بصیرت، ویژگی دعوت پیغمبر و خصوصیت تابعین ایشان
19﴿قُلِ اللَهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشَاءُ وَتَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشَاءُ وَتُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ وَتُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ﴾.1
مُلک از ناحیۀ خدا است؛ پس انسان عبد است؛ وقتی تمام اینها کنار رفت، انسان میشود عبد. همانطوریکه امیرالمؤمنین علیه السلام ترسیم میکند:
الهی تو کبیری من صغیرم، الهی تو غنی هستی من فقیرم، الهی تو مولا هستی من عبدم.2
تمام این شوائب و تمام این مسائل کنار میرود، میشود وحدت؛ این میشود حَبلاللَه. حَبلاللَه عبارت است از ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام.
دستگیری امیرالمؤمنین از شیعیان در روز قیامت
امیرالمؤمنین علیه السلام میفرماید:
فَإنّکُم لَو قد عایَنتُمْ ما قَد عایَنَ مَن ماتَ مِنکُم لَجَزِعتُم و وَهِلتُم و سَمِعتُم و أَطَعتُم؛ وَلکنْ مَحجوبٌ عَنکُم ما قَد عایَنُوا و قَریبٌ ما یُطرَحُ الْحِجابُ.3
«قسم به خدا اگر شما میدیدید آنچه گذشتگان از شما و آن کسانی که قبل از شما این دار فانی را وداع کردند و در دار باقی به مشاهدات رسیدند، دیدند، به فزع در میآمدید و یک لحظه آرام نمیگرفتید و آنچه من میگفتم گوش میدادید و بعد عمل میکردید؛ ولکن این مسئله از شما غافل است و این معاینه از شما غافل است، ولی عنقریب آنچه آنها دیدند، شما هم خواهید دید.»
ابنأبیالحدید معتزلی4 در ذیل این فقرۀ حضرت بیانی بسیار شیرین دارد. ایشان میگوید: «شاید منظور امیرالمؤمنین علیه السلام از این مسئله، وجود مبارک خود آن حضرت باشد.» او میگوید: «شیعه روایتی نقل میکند و روایتش هم شاید صحیح باشد.» رد نمیکند. میگوید:
امیرالمؤمنین علیه السلام برای دیدن حارث همدانی که مریض بود به منزل او رفتند. دیدند حارث خیلی مضطرب و ناراحت است و در بستر افتاده جزعوفزع میکند. حضرت میفرماید: «چیست حارث؟ چرا ناراحتی؟ چرا جزعوفزع میکنی؟» گفت: «یا امیرالمؤمنین دارم از دنیا میروم میبینم دستم خالی است، کاری انجام ندادهام، عمرم را به بطالت گذراندهام، چه کردهام!» حضرت میفرماید: «محبت ما را داشتی؟» میگوید: «بله محبت شما را داشتم.» امیرالمؤمنین علیه السلام به او میفرمایند: «پس نگران نباش، نگران نباش، هر کسی که از موالیان ما باشد و به آن حَبلاللَه که عبارت است از ولایت ما تمسّک کند، من در روز قیامت میآیم و او را از جهنم رها میکنم و در بهشت قرار میدهم.»5
- سوره آلعمران (٣) آیه ٢٦. نور ملکوت قرآن، ج ١، ص ٢٢٩:
«بگو (ای پیغمبر): بار پروردگارا! تو هستی که فقط صاحب قدرت و پادشاهی هستی، و فرمان و امر و صاحباختیاری، و تسلط بر نفوس و سیطره بر جمیع عالم از آن تو است! پادشاهی و قدرت را تو به هرکه بخواهی میدهی و از هرکه بخواهی این پادشاهی و قدرت را میگیری، و هر کس را که بخواهی عزت میبخشی و هر کس را که بخواهی ذلیل مینمایی.» - المزار الکبیر، ابنمشهدی، ص ١٧٤ ـ ١٧٦، مناجات امیرالمؤمنین علیه السلام در مسجد کوفه.
- نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص ٦٢.
- شرح نهج البلاغة، ج ١، ص ٢٩٩.
- الأمالی، شیخ مفید، ص ٣ ـ ٧.
- سوره آلعمران (٣) آیه ٢٦. نور ملکوت قرآن، ج ١، ص ٢٢٩:

