلی‌اللَه از ثمرات تبعیّت از مقام ولایت. معیّت با انبیا و صدّیقین و شهدا و صالحین، أثر تبعیّت از ولایت. ولایت، اساس اعتقاد شیعه. مکتب ولایت، مکتب تربیت. تشرّف حارث هَمدانی به خدمت أمیرالمؤمنین علیه السّلام‏. قبیلۀ همدان از موالیان و شیعیان امیرالمؤمنین علیه السّلام. بهترین شیعیان در کلام امیرالمؤمنین علیه السّلام. دین خدا به مردان شناخته نمی‏شود بلکه به علامت حق شناخته می‏شود. گفتار امیرالمؤمنین علیه السّلام به حارث دربارۀ درجات و مقام خود. أمیرالمؤمنین علیه السّلام قسمت‌کنندۀ آتش دوزخ‏. اشعار سیّد حمیری دربارۀ گفتار امیرالمؤمنین به حارث‏. ترجمۀ أشعار سیّد حمیری. توضیحی پیرامون مذهب سیّد حمیری.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

معرفت به ولایت و وصول به توحید علمی

14
  • ٣. او مرا با چشمان خود خواهد دید، و من او را با تمام صفاتش و نام و نشانش و کردار و عملش می‌شناسم.

  • ٤. و تو ای حارث هَمدانی! در کنار پل دوزخ مرا خواهی دید و خواهی شناخت، و بنابراین از لغزش و افتادن از روی پل در میان جهنّم بیم مدار.

  • ٥. من در آن حال در نهایت تشنگی و فرطِ عطش تو، از آن آب‌های سرد خوشگوار به تو خواهم داد که از شدّت شیرینی بپنداری که عسل است.

  • ٦. در هنگامی که در مقام عَرض و حساب تو را متوقّف دارند، من به آتش می‌گویم: او را رها کن و به این مرد نزدیک مشو!

  • ٧. او را رها کن و ابداً گِرد ساحت او مگرد و به او نزدیک مشو! چون دست او به ریسمانی محکم است که آن ریسمان به ریسمان ولایت وصیّ رسول خدا متّصل است!»

  • توضیحی پیرامون مذهب سیّد حمیری

  • علیّ بن عیسی إربِلی که از بزرگان علمای شیعه است در کتاب کشف الغُمّة فی مَعرفِة الأئمّة گوید:

  • مرحوم سیّد إسماعیل حِمیَری در بدو امر، مذهبش کیسانیّه و به امامت محمّد بن حنفیّه قائل بود و به رجعت او اعتقاد داشت. چون با حضرت امام جعفر صادق علیه السّلام ملاقات کرد و آن حضرت او را به حقّ و مذهب اثنیٰ‌عشریّه دلالت کردند، از مذهب خود برگشت و به مذهب حقّ اثنیٰ‌عشریّه رجوع و عدول نمود.1و2] 

    1. در معالِم العلماء در باب «بَعضُ شُعراءِ أهلِ‌البیتِ عَلیهمُ السّلام»، ص ١٣٤، ابن‌شهرآشوب گوید:
      «در ابتدای امر، سیّد خارجی مذهب بوده؛ بعد، از کیسانیّه شد و سپس از امامیّه شد.» (معاد شناسی)
    2. در ترجمۀ احوال سیّد حِمیَری، آیة الله سیّد حسن صدر در کتاب تأسیس الشّیعة لعلوم الإسلام، ص ١٩١ و ١٩٢، ترجمۀ احوال سیّد حمیری را در ضمن شعرای شیعه بدین‌گونه آورده است:
      «و از ایشان است سیّد ابن محمّد ابوهاشم الحمیری. و ”سیّد“ لقب است و مراد از آن، سیّدالشّعراء است. اسمش إسماعیل بن محمّد بن زید بن ربیعه، از حِمیَر است. وی از مشاهیر شعرای عصر خود در کوفه بوده است. شعر، خوب و بسیار می‌سرود و در بسیار سرودن بلا نظیر بوده است.
      ابن‌مُعتَزّ در تذکره گوید: ”سیّد حِمیَری چهار دختر داشت که هر یک از آنان چهارصد قصیده از قصائد پدر خود را حفظ داشتند. سیّد شاعری بود زیبا و خوش‌هیکل و تنومند و مورد پسند و حَسَن‌الأُسلوب و محکم‌الشّعر. با حذاقت‌ترین و ماهرترین مردمان در فنّ شعر بود. آنچه را که از فضائل و مناقب علیّ علیه السّلام شنیده، در پیکر نظم درآورد. و در نظم حدیث همتا نداشت.“
      ابن‌مُعتزّ گوید: ”سیّد، شیعه مجاهر و بدون تقیّه و پروا بود، با آنکه پدر و مادرش این‌طور نبوده‌اند. وی از حِمیَر شام است. گوید: بر من رحمت خداوندی به‌طور وافر و سرشار ریزش کرد، بنابراین من مثل مؤمن آل فرعون بودم.“
      ابن‌کثیر در تاریخش از أصمَعی روایت کرده است که او گفت: ”اگر سیّد در اشعار خود صحابه را سبّ نمی‌کرد، من احدی را در طبقۀ او بر وی مقدّم نمی‌داشتم.“
      من می‌گویم: به‌جهت آنکه در عصر او کسی نبود که در شعر بتواند به او نزدیک شود، در تمام فنون ادب و شعر، فرید و وحید بود، در شعر همتا نداشت، در مقام مسابقه و پیشی نبود، دارای طبع سیّال و قریحه وقّاد بود، فصیح و بلیغ بود، الفاظش سهل و شیرین بود، شعرش در انسجام نمونه بود، در شیرینی و حلاوت و در قدرت و استواری بیان بی‌مانند بود، گرچه قصیدۀ وی طولانی می‌شد؛ و همۀ قصائدش طولانی است. بسیاری از مردم در اشعارش به دروغ دست برده و ساختگی‌هایی بدان افزودند و او را نسبت به فسق و فسوق دادند. سبب این امر هم معلوم است؛ سیّد در اوّل امر، کیسانی بود سپس مستبصر شد و در محضر حضرت صادق علیه السّلام و به وسیلۀ ایشان از راه حق تبعیّت کرد. اوست که در این‌باره می‌گوید:
      تَجَعفَرتُ باسمِ اللهِ و اللهُ أکبر ** و أیقَنتُ أنّ اللهَ یَعفو و یغفرُ
      و دُنتُ بِدِینٍ غیرِ ما کنتُ رائیًا ** هَدانی إلیه سیّدُ النّاسِ جعفرُ
      و به صحّت پیوسته است که ـ طبق کتاب أبوعَمرو کشیّ ـ حضرت صادق علیه السّلام سه بار برای وی طلب رحمت کردند.
      وفات او در بغداد، سنۀ ١٩٩ و گفته شده است سنۀ ١٩٣ اتّفاق افتاد. در تَذکِرة گفته است: ”در زمان هارون‌الرّشید بود.“ اشراف شیعه برای او هفتاد کفن فرستادند، امّا هارون قبول نکرد و از عین مال خالص خود کفن او را داد، و بر او مهدی عبّاسی بر طریقۀ امامیّه نماز خواند.» ـ انتهی.
      سیّد حسن صدر گوید: «من می‌گویم: مهدی، پدر هارون‌الرّشید است و در سنۀ ١٦٩ مرده است، و چگونه متصوّر است وفات سیّد حمیری در زمان رشید باشد؟ فتأمّل. ابن‌معتزّ هم کسی نیست که دربارۀ او این‌گونه اشتباهات توهمّ رود. شاید در نسخۀ تذکرة در تاریخ وفات، تصحیفی به عمل آمده است، یا از نام نمازگزار، لفظ ”ابن“ ساقط شده است؛ در هر حال، سزاوار است مراجعه شود، و من اینک مجال و وقت مراجعه را ندارم... .» ـ انتهی کلام سیّد حسن صدر در تأسیس الشّیعة.
      و أنا أقولُ: لا شکَّ و لا ریبَ که وفات حضرت صادق علیه السّلام در شوّال ١٤٨ واقع شده است؛ بنابر آنچه را که ما از أعلام در متن آوردیم، باید وفات حمیری در زمان حیات حضرت باشد. و بنابراین با تمام تاریخ‌های واقعه در تذکرة وفق نمی‌دهد. (معاد شناسی)
/ 260