توحید و ولایت، حقیقت مستودعه در وجود انسان
14اول اقدامی که پیغمبر اکرم انجام داد همین بود. گفت: اسلام یعنی توحید، اسلام یعنی سلوک و اسلام یعنی نفی همۀ تعیّنات! اگر ظهوری در این مَظهر تجلی کرده است، از پیر هفتاد ساله تا جوان بیست ساله همه باید بهدنبال او بیایند! حالا آیا امیرالمؤمنین علیه السلام این را از خود میدید؟! به همان ذات شریفش قسم که بهاندازۀ سر سوزنی این را از خود نمیدید! بهاندازۀ سر سوزنی این لیاقت را از خود نمیدید! بهاندازۀ سر سوزنی این قابلیت را از خود نمیدید، بلکه از او میدید! از او میدید که وصی شد و از او میدید که ولی شد و از او میدید که قابلیت برای حمل این امانت را پیدا کرد! واقعاً از او میدید!
لذا ائمه علیهم السلام در ادعیه هنرپیشه و آرتیست1 نبودند. آیا آن گریههایی که از این چشمها میآید و آن نالههایی که در دل شب بلند میشود برای ما است؟! وقتی در دل شب ناله میکند چطور به گوش ما میرسد؟! پس ائمه علیهم السلام واقعاً خودشان را صفر میدیدند و تا صفر نباشیم، ارزش و احترام و ارج پیدا نمیکنیم!
شرح دعای قنوت نماز عید فطر
در دعای امروز میخوانیم: «أسألک بحقِّ هذا الیومِ الّذی جَعلتَه للمُسلمینَ عیدًا و لمُحمّدٍ صلّی اللَه علیه و آله؛ خدایا ما تو را به حقّ این عیدی که امروز برای ما و برای پیغمبر خودت و برای اولیاء عظام خودت و معصومین خودت مقرّر کردی قَسم میدهیم!»
امام علیه السلام از خدا سه تقاضا کرده است:
اول: «أن تُصلّیَ علیٰ محمّدٍ و آلمحمّدٍ؛ [بر محمد و آل او درود بفرستی!]» که بالاترین تقاضاها و بالاترین دعاها صلوات بر پیغمبر و آل او است.2 اول با درود بر پیغمبر و نزول جلوات حضرت حق بر ائمه علیهم السلام راه [استجابت دعا] باز شد، حالا که باز شد دیگر دعاها قبول است.
دوم: «و أن تُدخلَنی فی کلِّ خیرٍ [أدخلتَ منه محمّدًا و آلمحمّدٍ]؛ در هر خیری که محمد و آلمحمد را داخل کردی ما را هم داخل کن!» آن خیر چیست و محمد و آلمحمد را در چه خیری داخل کردی؟ ما که داریم این دعا را میکنیم لابد خدا هم اجابت میکند! خدا که به انسان نمیگوید: دعا کن، ولی من اجابت نمیکنم! یعنی همان مقامی را که پیغمبر دادی به ما هم بده، ما را جلیس با رسول خودت قرار بده! آن مقام چیست؟ همین را به شما بگویم که بالاتر از این مقام دیگر تصوّر نمیشود؛ یعنی جلیس بودن با رسول اکرم و با امیرالمؤمنین و ائمه علیهم السلام و اولیای مقربین!
- Artist: هنرمند، هنرپیشه. کنایه از آدمی که برای رسیدن به خواسته هایش نقش بازی کند.
- رجوع شود به الکافی، ج ٢، ص ٤٩١ ـ ٤٩٥.

