پیامبر و اهلبیت او، شایستهترین اُسوه و مقتدا در مسیر لقای الهی
13این بهخاطر این است که رسول خدا فقط به یک جا توجه داشت، دائماً از آن وقتی که به رسالت رسید تا وقتی که از دنیا رفت با تمام این تکالیف فقط به یک مبدأ توجه داشت. برای او اختلافات موجب اختلاف نمیشد، اختلافات را خارج از محدودۀ اتّجاه خودش قرار داده بود. این فراز و نشیبها نباید برای ما تردید ایجاد کند، زیادی و قِلّت جمعیت نباید موجب بشود که آن مسیر و صراط مستقیم برای ما مخدوش بشود و محلّ تأمل بشود. تمام افراد حتی آنهایی که بعد از وفات پیغمبر دور و بَر امیرالمؤمنین آمدند، مثل ابنعباس و طلحه و زبیر و خود ابوسفیان، هر کدام از اینها برای خواستهای آمده بودند؛ اما آن کسانی که بعد از وفات پیغمبر فقط برای رسول خدا دور امیرالمؤمنین آمدند چه کسانی بودند؟ فقط سلمان و ابیذر و مقداد بودند! اینها بودند که جمعیت و کثرت جمعیت و تنهایی امیرالمؤمنین برای آنها فرقی نمیکرد؛ چه اینکه همۀ افراد دور و بر امیرالمؤمنین باشند و چه اینکه هیچکس دور و برش نباشد هیچ فرقی نمیکند، چون اتّجاه فقط لقای پروردگار و تأسّی به امیرالمؤمنین است، حالا این علی هرجا هست حق هم در همانجا است.1
تفاوت ضیافت ماه رمضان با سایر ضیافتها
یک ماه رمضان گذشت، ماهی که در آنجا ضیافت الهی بود، ضیافتی که بهعکس سایر ضیافتها که قلب انسان در آن ضیافتها مکدّر میشود، چون در آن ضیافتها غیبت است، در آن ضیافتها تهمت است، در آن ضیافتها ذکر غیر خدا است، در آن ضیافتها مجالس لهو و لعب و کدورت و ظلمت و استمتاع و تمتع از تمتعات ظاهری و امتعۀ دنیوی است؛ اما این ضیافت، ضیافت گرسنگی است، در این ضیافت از متاع دنیا خبری نیست، چون ضیافت الهی است.
یک ماه گذشت، ماهی که «کانَ رسولُ اللَه یَدأبُ فی صیامِه و قیامِه فی لَیالیه و أیامه»2 رسول خدا در این ماه خود را به تعب میانداخت، در صیام و در قیام جدّیت به خرج میداد، برای اینکه یک چیزی میفهمید و یک چیزی ادراک میکرد تا از آن ضیافت بیشتر قسمت ببرد و بیشتر نصیبش بشود!
- کفایة الأثر، ص ٢٠:
«... فَتَنَفَّسَ ابنُ عَبّاسٍ وَ قالَ: سَمِعتُ رَسولَ اللَهِ صلّی اللَه علیه و آله و سلّم یَقولُ: عَلیٌّ مَعَ الحقِّ وَ الحقُّ مَعَ عَلیٍّ وَ هُوَ الإمامُ وَ الخَلیفَةُ مِن بَعدی فَمَن تَمسّکَ بِه فازَ وَ نَجا وَ مَن تَخَلَّفَ عَنهُ ضَلَّ وَ غَویٰ.» - مصباح المتهجد، ج ٢، ص ٨٢٩، فرازی از صلوات شعبانیه.
- کفایة الأثر، ص ٢٠:

