
حقیقت نهفته در غدیر، ورای هر مسئلۀ ظاهری و دنیوی
آیا هدف از نصب امیرالمؤمنین علیه السلام، صرف تشکیل حکومت عادله بود؟
حقیقت نهفته در غدیر، ورای هر مسئلۀ ظاهری و دنیوی
22«کیست مولا آن که آزادت کند»؛ [یعنی] تو را از دنیا و از نفس بیرون بیاورد تا أعمالت براساس نفس نباشد، بلکه براساس رضای خدا باشد!
«بند رقّیت ز پایت بَرکند»؛1 تا بهحال بندۀ این و آن بودی، ملاحظۀ این و آن را میکردی، منافع این و آن را در نظر داشتی، به این و آن نگاه میکردی، به آقا بالا سر و مدیر کل نگاه میکردی که ببینم برایم چهکار میکند، به آن آبدارچی و دفتردار و معاون نگاه میکردی، به رئیسجمهور نگاه میکردی! به این چیزهایی که اصلاً آدم نباید حتی فکرش را هم بکند. ولی الآن دیگر هیچکس در نظرت نیست؛ نه رئیسجمهور، نه بالاترش، نه پایینترش، نه وزیرش، نه مدیرش، نه وکیلش، نه پاسبانش! الآن هیچکس در ذهنت نیست.
الآن دیگر آزاد شدهای، الآن فقط خدا و نمایندۀ خدا، امام علیه السلام در ذهنت است و بس! دیگر هیچکس در ذهنت نیست، اصلاً اگر فکرش را هم بکنی غلط است؛ اصلاً اگر فکرش را بکنی و بخندی آن هم غلط است! حتی خود فکرش که بخواهی به آنها توجه نکنی، خونت را کثیف میکند و نفست را برمیگرداند! بهجایش چیزهای دیگر در فکرت میآید، مسائل دیگر در ذهنت میآید. آنها همه رفتند، آنها همه میروند و یکمرتبه میبینی که اصلاً قضایا و مسائلی در ذهنت آمده که اصلاً دیگر نمیخواهی به هیچ چیز فکر کنی، حتی دیگر خطورش هم برای انسان مضر میشود.
لزوم و ثمرۀ اولویّت دادن ولایت بر وجود انسان
إنشاءاللَه امیدواریم که خداوند این توفیق را به همۀ ما عنایت کند و همۀ ما را در راستای صراط ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام پایدار بدارد. ذهن ما، فکر ما، نفس ما، قلب ما، سرّ ما، سویدای ما و همۀ وجود ما را بهنحوی قرار بدهد که این اولویت ولایت بر ما در وجود ما مستقر بشود! آنوقت انسان قبل از اینکه خواست و ارادهای بکند، یکدفعه این مسئله در ذهنش میآید که او چه میخواهد؟ اصلاً نا خود آگاه یکدفعه در ذهنش میآید که امام زمان علیه السلام چه میخواهد؟ یعنی اصلاً دیگر نمیتوانی اراده کنی و نمیتوانی اختیار کنی!
- مثنوی معنوی (میرخانی)، دفتر ششم، ص ٦٤١.
