رابطۀ مراتب ایمان با میزان محبّت به امیرالمؤمنین
13شرحی بر محبّت قلبی و لسانی
بعد حضرت میفرمایند:
«یا علی، کسی که تو را به قلب و لسانش دوست داشته باشد [به دو ثلث ایمان رسیده است!]»
«تو را در قلبش دوست دارد» یعنی میداند که تو کیستی و تو حق هستی و همهچیز تو هستی و تو اسوه و پیشوا و امام و قابل اقتدا هستی! همۀ اینها را میداند!
«تو را با زبانش دوست دارد» یعنی اینمقداری را که میداند بیان میکند، اینطرف میگوید، آنطرف میگوید و از تو و موقعیّت تو دفاع میکند! اگر خطیب است، حرف میزند و اگر نویسنده است، این مطالب را با قلمش بیان میکند و اینطور نیست که دیگر قلمش را در جای دیگر ببرد و به مطالب دیگری بپردازد و دیگر در این وادی صحبت نکند؛ بلکه در جایی که لازم است، مسئله را بیان میکند.
اما دیگر بیش از اینمقدار جلو نمیآید! مثلاً اگر قضیهای مثل انفاق برایش پیش بیاید و به او بگویند: «تو که علی را دوست داری باید اینمقدار از مالت را انفاق کنی!» میگوید: «نه، فقط به زبان کافی است و إنشاءاللَه مورد شفاعتشان قرار میگیریم، حالا آن انفاق باشد برای بعد!» یا اینکه مثلاً مسئلهای برایش پیش میآید که باید کار مهمی را انجام بدهد، میگوید: «حالا امروز یکخرده کار داریم، این مسائل بماند برای بعد!» این محبت فقط به زبان است. یا اینکه جریانی مثل جریان کربلا یا جریان صفین یا جریان اُحد پیش میآید که مسئلۀ جنگ است و پای خون در میان است و فقط مسئلۀ زبانی و اعتقاد و محبّت قلبی کافی نیست؛ بلکه میگویند: «فلان حرب در پیش است، بفرما جلو! حالا وقت انفاق به اموال و انفس و أعراض است!»
آیا در شب عاشورا وقتی که پسر پیغمبر اذن برای خروج داد و فرمود: «هذا اللّیل قد غَشیکُم فاتَّخِذوهُ جَملًا!»1 ما هم از این سیاهی شب استفاده میکنیم و آهسته پردۀ خیمه را کنار میزنیم و میرویم؟ آیا میگوییم: «بالأخره خود حضرت بیعت را از ما برداشت و خودش گفت: ”اگر میخواهید بروید!“ پس برویم و به زن و بچه و داماد و عروسمان برسیم، برویم به عقبافتادگی و طلبکاریهایمان برسیم!» بدهکاری نه، فقط طلبکاری! اگر بدهکار باشد میگوید: «خدایا، همین فردا شهید شویم، امام حسین همه را تسویه میکند و از دست طلبکارها راحت میشویم!» اما اگر [انسان] طلبکار باشد میگوید: «یا ابنرسولاللَه، اجازه بفرمایید بروم این طلبها را وصول کنم، آنموقع یک استخاره کنم و ببینم که برگشتن به اینجا چه میآید؛ خیلی خوب میآید یا خوب میآید و یا میانه میآید!» توجه میکنید؟!
- الإرشاد، ج ٢، ص ٩١.
ترجمه: «اینک شب در رسیده است و پوشش آن شما را در بر گرفته است؛ آن را چون شتر راهواری بگیرید و متفرّق شوید!» (محقق)
- الإرشاد، ج ٢، ص ٩١.

