تأثیر همّت انسان در سیر و سلوک إلی الله
14امام علیه السلام، امام علیالإطلاق
چرا خدا به ما ندهد؟! برای خدا که کاری ندارد. در زیر ولایت امام علیه السّلام [خدا به ما همان خیر را نصیب میکند]. این همان مطلبی است که مرحوم آقا ـ رضوان اللَه علیه ـ میفرمودند:
«امام علیه السّلام ما را به همانجایی میبرد که خودش در آنجا است!»
بر خلاف سایر مکاتب و سایر مذاهب که توحید را در یک مرتبۀ أعلیٰ و بعد از آن، ولایت و بعد از آن، ارتباط بنده را با مقام ولی میدانند، در مکتب عرفان اصیل تفاوتی بین توحید و ولایت وجود ندارد و امام علیه السّلام امام است برای ما در همۀ احوال! اگر نتواند ما را در مرتبۀ خود ببرد، دیگر در آن مرتبه امام ما نیست و امام ما در مرتبۀ پایین است؛ درحالیکه امام علیه السّلام امام ما علیالاطلاق و در بینهایت است. در بینهایت او امام و ما ماموم هستیم، در بینهایت او مقتدا و ما مقتدی هستیم، در بینهایت او همیشه لوادار و سائق و قائد ما است. این مسئله در این دعای شریف مورد توجه قرار گرفته است: «أنْ تُدْخِلَنی فی کُلِّ خَیرٍ؛ در هر خیری که پیغمبر و آل او را داخل میکنی، ما را هم داخل کن!» این مسئله شوخی و آسان و قابل گذشت نیست!
دعای دوّم:
«و أنْ تُخْرِجَنی مِن کُلِّ سوءٍ أخْرَجْتَ مِنه محمّدًا و آلَمحمّد؛ از هر سوء و بدی و بیارزشی و هر مسئلۀ دارای نقص و هر مسئلهای که جنبۀ عدم در او دارد و جنبۀ وجود در او به مرحلۀ متکامل نیست و پیغمبر و آلپیغمبر را مبرّای از آن کردی، ما را هم مبرّا کن!»
پیغمبر از چه مسائلی مبرّا بود؟ از نقص، جهل، ورود در دنیا، توجّه به ما سوا و توجه به غیر پروردگار؛ یعنی آنچه رسول اکرم بهواسطۀ عنایت خداوند به او، نقاط خلأِ وجودی او ترمیم و نقائص از وجود مبارک او زدوده شد، پروردگار تمام آنها را از وجود ما بزداید. «و أنْ تُخْرِجَنی مِن کُلِّ سوءٍ؛» از هر سوئی، از هرچه شما عنوان سوء به آن میدهید، خداوند ما را مبرّا بکند. چه اشکال دارد؟! ما با خدا طرف هستیم! حالا که خدا همچنین سفرهای را پهن کرده است ـ آنطور که آن دفعه خدمتتان عرض کردم ـ، چرا ما بیاییم بخل کنیم؟! خدا همچنین سفرهای انداخته است و میگوید: هر خیری را که من به پیغمبر دادم، میتوانم آن خیر را به تو بدهم! این دعا این را میگوید؛ هر سوئی را که پیغمبر و ائمّه را از آن سوء مبرّا کردم، در قدرت من است و از عهدۀ من برمیآید و میتوانم شما را هم مبرّا کنم! حالا ما بگوییم: «نه خدایا، آنها خیلی مقام دارند و ما نمیتوانیم به آنجا برسیم!» گر گدا کاهل بود دیگر تقصیر صاحبخانه نیست.1 این را در دعای امروز ما میخوانیم.
- امثال و حکم، دهخدا، ج ٣، ص ١٣٠٠: «گر گدا کاهل بود تقصیر صاحبخانه چیست؟»

