ضرورت ابلاغ پیام غدیر برای تربیت و رشد نفوس
19این پیغمبر به افراد میگوید: من نیامدهام که بر شما حکومت کنم، بلکه آمدهام شما را در موقعیت و فضایی قرار بدهم که این هفتاد سالی که داری عمر میکنی به نتیجه برسد. این وظیفۀ من است، این هم گوی و این هم میدان! این هم سفره و این هم طعام! بسم اللَه! اگر میخواهی بیا و اگر نمیخواهی گر گدا کاهل بود تقصیر صاحبخانه نیست!1
این وظیفۀ پیغمبر بعد از خودش باید به کسی سپرده شود که در همان رتبه و همان موقعیت و همان فضا و همان ادراک قرار داشته باشد، و آن شخص غیر از امیرالمؤمنین چه کسی میتواند باشد؟! چه کسی میتواند باشد؟! چه کسی میتواند به جای پیغمبر بنشیند و نفوس را بخواند؟! چه کسی میتواند به جای پیغمبر بنشیند و از مصالح واقعی یک فرد مانند روز روشن اطلاع داشته باشد و بگوید این کار را بکن و این کار را نکن؟!
إشراف بر نفوس، شرط تربیت و تزکیۀ افراد
مرحوم آقا در زمان حیاتشان به بنده مسئولیتی دادند که من در انجامش کوتاهی کردم. بعد معلوم شد که یک مسئلۀ واقعی در پس این قضیه بوده است که حلّ آن مسئله به انجام دادن آن کار منوط بوده است و این مسئله فعلاً ناتمام مانده تا اینکه یک مطلب دیگر پیش بیاید.
خب غیر از کسی که واقعاً إشراف بر نفوس داشته باشد، چه کسی میتواند یکهمچنین مطلبی را پیگیری کند؟ آیا ما میتوانیم یکهمچنین کاری بکنیم؟! نهایت کاری که به نظرمان میرسد این است که بگوییم: «آقا، این کار را بکن!» بعد هم میگوییم: «اشتباه کردیم و دیگر مطلبی نیست، ما که معصوم نیستیم!» خب اشکالی هم ندارد، انسان باید طبق وظیفه و فکر خودش [عمل] انجام بدهد و تکلیف هم دارد و باید هم انجام بدهد.
فرق مکتب اولیاء الهی با سایر مکاتب
اما صحبت در این است که آیا مطلب به همینجا ختم میشود؟ پس چرا ما اینجا آمدهایم؟ خب بلند میشویم جای دیگر میرویم، هزار جای دیگر وجود دارد. همۀ آنها نماز میخوانند، همه روزه میگیرند، همه حج میروند، همه زکات میدهند، همه به مسائل عمل میکنند. پس اختلاف بین مکتب اولیا و مکتب سایر افراد در چیست؟ آیا در همین آمدن و نشستن و جشن گرفتن و چراغانی کردن و اینها است؟! خب این کارها را که در جای دیگر مفصلتر و بهتر و با یک کیفیت خیلی جذابتر و هیجانیتر دارند انجام میدهند تا مورد توجه بیشتر قرار بگیرد!
- امثال و حکم (دهخدا)، ج ٣، ص ١٣٠٠: «گر گدا کاهل بود تقصیر صاحب خانه چیست؟»

