
رابطۀ مراتب ایمان با میزان محبّت به امیرالمؤمنین
عید غدیر برای ما یعنی بیعت با امام زمان
رابطۀ مراتب ایمان با میزان محبّت به امیرالمؤمنین
18شب مُحاق دیدهاید؟ شما در شب بیستوهشتم و بیستونهم ماه اصلاً یک متری خودتان را هم نمیتوانید بینید؛ چون نور نیست! حضرت میفرمایند: «قلب این شخص از شب ظلمانی هم تاریکتر است!»
دیگر امام صادق چطور برای ما مثال بیاورد؟! میفرماید: «از شب ظلمانی که اصلاً هیچ روزنهای برای نور وجود ندارد هم تاریکتر است!» آنچنان حرف میزند که میگویی: «اصلاً این شخص پای کار است و خودش یک رکن قضیه است!» خب سخنوری هم مثل بقیۀ هنرهای دیگر یک فن و هنر است؛ مثل آهنگری و نجاری است! آن کسی که نجار است، نجار است؛ حالا چه اینکه یک تخت بسازد یا یک وسیلۀ حرام بسازد، هر دو یک فن و هنر است! آن کسی که مثلاً صدای خوبی دارد، یا این صدای خوبش را در راه تبلیغ دین و اهلبیت و شعار اهلبیت صرف میکند که این میشود عمل مستحب و حتی عمل واجب و مورد رضای خدا؛ و یا این صدای خوبش را در راه معصیت و مجالس لهو و لعب و عیش و عیاشی صرف میکند که این میشود عمل حرام! در هر دو صورت، صدا یکی است؛ ولی اینطور نیست که حالا چون در مجالس اهلبیت آمده دیگر کارش درست است؛ نهخیر، باید ببینیم که داخل قلبش چه خبر است! خیلیها صدای خوب دارند، ولی باید ببینیم که این صدا را در کجا مصرف میکنند؛ در مجالس اهلبیت صرف میکنند، یا در مجالس لهو و لعب صرف میکنند! پس همانطور که صدای خوب و سایر مسائل دیگر، یک مهنت و یک نوع فن و تخصص هستند؛ صحبت کردن و بالای منبر آمدن هم یک نوع فن و تخصص است و هیچ تفاوتی نمیکند!
واقعاً عجیب است! حضرت در ادامه میفرماید:
«و تَجِدُ الرَّجُلَ لا یَستَطیعُ تَعبیرًا [یُعَبِّر] عَمّا فی قَلبِهِ بِلِسانِه؛ و قَلبُهُ یَزهَرُ کَما یَزهَرُ المِصباح!1 ”و شخصی را پیدا میکنی که اصلاً نمیتواند آنچه را در دلش هست به زبان بیاورد؛ (یعنی اصلاً سواد و بیان ندارد،) اما دلش مانند چراغ میدرخشد!“»
- الکافی، ج ٢، ص ٤٢٢.
