هدف از حضور در مجالس ذکر اهلبیت
17امیرالمؤمنین که یک آدم معمولی و بیلزنی نبود که فقط بلند شود برود باغبانی کند! امیرالمؤمنینی که تمام جنگها مستند به او بود، کندن در خیبر برای او بود، کشتن عمرو ابن عبدود برای او بود، جنگ بدر بهدست امیرالمؤمنین تمام شد، جنگ احزاب بهدست امیرالمؤمنین ختم شد، جنگ اُحد بالأخره بهدست امیرالمؤمنین به یک مرحلۀ عدم شکست اسلام و پیغمبر رسید! اینها چیزی نیست که کسی بتواند انکار کند! کلماتی که پیغمبر راجع به امیرالمؤمنین فرمودند مانند «أنا مَدینةُ العِلمِ وَ عَلیٌّ بابُها»1 را کسی نمیتواند انکار کند! آنوقت ما بقیه را به امیرالمؤمنین تشبیه میکنیم!
روایت رسول خدا در منزلت امیرالمؤمنین در روز خیبر
پیغمبر در روز خیبر فرمودند:
«یا علی، اگر ترس آن نداشتم که مردم دربارۀ تو چیزی را بگویند که نصاریٰ دربارۀ عیسی ابن مریم گفتند، دربارۀ تو کلامی میگفتم که بر هیچکس مرور نمیکردی الاّ اینکه خاک پایت را برمیداشت و به چشم میکشید!»2
پیغمبر در اینجا میخواهد چه بگوید؟ یعنی ای علی، تو خدایی! تو مظهر تامّ خدا هستی! ببینید که در اینجا چه اسراری است که آنها هم نتوانستند بگویند و فقط همینقدر یک جمله گفتند که بدانید خبرهایی هست!
پیغمبر میفرماید: «اگر ترس نداشتم، به مردم میگفتم و مردم به تو همان اعتقادی را پیدا میکردند که مسیحیان به مسیح پیدا کردند، ولی من نمیتوانم بگویم!»
اعتقاد مردم نصاریٰ به حضرت مسیح، ابن اللَه یعنی فرزند خدا است! البته اعتقاد آنها به آن کیفیّت غلط است و امیرالمؤمنین به یک صورت دیگرند که مظهر تامّ و آن اثر وجودی و نازلۀ ذات پروردگار در عالم کون و مکان است.
عرفا، تنها کسانی که حقیقت دین را فهمیدهاند!
آنهایی که اهل سرّ هستند به این نکتۀ من میرسند! آنها چه کسانی هستند؟ معلوم است که چه کسانی هستند؛ امثال مرحوم آقا و امثال استادشان ـ رضوان اللَه علیهما ـ ولی بقیه نهخیر، ابداً! پس دین را چه کسی فهمیده است؟ اینها فهمیدهاند! آنوقت ما [خیلی راحت] میگوییم: حسینهای زمان، علیهای زمان!3 خب اگر واقعاً این شخص اینطور است، بسم اللَه! این ید و این بیضا! شما انجام بدهید، آنوقت ما هم به شما [حسین و علی زمان] میگوییم!
- تحف العقول، ص ٤٣٠.
برای توضیح بیشتر رجوع شود به عبقات الأنوار فی إمامة الأئمة الأطهار، ج ١٤، ص ١٦ ـ ٥٤٦؛ امام شناسی، ج ١١، ص ٥١. - الکافی، ج ٨، ص ٥٧:
«عَن أبیبَصیرٍ قال: بَینا رسول اللَه صلّی اللَه علیه و آله و سلّم ذاتَ یَومٍ جالِسًا إذ أقبَلَ أمیرالمؤمنینَ علیه السّلام فَقالَ لَه رسول اللَه صلّی اللَه علیه و آله و سلّم: ”إنّ فیکَ شَبَهًا مِن عیسَی ابنِ مَریمَ، و لولا أن تَقولَ فیکَ طَوائِفُ مِن أُمّتی ما قالَتِ النّصارَی فی عیسَی ابنِ مَریمَ لَقُلتُ فیکَ قَولًا لا تَمُرّ بِمَلَإٍ مِن النّاسِ إلّا أخَذوا التُّرابَ مِن تَحتِ قَدَمَیکَ یَلتَمِسونَ بِذَلِکَ البَرکَة!“....» - رجوع شود به مجموعه آثار شهید مطهّری، ج ٣، ص ٤٣٥؛ ج ٢٤، ص ٧٩ و ٨٠.
- تحف العقول، ص ٤٣٠.

