هدف از حضور در مجالس ذکر اهلبیت
19عمل امیرالمؤمنین در همۀ احوال صرفاً براساس تکلیف
اگر یاد رفقا باشد بنده چند جلسه راجع به جریان صفّین و راجع به امیرالمؤمنین صحبت کردم که در آن قضیهای که بین امیرالمؤمنین و عمرو عاص پیش آمد چه مطلبی هست و حتی مسئله به مباحث فقهی و شرعی و تکلیفی هم رسید و ما حتی تا آنجا هم پیش رفتیم.
امیرالمؤمنین علیه السلام در آن قضیه چه کرد و چه علّتی را در آن مسئله جستجو میکرد؟ مگر امیرالمؤمنین برای احقاق حق نیامد؟! مگر امیرالمؤمنین برای از بین بردن معاویه نرفت؟! مگر امیرالمؤمنین اینهمه مردم را در راه نیاورد؟! خب در آنجا هم که حلوا و برنج زعفران نمیدادند، بلکه در آنجا تیر و شمشیر و سنان بود! با این آمدنِ امیرالمؤمنین در آنجا، چقدر زنها که بیوه نشدند و چقدر فرزندان که بیپدر نشدند!
حالا امیرالمؤمنین جواب مردم را چه بدهد؟ جواب این زنها را چه بدهد؟ جواب این بچهها را چه بدهد؟ جواب این مادرها را چه بدهد؟ جواب این پدرها را چه بدهد؟ آیا همۀ این سؤالها در ذهن ما میآید یا نمیآید؟
امیرالمؤمنین مردم را در مسجد کوفه1 جمع کردند و صحبت کردند. به قبائل هم نامه نوشتند که بیایید برای دفع ظلم، معاویه را از بین ببریم و او را برگردانیم2 که البته در نهایت، جریان به مخالفت منافقین و آن حقّهبازی و تقلّب عمرو عاص تمام شد! عمرو عاص هم معلوم است که اهل تقلّب و حقّهبازی بود!3
همیشه این قضایا در تاریخ بوده و همیشه عمرو عاص داشتهایم! عمرو عاصِ آنموقع هم او بود. او میرود و یکی دیگر میآید!
حالا دقیقاً در همان موقعی که امیرالمؤمنین میخواهد ضربت را بر سر عمرو عاص وارد کند، او آن عمل قبیح را انجام میدهد و باعث میشود که امیرالمؤمنین از کشتن او صرف نظر کند!4
حالا امیرالمؤمنین جواب این مردم را در این قضیه و همچنین در آن قضیۀ باز کردن نهر که اول معاویه آمد و آن عمل خلاف را انجام داد،5چه میدهد؟ این مردم میگویند: «یا علی، تمام بچههای ما کشته شدند، پدرهای ما کشته شدند، ولی تو حالا که به اینجا رسیدی یکدفعه شمشیر را برمیداری و عمرو عاص را از بین نمیبری؟!»
- حضرت بعد از جریان جمل، از مدینه به کوفه برگشتند و دیگر کوفه مرکز خلافت بود، لذا حضرت جایگاه خودشان را در مسجد کوفه قرار دادند.١
١) وقعة صفین، ص ٣. - الکافی، ج ٥، ص ٣٩؛ وقعة صفین، ص ٩٢.
- وقعة صفین، ص ٤٧٨ و ٤٩٠.
- وقعة صفین، ص ٤٠٧ و ٤٢٤.
- وقعة صفین، ص ١٦٠:
«عَن عَبدِاللَهِ بنِ عَوفِ بنِ الأحمَرِ قالَ: ”لمّا قَدِمنا علَی مُعاویةَ و أهلِ الشّامِ بِصِفّینَ وَجَدناهُم قد نَزَلوا مَنزِلًا اختاروهُ مُستَویًا بِساطًا واسِعًا و أخَذوا الشّریعةَ فَهیَ فی أیدیهِم و قد صَفَّ أبوالأعوَرِ عَلَیها الخَیلَ و الرَّجّالَةَ و قَدَّمَ المُرامیَةَ و مَعَهُم أصحابُ الرِّماحِ و الدَّرَقِ و علَی رُؤوسِهِمُ البَیضُ و قد أجمَعوا أن یَمنَعونا الماءَ فَفَزِعنا إلَی أمیرالمؤمنینَ فَأخبَرناهُ بِذَلِک!“....»
ترجمه: «عبداللَه بن عَوف بن أحمر نقل میکند: ”زمانی که ما به معاویه رسیدیم درحالیکه اهل شام هم در صفّین بودند، دیدیم آنها جایی را برای خود برگزیده بودند و فرود آمده بودند که مسطّح و وسیع بود و شریعه را در دست گرفته بودند و ابوالأعور با لشگر سواره و پیادۀ خود در کنار شریعه صف کشیده بود و تیراندازان را جلوی آنان به همراه نیزهداران که سپر به دست و کلاهخود به سر داشتند، مقدّم داشته بود و قصد داشتند که ما را از رسیدن به آب بازدارند. پس ما به امیرالمؤمنین علیه السلام پناه جستیم و او را از جریان باخبر نمودیم!“....» (محقق)
- حضرت بعد از جریان جمل، از مدینه به کوفه برگشتند و دیگر کوفه مرکز خلافت بود، لذا حضرت جایگاه خودشان را در مسجد کوفه قرار دادند.١

