
رابطۀ مراتب ایمان با میزان محبّت به امیرالمؤمنین
عید غدیر برای ما یعنی بیعت با امام زمان
رابطۀ مراتب ایمان با میزان محبّت به امیرالمؤمنین
17در اینصورت معلوم میشود که در قسمت لسان نیستم؛ حالا قسمت ید که دیگر بماند و اصلاً راجع به آن قسمت صحبت نمیکنیم که خیلی کار خراب است! فقط میگوییم: «خدایا، ما همان قسمت اول را داریم؛ امیرالمؤمنین را قبول داریم که حق است و این را میدانیم و دوست هم داریم که بهدنبالش باشیم، ولی خودت کمک کن که آن دو قسمت دیگر مخصوصاً قسمت سوم هم نصیبمان بشود!» توجه کردید؟ وإلاّ خیلیها هستند که بهدنبال این مطالب و مسائل هستند، درحالتیکه اصلاً خودشان اهل این حرفها نیستند؛ کتاب مینویسند، ولی خودشان به مطالب آن کتاب اصلاً باور ندارند! راجع به عرفان سخن میگوید، ولی خودش از هر منافقی منافقتر است! راجع به مطالب اولیاء خدا قلم میزند، درحالتیکه از همۀ کذابین کذابتر و دروغگوتر است! آقا، حرف زدن که کاری ندارد؛ مثل یک نوار است که باز میشود!
روایت امام صادق علیه السلام در ملاک بودن باطن افراد
امام صادق علیه السلام در آن روایت میفرمایند:
«تَجدُ الرّجُلَ لا یخطِئُ بلامٍ و لا واوٍ خطیبًا مِصقَعًا، و لَقلبُه أشدُّ ظُلمةً مِن الّلیلِ المُظلِم!»1
سخنوری و سخن گفتن و منبر رفتن یک فن است، ولی بههیچوجه دلالت بر ایمان و صدق نیت و تقوا نمیکند! میگویند در سابق سخنورهایی بودند که وقتی صحبت میکردند افراد مسحور میشدند! سحرِ کلام، خودش مطلبی است؛ یعنی وقتی نگاه میکنی میگویی: «عجب، این شخص دیگر اولشخصِ معتقد به مسیر اولیا است، ببینید چطور حرف میزند!» نه آقا، این شخص منافق است و اصلاً اولیا و بزرگان و اهلبیت و امیرالمؤمنین را قبول ندارد؛ ولی وقتی که صحبت میکند مردم میگویند: «عجب آدمی است!» مثل حسّان که شعر میگفت؛ تازه آن موقعی که شعر میگفت یک حال و هوایی پیدا کرده بود که پیغمبر فرمودند: «روحالقدس کمکت کرده است!»
امام صادق میفرمایند:
«شما کسی را پیدا میکنید که خطیب و سخنور است و آنقدر بر صحبت و خطابهاش مسلّط است که یک ”واو“ را ”لام“ نمیگوید و خیلی بلیغ و رسا صحبت میکند! (یک ساعت صحبت میکند و از اول تا آخرِ صحبتش یک کلمه را تکراری نمیگوید!) اما قلبش از شب ظلمانی تاریکتر است!»
- الکافی، ج ٢، ص ٤٢٢.
