
بصیرت، ویژگی دعوت پیغمبر و خصوصیت تابعین ایشان
تفسیر آیه قل هَٰذِهِۦ سَبِيلِيٓ أَدۡعُوٓاْ إِلَى ٱللَهِ عَلَىٰ بَصِيرَةٍ...
1) 1) پیغمبر و ائمه و اولیا چگونه افراد را بهسمت خدا دعوت میکنند؟ 2) 2) بررسی خطرات جهل و نفاق در جامعۀ اسلامی 3) 3) معیار سنجش افراد در کلام امام سجاد علیهالسلام 4) 4) تمسک به ولایت امیرالمؤمنین به چه معناست؟ 5) 5) امیرالمؤمنین علیهالسلام در روز قیامت چگونه از شیعیان دستگیری میکند؟
بصیرت، ویژگی دعوت پیغمبر و خصوصیت تابعین ایشان
5بنابراین، مطالبی که بر نفس پیامبر اکرم تنازل پیدا میکند، یا بهصورت وحی است و مُرسِل و مُبلِّغ او جبرائیل و امین وحی است و یا اینکه بهصورت الهامات نفسی بر فکر و سینۀ پیغمبر نازل میشود. تفکیک بین این دو مسئله و کلام رسول خدا را به دو قسم تقسیم کردن، کفر محض و شرک محض خواهد بود.
الآن هم این مسئله رواج دارد و جُهّال و نادانانی هستند که اینها را تصور بر این است که میتوانند پا جای پای رسول خدا بگذارند و پا جای پای ائمۀ هدیٰ و اولیا قرار بدهند؛ و همانطوریکه آنها مسائل را میدانستند، اینها هم بدانند و همانطوریکه آنها نسبت به قضایا إشراف داشتند، اینها هم نسبت به مسائل إشراف داشته باشند. این جاهل، جاهل متنسّک است؛ جاهلی که در لباس تقوا و نُسک و زهد جلوه میکند و با تخیلات خام و افکار جاهلانۀ خود در مقابل رسول خدا و ائمۀ هدیٰ و منطق دین به مقابله و معارضه میپردازند. این یک دسته.
دستۀ دوم افرادی هستند که اینها عالم هستند و نسبت به مسائل اطلاع دارند؛ ولی متأسفانه گرفتار هوای نفس هستند و این اطلاعات و علم و دانش را در مسیر هوای نفس بهکار میبرند. به فرمایش امیرالمؤمنین: «عالمٌ مُتَهَتِّک؛ عالمی که نسبت به بیان مسائل باکی ندارد و تقوا ندارد و نفس او دستخوش و گرفتار اهواء و امیال دنیای دنیّ است.» این شخص کمر امیرالمؤمنین علیه السلام را میشکند؛ چون حربه و وسیله در دست دارد و کلماتی چند فراگرفته است و با آن کلمات، قلوب عوامِ غیر مطلّع را بهسمت غیر خدا جذب میکند و میکشاند. این شخص بصیرت ندارد.
اساس دعوت بهسمت خدا
بنابراین صرف دعوت بهسوی خدا، دعوت بهسوی خدای واقعی و عالَم نفسالأمر و حقایق نیست. همۀ افراد مدّعیِ دعوت بهسوی پروردگار هستند, بلکه این دعوتِ بهسوی خدا را وسیلهای برای گذران زندگی و وصول و بلوغ به غایات نفسانی و اهواء و امیال و منافع خود قرار میدهند. صِرف دعوت به خدا از همۀ افراد متمشّی است. همۀ افراد، خلفای جور، ظُلاّم و حکّام، ظالمین به دین و ظالمین به امّت رسول خدا با حربۀ دین و حربۀ دعوت به خدا مردم را از آن مسیر، منحرف کردهاند. حجّاج بن یوسف ثقَفی با همین آیات قرآن و استشهاد به آن و اینکه خود را أولِیالأمر میدانست، توانست اینهمه جنایات را انجام دهد و استدلال میکرد بر اینکه از ناحیۀ پروردگار مأمور و والی است. خلفای راشدین و خلفای ثلاثۀ اُولیٰ با دعوت به پروردگار مردم را منحرف کردند. اگر آنها دعوت به بتپرستی و دعوت به خود میکردند، کسی از آنها قبول نمیکرد؛ آنها دعوت به خدا میکردند و در تحت عنوان دعوت به پروردگار و تحت این نقاب، به مطامع دنیوی خود دسترسی پیدا کردند. خلفای بنیعباس با همین عنوان دعوت به خدا بر مردم حکومت میکردند.
