هدف از حضور در مجالس ذکر اهلبیت
13خب همین روش و همین مسئله همیشه بوده است. اگر [منظور انسان] یک شخص نبوده که نبوده است و اگر هم بوده که خب خودش را درست کند! اینکه من منظور نبودم و اینطرف و آنطرف و فلان و این حرفها یعنی چه؟! ما دیگر بزرگ شدهایم و موقع پفک خوردنمان گذشته است!
خب روش و مرام و دأب و دَیدن پیغمبر این بود که نمیآمدند مطالب را به شخص در جلوی جمعیت بگویند، بلکه مسئله را [کلّی] میگفتند؛ هر کسی گرفت، گرفت و هر کسی نگرفت، نگرفت! همۀ بزرگان هم همینطور بودند، میآمدند یک مطلب را میگفتند؛ اگر گرفت، گرفت و اگر نگرفت، نگرفت!
عامل انحراف افراد بعد از رسول خدا
در زمان پیغمبر چه افرادی بودند؟ آیا در زمان پیغمبر میزان ایمان افراد مشخص بود؟! نه مشخص نبود! خنده و فلان و بیا و برو و سلام و صلوات و یا رسولاللَه و از این حرفها زیاد بود، ولی همینکه این شخصیت ظاهری ریخت و بهحسب ظاهر در درون خاک جای گرفت، آن افراد به هر میزانی که امیرالمؤمنین را قبول داشتند، به همان میزان آمدند و خود را نشان دادند! آنهایی که بغض داشتند همینهایی بودند که سردمدار مسئله شدند و برای رسیدن به خلافت بهسمت سقیفه شتابان حرکت کردند؛ و آنهایی که بغض نداشتند ولیکن مثل أنعام و چهارپایان و حیوانات بودند، گفتند: «مردم دارند به سقیفه میروند، ما هم برویم ببینیم چه خبر است!»
ـ: خب بروند، تو چرا داری میروی؟
ـ: میخواهند در سقیفه صحبت کنند!
ـ: خب صحبت کنند! راجع به چه موضوعی میخواهند صحبت کنند؟
ـ: یک مطالب مهمی است که میخواهند در آنجا به شُور و نظر بگذارند!
ـ: راجع به چه موضوعی؟
ـ: راجع به خلافت پیغمبر!
ـ: خلافت پیغمبر؟! مگر پیغمبر دیروز در مسجد مدینه بالای همین منبر نگفت که بعد از من علی است؟! دیگر راجع به چه چیزی میخواهند صحبت کنند؟!
ـ: حالا بیا برویم ببینیم چه خبر است!
«حالا برویم، حالا برویم» تمام شد! برای چه میروید؟! آیا ما اینطور نیستیم؟! هستیم یا نیستیم؟! «خب بلند شویم برویم» دیگر ندارد! خب و زهرمار! وقتی که پیغمبر دیروز بالای همین منبر آمد و جانشینش را تعیین کرد، دیگر «خب حالا برویم ببینیم چه میگویند» یعنی چه؟! اصلاً زهر مار میگویند! هر چه میخواهند بگویند، بگویند! تو سر جایت بنشین!

