
بهترین عمل نزد خدا، و بیان حقیقت فقر انسان
توصیّۀ رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله و سلّم به ابوذر غفاری. معنای ایمان به خدا. عجز انسان در کارهای مربوط به خودش. اعتراف بزرگان بر جهل در مقابل اسرار جهان هستی. عجز و جهل انسان در برابر رموز عالم هستی. حیات و شعور داشتن تمام موجودات. لا تکرار فی التّجلی. تمثیلاتی لطیف درخصوص قاعدۀ لا تکرار فی التجلّی. احاطۀ پروردگار بر تمام موجودات در تمام مراتب زمین و آسمان. إعطای علم و شعور مطابق سازمان وجودی موجودات از جانب پروردگار. پروردگار، مُعطِیِ عَلَی الإطلاق تمام عالَم. غفلت انسان از حرکات بَطیء موجودات که مُنجَر به تغییر و تبدّل آنهاست. لزوم اعتراف انسان بر ضعف و عجز خود در مقابل پروردگار. ایمان به خدا یعنی گرهخوردن قلب انسان با خدا. وجوب عدم اکتفا به ایمان ظاهری و لزوم رسیدن به ایمان حقیقی. رحمت فراوان پروردگار برای مؤمنین به خدا و رسول خدا. رسیدن به آرامش و رهایی از اضطراب و دغدغه نتیجه ایمان به پروردگار. معنای جهاد در راه خدا. جهاد اصغر و جهاد اکبر. تنها راه نجات انسان اعتراف به الوهیّت پروردگار و بیچارگی خود. سؤال حضرت موسی از پروردگار در خصوص کِرم داخل سنگ. إلَهی و ألحِقنی بِنورِ عِزِّکَ الأبهَجِ.... جهاد در راه خدا یعنی مجاهده برای باز شدن راه بهسوی خدا. عدم خشنودی عاقل از مدح ابلهان. لزوم تنزیه پروردگار بعد از تعریف او، به سبب ناتوانی انسان از تعریف پروردگار.
بهترین عمل نزد خدا، و بیان حقیقت فقر انسان
3بنابراین، انسان که یکی از موجودات است و دارای عقل و شعور است، حالا میخواهد پیوند و دلبستگی پیدا کند، دلبستگی و پیوند به چه پیدا کند؟ به موجوداتی که مانند او در یک ردیف و در عرض هم دستخوش فنا و فساد هستند؟! یا دلبستگی پیدا کند به آن ذات مقدّسی که قیّومِ اوست و در هر لحظه بیدار است و کفیل امور انسان است و وکیل است در تمام جهات شئون انسان و عالم است و حکیم است؟! انسان میخوابد امّا او بیدار است، انسان عاجز است امّا او قادر است!
عجز انسان در کارهای مربوط به خودش
ما آن مقداری که میتوانیم وجود خود را تملّک کنیم، مقدار جزئی است؛ صحبتی بکنیم، غذایی بخوریم، حرکتی بکنیم. ما به خودمان و به افعالی که از ما سر میزند چه اندازه اطّلاع داریم؟ خیلی کم! امّا بدون توجّه ما، بدون شعور ما، بدون خواست ما، بدون اختیار ما، تمام این سازمانهای بدن ما دارد کار میکند مانند آن ساعتهای دقیق که تا یکهزارم یا یکدههزارم ثانیه را هم نشان میدهد، از این هم دقیقتر؛ قلب کار میکند، ریه کار میکند، معده کار میکند، کلیه کار میکند، مثانه کار میکند، تمام سلّولهای بدن کار میکند، هرکدام یک وظیفهای دارد، از وظیفۀ خودش اشتباه نمیکند، تخطّی نمیکند. شب تا صبح میخوابیم امّا این دستگاه دارد کار میکند و هیچ اشتباه نمیکند، هیچ! روی آن سنّتی که خداوند علیّأعلیٰ به او داده و خودش محیط بر او است و خودش بیدار است، همۀ اینها دارد کار میکند؛ چه کسی دارد آن را کار میاندازد؟ ما که خوابیم، ما که جاهلیم، ما که عاجزیم، ما که اصلاً اینقدر جاهلیم که اگر دو کلمه یاد بگیریم خجالت میکشیم که به آن دو کلمه اسم علم بگذاریم. و بسیاری از بزرگان از فلاسفه و علما هستند که بعد از یک عمر زحمت و مطالعه و مجاهده و کوشش، تازه اعتراف کردند که ما نمیفهمیم؛ خیلی زیاد هستند از این بزرگان که آخرین کلامشان این بود که: نهایت علم ما این بود که نمیتوانیم، درک نمیکنیم، عظمت پروردگار آنقدر عالی و آنقدر گسترده است که ما نمیتوانیم در آن حریم وارد بشویم و تازه فهمیدیم که نمیفهمیم!1
- رجوع شود به الله شناسی، ج ٢، ص ١٥٦ و ١٥٧، تعلیقه؛ معاد شناسی، ج ٧، ص ٢٠٦ ـ ٢١٠.
