هدف از حضور در مجالس ذکر اهلبیت
29لذا بهدنبال دو سه نفر معاند جمع شدند و آنها هم شروع به سمپراکنی کردند! گفتند: «این آقا اهل ولایت نیست و در بغداد بر سر قبر ابوحنیفه رفته است!» ایشان اصلاً نمیدانست ابوحنیفه را با حاء مینویسند یا با هاء! آنوقت در بغداد بر سر قبر ابوحنیفه رفته است؟!1
چون نمیتواند راست بگوید، دروغ میگوید! آنوقت آن احمقی هم که در آنجا نشسته است [باور میکند!] خب ای نادان، بلند شو برو و تحقیق کن! چرا کلّهات را پایین میاندازی؟! مگر بز هستی که جلوی دهانت علف گرفتهاند؟! چرا به این راحتی ترتیب اثر میدهی؟! چون تا حالا در این مجالس فقط یا علی میگفتی! چون تا حالا در مجالس روضه فقط بر سرت میزدی و نگذاشتی آن حسینِ واقعی در سرت برود! نگذاشتی آن علیِ واقعی در قلبت قرار بگیرد! لذا تا یک جمله از شخصی که یک ریش هم دارد و آدم موجّهی است، میشنود میگوید: «عجب، آقا ما نمیدانستیم!»
خب حالا صحبت من در این است که آیا آقای حداد باید ناراحت بشود؟! برای چه ناراحت بشود؟! برای این احمقها ناراحت بشود که چرا اینها رفتند؟! او در دلش میگوید: «بهبه، خدا خیرت بدهد، زودتر برو! خدا خیرت بدهد، مرا راحت کن! یک نفر کمتر، برو روضهات را بگیر، برو جشنت را بگیر!» بله، در ظاهر میگوید: «عجب، بالأخره تقدیر این است و هر کسی خودش میداند!»
مظلومیّت امام حسین در بین مدّعیان پیروی از ایشان
امام حسین هم ماشاءاللَه یک دیگ آنچنان بزرگی درست کرده که هر کسی هر نخودی بخواهد در آن بریزد جا میگیرد! از امام حسین مظلومتر نداریم! هر کسی از خانهاش فرار میکند، میآید روضه میگیرد! هر کسی از سر کارش درمیرود، میآید روضه میگیرد و پرچم میزند!
ما خیلی خیلی عقب هستیم، ولی مردم عادی که اینطوری نیستند! بسیاری از افرادی که میخواهند دور هم باشند، میآیند پارتی میگیرند؛ پارتی شب، پارتی روز و و و...! خب اقلاً آنها مرد هستند و از امام حسین مایه نمیگذارند! صد رحمت به آنها! آنها مرد هستند که میگویند: اگر میخواهیم دور هم باشیم، میآییم پارتی میگیریم، عرقمان را هم میخوریم و هزار تا کثافتکاری میکنیم، ولی نمیرویم از امام حسین مایه بگذاریم و در خانۀمان پرچم بزنیم! آنها مرد هستند!2 واقعاً انسان چه بگوید؟!
- رجوع شود به روح مجرّد، ص ٥٤٣.
روح مجرّد، ص ٥٤٧:
«[مرحوم آقای حداد می فرمودند:] اشک ما بر أباعبداللَه الحسین علیه السلام از درون قلب ما و از سویدای دل ما جاری است و با آن اشک میخواهیم قالب تهی کنیم، چرا که آن اشک با نفس ما و روح ما بیرون میریزد؛ نه این اشکهایی که از خیال و پندار ایشان میآید، و روزی هم همینها سیدالشهدا را میکشند، آنگاه مینشینند و اقامۀ عزا مینمایند و در ماتمش سینه میزنند! من کجا به زیارت قبر ابوحنیفه رفتم؟! خدا لعنت کند ابوحنیفه را که مرد منحرفی بود از ولایت! من یک روز با رفقای کاظمین بعد از زیارت نوّاب اربعه در بغداد، برای زیارت قبر معروف کرخی با آنها رفتم، و سر قبر جُنَید هم نرفتم، با آنکه جنید از أعاظم این طائفه است و میگوید: ”شیخ ما در اصول و فروع و در بلا کشیدن علیّ مرتضی است!“ او خواهرزادۀ سَریّ سَقَطی بوده و وی تحقیقاً شیعه بوده است، و از أعاظم اهل تشیّع و ولایت و از مشایخ این طریق است!» - جهت اطلاع پیرامون جریانات واقعه بعد از مرحوم آیةاللَه انصاری همدانی ـ رضوان اللَه علیه ـ و عدم پذیرش ولایت مرحوم آقای سید هاشم حداد ـ رضوان اللَه علیه ـ از سوی شاگردان ایشان، رجوع شود به روح مجرّد، ص ٤٠ و ٥٧.
- رجوع شود به روح مجرّد، ص ٥٤٣.

