اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

رابطۀ مراتب ایمان با میزان محبّت به امیرالمؤمنین

عید غدیر برای ما یعنی بیعت با امام زمان

17623
عید غدیر
جلسات
نسخه عربی

رابطۀ مراتب ایمان با میزان محبّت به امیرالمؤمنین

14
  •  قسم سوم «بِیَده» است؛ یعنی عملاً و در مقام عمل چقدر جلو می‌آید و چقدر پای قضیه می‌ایستد؟ آیا حاضر است زندانی هم بکِشد؟! آیا حاضر است یک تازیانه هم بخورد؟! آیا حاضر است؟!

  • مرحوم علامه طهرانی رضوان اللَه علیه: چه اشکال دارد که انسان در راه اسلام یک سیلی هم بخورد!

  •  در زمان شاه و ظاهراً در اواخر حکومت پهلوی یک مدرسۀ دخترانه‌ای بود که اسلامی بود. یادم است یک وقت از طرف وزارت همان‌موقع یک مرد به آن مدرسه آمده بود و مثلاً می‌خواستند مسئلۀ حجاب را به‌صورت دیگری قرار بدهند و اصلاً می‌خواستند که مسئلۀ حجاب را کنار بگذارند! مسئول آن مدرسه که آدم بسیار متدیّن و خوب و با عِرق دینی بود ـ نمی‌دانم ایشان در قید حیات است یا نه؛ اگر در قید حیات است، خدا ایشان را حفظ کند و اگر به رحمت خدا رفته است که خداوند مورد رحمتش قرار بدهد! ـ یک‌مرتبه جلو آمد و آن شخصی که از طرف وزارت آمده بود یک سیلی به گوش این شخص زد که برو کنار و ایشان هم مقابله کرد و علیٰ‌کلّ‌حال آنچه می‌خواستند انجام نشد، یعنی یک‌دفعه مسئله به یک نحو دیگری شد و آنها به مقصودشان نرسیدند.

  •  بعد یک روز که در منزل نشسته بودیم، صحبت این قضیه شد. شخصی اظهار تأسف کرد و گفت: «به این بندۀ خدا یک سیلی هم زدند!» مرحوم آقا ـ رضوان اللَه علیه ـ گفتند: «خب اگر در راه اسلام است چه اشکال دارد که انسان یک سیلی هم در راه اسلام بخورد؟!»

  •  توجه می‌کنید؟! باید پای قضیه ایستاد، نه‌اینکه بگوییم: «ما تا حدی که سیلی نخوریم در اینجا هستیم و خیلی خوب است، اما اگر سیلی بخوریم دیگر نیستیم! می‌گوییم: ”آقا ببخشید، خیلی عذر می‌خواهیم، اشتباه شده است!“» و بعد هم یک رضایت‌نامه و فی‌أمان‌اللَه! التفات می‌کنید؟ این‌طور که نمی‌شود!

  •  کسی که به‌دنبال امیرالمؤمنین می‌آید باید بداند که امیرالمؤمنین سیلی خورد، زنش را جلویش [مضروب و] تکه‌تکه کردند و بچه‌اش را سقط کردند! به گردنش ریسمان انداختند و گریبانش را گرفتند و تا مسجد کشاندند؛1 تا جایی که معاویه در نامه‌ای که به امیرالمؤمنین می‌نویسد و می‌خواهد او را تنقید و تذلیل و استهزاء و مسخره کند می‌گوید: «کالجَملِ المَخشوشِ»2 و حضرت در جوابش می‌فرمایند: «می‌خواستی من را تعییب کنی، ولی ندانستی که داری افتخاری برای من ثبت می‌کنی و داری از من تعریف می‌کنی!» من تا جایی در قبال باطل ایستادم که مرا با این کیفیّت به مسجد بردند، اما تو ای معاویه، چه‌کار کردی؟! تو فقط خوردی و خوابیدی و بعد هم منتظر شدی که بلایی بر سر عثمان بیاورند تا بیایی و ادّعای احقاق خون عثمان را بکنی! تو چه‌کار کردی؟! بسیار خوب، من را این‌طور کردند، این پرونده و کار من است؛ تو چه‌کار کردی؟! مردم غیر از خوردن و شکم‌بارگی، چه حمایت و مطلبی از تو در راه اسلام سراغ دارند؟!3

    1. کتاب سلیم، ج ٢، ص ٥٨٦ و ٥٩٣؛ الاحتجاج، ج ١، ص ٨٣؛ السقیفة و فدک، ص ٧١؛ شرح نهج البلاغة، ابن‌أبی‌الحدید، ج ٦، ص ٤٨.
    2. وقعة صفین، ص ٨٧؛ مناقب آل أبی‌طالب علیهم السلام، ج ٣، ص ١٦٥؛ شرح نهج‌البلاغة، ابن‌أبی‌الحدید، ج ١٥، ص ٧٤. با قدری اختلاف در مصادر.
    3. نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص ٣٨٧.