
غدیر، روز غلبۀ عقل بر احساسات
روایت امام عسکری علیه السلام دربارۀ چگونگی دستگیری خدا از بندگان.
غدیر، روز غلبۀ عقل بر احساسات
4اختلاف ماهوی حقیقت اولیای الهی با سایر افراد
اگر نظر شریف رفقا باشد، در آن قسمت [از کتاب اسرار ملکوت] راجع به یکی از بزرگان که الآن در قید حیات نیست [مطلبی آوردهام که ایشان] به مشهد مشرّف شده بود و در آن وقتی که مرحوم آقا در بیمارستان بودند و خود بنده هم در آنموقع خدمتشان بودم،1 خدمت مرحوم آقا ـ رضوان اللَه علیه ـ رسید و در کشف و انکشاف صورت برزخی احساس کرده بود که مدتی است نماز شب ایشان ترک میشود و با این انکشاف میخواست متذکّر بشود که باید نسبت به نماز شب اهتمام داشت و آن را در هیچ حال از احوال، ترک نکرد.2 اگر یادتان باشد که نمیدانم هست یا نه، بنده در آنجا مسئلهای را عرض کرده و این مطلب را تذکر دادهام: این مرد بزرگ ـ که خدایش رحمت کند و مانند او در این مرتبه، دیگر حتی در حکم کیمیا است؛ یعنی کار به جایی رسیده است که ما باید از اینگونه افراد به کیمیا تعبیر کنیم! ـ در عین اینکه این مسئله را صحیح عنوان میکند، اما در یک محدودۀ از مرتبت انکشاف و کشف مراتب معنوی قرار دارد که همان مرتبۀ صوری و مثالی و برزخی است. فقط در مرتبۀ برزخی است که این صورت برای او منکشف میشود که این شخص واجد این صورت است یا واجد نیست.3
یکی دیگر از بزرگان بود ـ خدا رحمتش کند ـ که ایشان حتی حقّ استادی هم بر بنده داشت، میگفت:
«من بهواسطۀ بعضی از حالات و مسائلی که بهدست آوردهام و ریاضاتی که کشیدهام، خداوند به من توجه و تنبّهی داده است که افرادی را که خدمت حضرت میرسند و مشاهدۀ حضوری میکنند، من میتوانم آنها را تشخیص بدهم. صورت و حالتی از آنها در چهره نمایان میشود (و شاید هم درست باشد، ایراد و اشکالی ندارد) که من تشخیص میدهم.»
و یک نفر از بزرگان از علما، سیّد خوب و بزرگواری بود که در همین قم زندگی میکرد و ایشان معروف بود به اینکه گاهی خدمت حضرت میرسد. وقتی که او را دیده بود، به او گفته بود: «شما خدمت حضرت رسیدهاید.» و وقتی انکار کرد، گفته بود: «انکار نکن، من میفهمم!» حالا با هم یک ارتباط دوستی و صداقت و رفاقتی داشتند و او دیگر نتوانسته بود انکار بکند و خلاصه مسئله گذشته بود. ممکن است یکهمچنین حالاتی برای شخص پیدا بشود که اثر آن حال معنوی در چهره و در صورت نمایان بشود. البته هرکسی نمیفهمد؛ [مگر] حالا کسانی که یک مقداری تنبّه و توجه پیدا کردهاند.
- رجوع شود به امام شناسی، ج ١٤، ص ٢٨٠.
- و البته راست هم میگوید؛ بالأخره نماز شب بسیار مهم است و انسان تا جایی که مقدور است نباید آن را ترک کند و حتی اگر نمیتواند و مشکل و مانعی دارد برای اینکه قبل از اذان و بعد از نصف شب برخیزد، میتواند قبل از خواب آن نماز را بخواند یا اینکه فردا آن را قضا کند. یعنی تا این حد اهمّیت دارد!
- رجوع شود به اسرار ملکوت، ج ٢، ص ٢٢٥.
