
غدیر، روز غلبۀ عقل بر احساسات
روایت امام عسکری علیه السلام دربارۀ چگونگی دستگیری خدا از بندگان.
1) دیدگاه ما دربارۀ غدیر چگونه است و حقیقت غدیر بهدنبال چه مطلبی است؟ 2) رابطۀ غدیر با عقلانیت و رهایی از دام جهل چیست؟ 3) امیرالمؤمنین در روز غدیر چه مسئلهای را برای مردم باز کرد؟ 4) پیام غدیر برای انسان چیست؟ 5) چرا آیۀ اکمال دین فقط برای غدیر آمد؟ 6) کلام غدیر دربارۀ زمان غیبت امام زمان چیست؟ 7) روایت «ما مثلک یا إلا کمثل سورة ﴿قل هو الله أحد﴾. 8) روایت امام عسکری دربارۀ چگونگی دستگیری خدا از بندگان.
غدیر، روز غلبۀ عقل بر احساسات
توضیحات:
1) دیدگاه ما دربارۀ غدیر چگونه است و حقیقت غدیر بهدنبال چه مطلبی است؟ 2) رابطۀ غدیر با عقلانیت و رهایی از دام جهل چیست؟ 3) امیرالمؤمنین در روز غدیر چه مسئلهای را برای مردم باز کرد؟ 4) پیام غدیر برای انسان چیست؟ 5) چرا آیۀ اکمال دین فقط برای غدیر آمد؟ 6) کلام غدیر دربارۀ زمان غیبت امام زمان چیست؟ 7) روایت «ما مثلک یا إلا کمثل سورة ﴿قل هو الله أحد﴾. 8) روایت امام عسکری دربارۀ چگونگی دستگیری خدا از بندگان.
غدیر، روز غلبۀ عقل بر احساسات
9سیره و روش پیغمبر در شکل ظاهری مسجد
شعار پیغمبر این بود که دیوار مسجد باید دو متر باشد و یک سقف گِلی و چوب زده بشود؛ همین قدر که از آفتاب و باران و برف در امان باشند. آن را هم نمیخواست بزند، دیگر به اصرار که: رسول خدا، باران را دیگر چهکارش کنیم؟! باران روی سرمان میآید و خیسمان میکند؛ یک نماز مغرب میخوانیم باید برویم لباسمان را عوض کنیم یا وقتی میبینیم هوا ابری است یک ساک با خودمان بیاوریم و وقتی خیس میشویم، اینجا لباس عوض کنیم، وإلاّ سرما میخوریم! پیغمبر هم دلش به حال اینها سوخت، گفت: «باشد، یک سقف را اجازه میدهم.» اما نهاینکه دیگر بروید یک گنبد بزنید بگویید: این گنبد مسجد ما در دنیا تک است! نهاینکه بلند شوید بروید یک مناره بزنید بگویید: این مناره اینقدر خرجش شده است و اینقدر [اندازهاش] است! نهاینکه بلند شوید بروید مساجد را تذهیب کنید که حرام است؛ طلاکاری کنید و نقش و نگار در آنجا بیندازید و کاشیهای فلان و فلان صرف کنید. [لذا پیغمبر فرمود]: «عَریشٌ کَعَریشِ موسیٰ؛ یک سقف از شاخههای خرما، همانطوریکه حضرت موسی قرار داد.» حضرت موسی خانهاش همینطور بود،1 آنطور و آن قسم بروید انجام بدهید.
تأثیر اعمال ظاهر گرایانه در غلبۀ احساسات بر عقل
اگر ما بخواهیم برویم این کار را انجام بدهیم، پس فرق بین مساجد ما و بین کلیساها و کنیسههای نصاریٰ و یهود چه میشود؟! وقتی که انسان در این کلیساها میرود، میبیند تمام همّت این بانی و سازنده و معمار و نقشهکش و مهندس کلیسا براساس أنانیّتها و نفسانیّتها و اهواء بوده است. وقتی که پاپ میرود صحبت میکند، آن بالا میرود؛ جایی برایش درست کردهاند که همۀ چشمها به سمت بالا باشد، آن ابّهت و جلال ظاهری چنان بر این افرادی که نگاه میکنند حکومت کند که طبیعتاً در مقابل این عظمت پوشالی و پوچ، سر تعظیم و خضوع فرود بیاورند. اینها همهاش دنیا است. چون عظمت معنوی و جلال معنوی ندارد و بهائش بهاءاللَه نیست، جلالش جلالاللَه نیست، نورش نور اللَه نیست و عظمتش عظمتاللَه نیست، مجبور است از ابّهت و ظلمت و بهاء شیطانی و عظمت پوشالی شیطانی برای رفع نقیصۀ خود بهره بگیرد و به این کیفیت افراد را [متأثّر کند]. مجبور است [این کارها را بکند] تا افراد از او حرف بشنوند؛ اگر حرف نشنوند که فایدهای ندارد، دیگر این همه دکور و این مسائل کنار میرود و از بین میرود؛ آنوقت مجبور است از تئاتر و دکور استفاده کند: بیا، برو، برو بالا، بیا پایین! همینطور این نفوس پایین میآید، پایین میآید، ضعیف میشود، اما او ظاهراً بالا میرود، آدم سرش را پایین میاندازد و حالت تأثّر و انفعال برای افراد پیش میآید و گریه میکنند!
- الکافی، ج ٣، ص ٢٩٥:
«عن عبدِاللَهِ بنِ سِنانٍ عن أبیعبدِ اللَهِ علیه السّلام، قال: سَمِعتُهُ یَقولُ: ”إنّ رسولَاللَه صلّی اللَه علیه و آله و سلّم بَنیٰ مَسجِدَهُ بِالسَّمیطِ ثُمّ إنّ المُسلمینَ کَثُروا فَقالوا: یا رسولاللَه، لَو أمَرتَ بِالمَسجدِ فَزیدَ فیهِ! فَقالَ: نَعَم. فَأمَرَ بِهِ فَزیدَ فیهِ و بَناهُ بِالسَّعیدَةِ. ثُمّ إنّ المُسلمینَ کَثُروا فَقالوا: یا رسولاللَه، لو أمَرتَ بِالمَسجدِ فَزیدَ فیهِ! فَقالَ: نَعَم. فَأمَرَ بِهِ فَزیدَ فیهِ و بَنیٰ جِدارَهُ بِالأُنثیٰ و الذَّکَرِ. ثُمّ اشتَدَّ عَلَیهمُ الحَرُّ فَقالوا: یا رسولاللَه، لَو أمَرتَ بِالمَسجِدِ فَظُلِّلَ! فَقالَ: نَعَم. فَأمَرَ بِهِ فَأُقیمَت فیهِ سَوارٍ مِن جُذوعِ النَّخلِ ثُمّ طُرِحَت عَلیهِ العَوارِضُ و الخَصَفُ و الإذخِرُ. فَعاشوا فیهِ حتّیٰ أصابَتهُم الأمطارُ فَجَعَلَ المَسجدُ یَکِفُ عَلَیهم فَقالوا: یا رسولاللَه، لَو أمَرتَ بِالمَسجدِ فَطُیِّنَ! فَقالَ لهم رسولاللَه صلّی اللَه علیه و آله و سلّم: لا! عَریشٌ کَعَریشِ موسیٰ علیه السّلام. فَلَم یَزَل کَذلِکَ حتّیٰ قُبِضَ رسولاللَه صلّی اللَه علیه و آله و سلّم و کان جِدارُهُ قَبلَ أن یُظَلَّلَ قامَةً فَکانَ إذا کان الفَیءُ ذِراعًا و هو قَدرُ مَربِضِ عَنزٍ صَلَّی الظُّهرَ و إذا کان ضِعفَ ذَلِکَ صَلَّی العَصرَ و قال: السَّمیطُ لَبِنَةٌ لَبِنَةٌ و السَّعیدَةُ لَبِنَةٌ و نِصفٌ و الذَّکَرُ و الأُنثیٰ لَبِنَتانِ مُخالِفَتانِ.“»
إعلام الوری، ص ٧٠:
«... قال [علیُّ بنُ إبراهیمَ بنِ هاشم]: و کان رسولاللَه صلّی اللَه علیه و آله و سلّم یُصَلّی فی المِربَدِ لِأصحابهِ. فَقالَ لِأسعدِ بنِ زُرارَةَ: ”إشتَرِ هذا المِربَدَ مِن أصحابهِ.“ فَساوَمَ الیَتیمَینِ عَلیهِ فَقالا: ”هو لِرسولاللَه صلّی اللَه علیه و آله و سلّم.“ فَقالَ رسولاللَه: ”لا إلّا بِثَمَنٍ.“ فاشتَراهُ بِعَشَرةِ دَنانیرَ و کان فیهِ ماءٌ مُستَنقَعٌ فَأمَرَ بهِ رسولُاللَه فَسیلَ و أمر بِاللَّبِنِ فَضُرِبَ فَبَناهُ رسولاللَه صلّی اللَه علیه و آله و سلّم فَحَفَرَ فی الأرضِ ثُمّ أمر بِالحِجارَةِ فَنُقِلَت مِنَ الحَرَّةِ فَکانَ المُسلِمونَ یَنقُلونَها فَأقبَلَ رسولاللَه صلّی اللَه علیه و آله و سلّم یَحمِلُ حَجَرًا عَلیٰ بَطنِهِ فاستَقبَلَهُ أُسَیدُ بنُ حُضَیرٍ فَقالَ: ”یارسولاللَه، أعطِنی أحمِلهُ عَنکَ.“ قال: ”لا اذهَب فاحمِل غَیرَهُ.“ فَنَقَلوا الحِجارَةَ و رَفَعوها مِنَ الحُفرَةِ حتّیٰ بَلَغَ وَجهَ الأرضِ بَناهُ أوّلًا بِالصَّعیدَةِ لَبِنَةً لَبِنَةً ثُمَّ بَناهُ بِالسَّمیطِ و هو لَبِنَةٌ و نِصفٌ ثُمّ بَناهُ بِالأُنثیٰ و الذَّکَرِ لَبِنَتَینِ مُخالِفَتَینِ و رَفَعَ حائِطَهُ قامَةً و کان مُؤَخَّرَهُ ذِراعٌ فی مِائة ثُمّ اشتَدَّ عَلیهِمُ الحَرُّ فَقالوا: ”یا رسولاللَه، لو أظلَلتَ عَلَیهِ ظِلًّا.“ فَرَفَعَ أساطینَهُ فی مُقَدَّمِ المَسجِدِ إلیٰ ما یَلی الصَّحنَ بِالخَشَبِ ثُمَّ ظَلَّلَهُ و ألقیٰ عَلَیهِ سَعَفَ النَّخلِ. فَعاشوا فیهِ فَقالوا: ”یا رسولاللَه صلّی اللَه علیه و آله و سلّم، لو سَقَّفتَ سَقفًا.“ قال: ”لا! عَریشٌ کَعَریشِ موسی؛ الأمرُ أعجَلُ مِن ذَلِک!“»
- الکافی، ج ٣، ص ٢٩٥:
