بصیرت، ویژگی دعوت پیغمبر و خصوصیت تابعین ایشان
18تمام این افراد دور رسول خدا بودند و خدا میداند که پیغمبر اکرم از دست این افراد چه خونهایی به دل داشت! اگر نمیخواهی قبول بکنی و اگر نمیخواهی زیر بار بروی، از اول نیا؛ کسی برای تو نامه ننوشته است و کسی نامۀ فدایتشوم که برایت نفرستاده است! بلند میشوی میآیی و خودت را متلبّس و متزیّن میکنی و خود را طرفدار و وفادار و ماشی این هدف و سالک این طریق قلمداد میکنی، آنوقت شروع میکنی به مخالفت و تشویش و تفریق!
﴿إِن تَتُوبَآ إِلَى ٱللَهِ فَقَدۡ صَغَتۡ قُلُوبُكُمَا وَإِن تَظَٰهَرَا عَلَيۡهِ فَإِنَّ ٱللَهَ هُوَ مَوۡلَىٰهُ وَجِبۡرِيلُ وَصَٰلِحُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمَلَـٰٓئِكَةُ بَعۡدَ ذَٰلِكَ ظَهِيرٌ﴾.1
«ای زنان پیغمبر (که دارید نفاق و تشویش بهوجود میآورید و باعث اختلاف در وحدت کلمۀ مسلمین میشوید)، بدانید که اگر برگشتید و توبه کردید و به خدا بازگشت نمودید، قلوب شما پاک میشود؛ (وإلاّ این را بدانید که اگر این کار را نکردید، مسیر خدا از حرکت باز نخواهد ایستاد و راه خدا به راه خودش ادامه خواهد داد و معطّل دو نفر و سه نفر و چند نفر منافق نخواهد شد) اگر بخواهید مخالفت کنید، خدا مولای رسول و جبرئیل و صالحالمؤمنین (امیرالمؤمنین) است.»
معنای تمسّک به ولایت امیرالمؤمنین
این یک راه است. و اما راه صحیح و راهی که پیغمبر بیان میکنند چیست؟ ﴿قُلۡ هَٰذِهِۦ سَبِيلِيٓ﴾؛2 «ای رسول خدا بگو این راه، راه من است،» ﴿أَدۡعُوٓاْ إِلَى ٱللَهِ عَلَىٰ بَصِيرَةٍ﴾؛3 «من از روی بصیرت دعوت میکنم.» این چه راهی است؟ آن راه، راهِ پیغمبر و ائمه علیهم السلام است که راه ﴿عَلَىٰ بَصِيرَةٍ﴾ است.
﴿وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنْتُمْ عَلَى شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْهَا﴾.4
به ریسمان الهی چنگ بزنید، به ولایت علی علیه السلام و مولیالموحّدین متمسّک بشوید. دیگر دنبال چه میگردید؟! دیگر چه چیزی را طلب میکنید؟! شما که ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام را پیدا کردهاید و راه به شما نمایانده شده است، دیگر دنبال چه میخواهید بگردید؟! بهیاد بیاورید همیشه نعمت الهی را که آن نعمت الهی این بود که هر کدام در راهی بودیم، هر کدام در سلیقهای حرکت میکردیم، هر کدام برای خودمان ممشایی داشتیم، دوئیّت و جدایی و بینونیّت بر ما حاکم بود، انانیّت و مسائل نفسانی بر تمام وجود ما مسیطر بود و غلبه کرده بود و تمام زندگی ما را نفس و اهواء نفسانی تشکیل میداد؛ رسول خدا آمد همه را کنار زد و تمام نفسانیات و اهواء را کنار برد و گفت: همه بیایید جمع بشوید، عالم و جاهل و ضعیف و غنی و دانی و عالی همه در یک سفره بیایید، خدا واحد است، خدای شما خدای من هم هست، خدای من خدای شما هم هست، قرآن واحد است، کعبه واحد است، این مسائلی را که از ناحیۀ پروردگار آمده است به او نسبت بدهید و به خود نسبت ندهید، این امتیازات را به اصل برگردانید و آنها را به خود نسبت ندهید. وقتی که به اصل برگردانده شد، دیگر وحدت حاکم میشود. آن شخصی که ثروت دارد، ثروت از آنِ خدا است؛ پس انسان فقیر است. آن شخصی که علم دارد، علم از آنِ خدا است؛ پس انسان جاهل است. آن شخصی که ریاست دارد، ریاست از آنِ خدا است.
- سوره تحریم (٦٦) آیه ٤. معاد شناسی، ج ٧، ص ١٠٩:
«اگر شما دو نفر زن بهسوی خدا توبه کنید، پس دل شما برخلاف رضای رسول خدا میل به باطل کرده است! و اگر هر دو نفرتان بر آزار و نفاق، اتفاق کنید، بدانید (خداوند پیامبرش را تنها نمیگذارد) و ولیّ او خداست و جبرائیل و صالحالمؤمنین (علیّ بن أبیطالب طبق روایت عامّه و شیعه) است و غیر از اینها فرشتگان خدا هم یار و مددکار هستند.» - سوره یوسف (١٢) آیه ١٠٨.
- سوره یوسف (١٢) آیه ١٠٨.
- سوره آلعمران (٣) آیه ١٠٣. امام شناسی، ج ١٣، ص ٣٠٩:
«همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و تفرقه نکنید، و نعمت خداوند را که بر شما ارزانی داشت به خاطر بیاورید، در آن زمانی که شما دشمنِ هم بودید و خداوند در میان دلهای شما الفت افکند و بنابراین در سایۀ نعمت خدا برادر شدید، و شما در لب پرتگاه گودال آتش بودید و خداوند شما را از آن برگرفت.»
- سوره تحریم (٦٦) آیه ٤. معاد شناسی، ج ٧، ص ١٠٩:

