
ضرورت ابلاغ پیام غدیر برای تربیت و رشد نفوس
ربط با پروردگار؛ ملاک انتصاب امیرالمؤمنین علیه السلام
ضرورت ابلاغ پیام غدیر برای تربیت و رشد نفوس
24[امام میفرماید:] کجا میروی؟! مگر من به تو دستور دادم که بروی و فلان کار را انجام بدهی؟! تا وقتی دستور ندادهام، برای چه میروی و خودت را به زحمت میاندازی؟!
کور از خدا چه میخواهد؟ دو تا چشم بینا! بهجای اینکه از خدا بخواهیم که شخصی پیدا شود که بار ما را بردارد و مسئولیت ما را به عهده بگیرد، [میخواهیم بار خودمان را اضافه کنیم!]
دستور استادِ علامه طهرانی به ایشان رضوان اللَه علیهما
مگر استاد مرحوم والد به ایشان نفرمودند:
«سید محمدحسین، تو هر جای دنیا بروی، من در کنار تو هستم؛ به ایران بروی در کنار تو هستم، به مشرق بروی با تو هستم، به مغرب هم بروی با تو هستم! (این عین عبارات ایشان است) برای چه میخواهی در عراق بمانی؟! وظیفه و تکلیف تو این است که به ایران بروی!»1
و این را در عمل هم اثبات کردند، نهاینکه فقط بگویند! ایشان مردی نبود [که فقط حرف بزند!]
مگر به آن فرد دیگر که مسئولیت عدهای را به عهده داشت و آمد در منزل ایشان و گفت: «بعضی از شاگردان و دوستان من، از من سؤالهایی میکنند که من در پاسخ آنها میمانم!» نفرمودند:
«بارت را در اینجا بینداز! مگر مجبور هستی مسئولیت را به عهده بگیری؟! بار خودت را در جایی بینداز که بتواند پاسخگو باشد!»2
رستگاری مردم در تبعیت از ولایت است، نه حکومت و مسئله گفتن ولیّ
این همان قضیۀ غدیر است. یعنی پیغمبر آمد و گفت: «ای مردم، صلاح و رستگاری شما در متابعت از علی است، نه در اینکه او فقط حکومت داشته باشد، نه در اینکه او فقط تکلیف بگوید، نه در اینکه او فقط بیاید در میان شما نشست و برخاستی داشته باشد، به اینها نیست!»
کلام علامه طهرانی رضوان اللَه علیه در رابطه با نظام اجتماع
فلذا مرحوم آقا ـ رضوان اللَه علیه ـ که میفرمودند:
«من وقتی که حتی در نجف بودم، در فکرم این بودم که نظام اجتماعی در ممالک، باید به یک نظام الهی تبدیل شود و همه در آن راستا حرکت کنند!»3
- روح مجرد، ص ٣٦:
«... فرمودند: هر کجای عالم باشی ما با توایم! رفاقت و پیوند ما طوری به هم زده شده که قابل انفکاک نیست! نترس، باکی نداشته باش! اگر در مغرب دنیا باشی و یا در مشرق دنیا، نزد ما میباشی! سپس فرمودند:
گر در یمنی چو با منی پیش منی ** ور پیش منی چو بی منی در یمنی.» - رجوع شود به روح مجرد، ص ٤٨٦.
- رجوع شود به وظیفۀ فرد مسلمان در احیای حکومت اسلام، ص ١٥.
- روح مجرد، ص ٣٦:
