اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت نهفته در غدیر، ورای هر مسئلۀ ظاهری و دنیوی

آیا هدف از نصب امیرالمؤمنین علیه السلام، صرف تشکیل حکومت عادله بود؟

20018
عید غدیر
جلسات
نسخه عربی

حقیقت نهفته در غدیر، ورای هر مسئلۀ ظاهری و دنیوی

17
  • راه تشخیص خیر و شر در روایت پیغمبر

  •  اتفاقاً خیلی وقت پیش یک روایت عجیبی دیدم. ظاهراً در یکی از کتب اهل‌تسنّن، مسند احمد حنبل آمده است که وابصة بن معبد خدمت رسول خدا می‌آید و می‌خواهد از عمل خیر و آنچه مورد رضای خدا است بپرسد. می‌گوید: «”خیر“ به چه می‌گویند تا ما به‌دنبال آن برویم و این‌قدر از دیگران نپرسیم؟ خودمان بدانیم که خیر به چه می‌گویند، شر به چه می‌گویند، خوبی و بدی به چه می‌گویند.» وقتی که به خدمت پیغمبر رسید حضرت فرمودند: «آمده‌ای که از این مسئله سؤال کنی؟» گفت: «بله یا رسول‌اللَه، من آمده‌ام که از عمل خیر سؤال کنم!» حضرت خیلی عجیب می‌فرمایند: «إستَفتِ نَفسَک؛ به خودت مراجعه کن!» نمی‌فرمایند: «برو از این و آن بپرس!» بلکه می‌فرمایند: «ببین خدا در دلت چه چیزی قرار می‌دهد.» یعنی حضرت می‌خواهند بفرمایند: «اگر تو بخواهی خودت را متصل کنی، خدا وصل می‌کند و خدا به تو می‌گوید واز هر راهی که باشد مطلب را به تو القا می‌کند!» إستَفتِ نَفسَک؛ یعنی خودت به خودت مراجعه کن و ببین چه چیزی به قلبت خطور می‌کند!

  • «البِرُّ ما اطمأنّ إلیه القلبُ و اطمأنّت إلیه النّفس؛ خیر آن است که وقتی به آن فکر کنی می‌بینی که باید این‌طور باشد، نفست مطمئن است و شک نمی‌کنی که حالا این کار را بکنم یا نکنم!»

  •  مثلاً می‌خواهی به یک شخص پولی بدهی و کمکی بکنی. وقتی فکر کنی می‌بینی که اینجا جایش است و بایستی که انجام بشود. و بعد در مرتبۀ بالاتر، قلب هم در مرحلۀ استقرار و تمکن مطمئن می‌شود. یعنی اول در نفس تصویری پیدا می‌شود و بعد در قلب که مرحلۀ سرّ است، این مسئله ثابت می‌شود و بعد هم انسان پشیمان نمی‌شود که این عمل را انجام داد.

  • «إستَفتِ نفسَک؛ برو از نفس و ضمیر خودت کمک بگیر و استفتاء کن! (همیشه به‌دنبال این و آن نیا!)»

  • «و الإثمُ ما حاکَ فی القلب و تردّد فی الصّدور؛ اما وقتی که می‌خواهی کار بد انجام بدهی می‌بینی مذبذب هستی و با خودت می‌گویی: ”بکنم یا نکنم! آن جایش این‌طور است، این جایش آن‌طور است!“ (نمی‌توانی استقرار پیدا کنی و نمی‌تواند در دلت تثبیت بشود. این به‌خاطر این است که یک جایش ایراد دارد، یک جایش اشکال دارد!)»