هدف از حضور در مجالس ذکر اهلبیت
22اگر پیش یک رفیق برویم و بگوییم این مقدار حق با شما است و این مقدار حق با من است و من به این مقدار از تو معذرتخواهی میکنم، جلو آمدهایم! زن و فرزند هم همینطور! حتی اگر پدر ببیند که نسبت به فرزندش خلاف کرده است، باید بگوید که من در اینجا خلاف کردم، چون اگر نگوید در دل این فرزند میماند و وقتی که بزرگ میشود در آنجا بروز میکند! نباید بگوید که حالا من پدر هستم و موقعیت و شأنم اینطور اقتضا نمیکند! نه، دستور اسلام این نیست!
اما فرزند هم به مقتضای خودش وقتی که دید پدر اینطور گفت، باید بلند شود و دست پدر را ببوسد و بگوید نه، من در اینجا مقصّر هستم و در اینجا کوتاه آمدم و ضعف نشان دادم! هر کدام جای خودش را دارد؛ فرزند باید برود دست پدر را ببوسد و پدر هم باید در آن مقداری که میبیند [خلاف کرده جلو] بیاید! این میشود راه و روش امیرالمؤمنین!
إقدام براساس یقین، شرط ورود در راه امیرالمؤمنین
امیرالمؤمنین چقدر در نهج البلاغه دارد که تا وقتی نسبت به یک مطلب یقین پیدا نکردهای اقدام نکن!1 یقین یعنی همینطوری که این چراغ روشن است!
مثلاً میآیند و به من میگویند: «آقا، فلان شخص این کار را کرده است!» خب این مطلب در گوش من میرود! یکی دیگر میآید و میگوید: «[فلان شخص] آن کار را کرده است!» خب این مطلب هم در گوش من میرود! حالا آیا بعداً باید خودم شروع به تحقیق کنم یا اینکه باید تا شخصی یک حرف زد، ترتیب اثر بدهم؟ باید بروم تحقیق کنم؛ آنهم نه از یک نفر، بلکه از چند نفر! وقتی که دیگر مطلب مسلّم شد، آنوقت آن تصمیم مناسب گرفته بشود! اگر این کار را کردم، در راه امیرالمؤمنین هستم و اگر نکردم در راه امیرالمؤمنین نیستم، بلکه ضعیف هستم و نقص دارم! مسئله این است.
حالا بلند شویم و مدام در مجالس «یا علی» بگوییم! خب اینها بسیار خوب است و همه مربوط به داخل خود مجلس است، ولی وقتی که بیرون هم رفتیم، در همان حال و هوا و شور هستیم یا نه؟!
- نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص ٥٢٤، حکمت ٢٧٤:
«وَ قالَ علیه السّلام: ”لا تَجعَلوا عِلمَکُم جَهلًا و یَقینَکُم شَکًّا؛ إذا عَلِمتُم فاعمَلوا و إذا تَیَقَّنتُم فَأقدِموا!“»
ترجمه: «امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: ”علم خویش را جهل، و یقینتان را شک و تردید مپندارید؛ اگر دانستید عمل کنید، و اگر یقین پیدا کردید اقدام نمایید!“» (محقق)
نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص ٢١٦:
«... فَإنّ العامِلَ بِغَیرِ عِلمٍ کالسّائِرِ علَی غیرِ طَریقٍ فَلا یَزیدُه بُعدُه عَن الطّریقِ الواضِح إلّا بُعدًا مِن حاجَتِه و العامِلُ بِالعِلمِ کالسّائر علَی الطّریقِ الواضِحِ!....» امام شناسی، ج ١١، ص ٢٧٨:
«زیرا که عمل کنندۀ بدون علم همچون روندهای است در غیر راه مقصود، که هر چه بیشتر برود و زیادتر راه طی کند، بُعد و دوری او از راه مقصود، موجب زیادی بُعد او از نیاز و احتیاج او میگردد. اما کسی که با علم و بینش عمل کند، مانند کسی است که در راه واضح حرکت نموده، به مقصد و مقصود میرسد. اینک باید شخص حرکت کننده، نظر کند و ببیند که آیا بهسوی مقصد میرود و یا در جهت عکس مقصد و مقصود گام برمیدارد و بازگشت میکند!»
تصنیف غرر الحکم، ص ٦١:
«العَمَلُ بِلا عِلمٍ [بِغَیرِ عِلمٍ] ضَلالٌ! لَن یَصفوَ العَمَلُ حَتّی یَصِحَّ العِلمُ! لَن یَزکوَ العَمَلُ حَتّی یُقارِنَه العِلمُ! لا خَیرَ فی العَمَلِ بِلا عِلمٍ! لا خَیرَ فی العَمَلِ إلّا مَعَ العِلم! قَدِّر ثُمّ اقطَع، و فَکِّر ثُمّ انطِق، و تَبَیَّن ثُمّ اعمَل!»
ترجمه: «علم بدون عمل گمراهیاست! عملْ خالص نگردد مگر با علم! بررسی کن سپس یقین نما، و بیندیش سپس سخن بگو، و بدان و بفهم سپس عمل کن!» (محقق)
الکافی، ج ٧، ص ٤٠٧:
«عَن أبیعَبدِاللَهِ علیه السّلام قال: ”القُضاةُ أربَعةٌ: ثَلاثَةٌ فی النّارِ؛ و واحِدٌ فی الجَنّة! رَجُلٌ قَضَی بِجَورٍ و هو یَعلَمُ فَهوَ فی النّارِ؛ و رَجُلٌ قَضَی بِجَورٍ و هو لا یَعلَمُ فَهوَ فی النّارِ؛ و رَجُلٌ قَضَی بِالحقّ و هو لا یَعلَمُ فَهوَ فی النّارِ؛ و رَجُلٌ قَضَی بِالحقّ و هو یَعلَمُ فَهوَ فی الجَنَّة!“»
ترجمه: «امام صادق علیه السلام فرمودند: ”قاضیان چهار نوعاند: سه گروه از آنها در آتشاند؛ و یکی در بهشت! مردی که قضاوت به جور و باطل میکند و میداند قضاوتش باطل است، این قاضی در آتش است؛ و مردی که حکم به جور میکند و نمیداند، این نیز در آتش است؛ و مردی که قضاءِ به حق میکند و نمیداند که به حق است، این نیز در آتش است؛ و آن مردی که به حق حکم میکند و میداند که حق است، او در بهشت است!“» (محقق)
همان، ج ١، ص ٤٤:
«عَن ابنِ فَضّالٍ عَمّن رَواهُ عَن أبیعَبداللَه علیه السّلام قالَ: قالَ رسولُ اللَه صلّی اللَه علیه و آله و سلّم: ”مَن عَمِلَ علَی غیرِ عِلمٍ، کانَ ما یُفسِدُ أکثَرَ مِمّا یُصلِحُ!“»
ترجمه: «امام صادق علیه السلام فرمودند: رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله و سلّم فرمودند: ”هر کسی از بدون علم عملی انجام دهد، آنچه تباه سازد بیشتر است از آنچه اصلاح کند!“» (محقق)
- نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص ٥٢٤، حکمت ٢٧٤:

