
معنای تقوا و مراتب آن
راه وصول و نشانۀ رسیدن به بالاترین مرتبۀ تقوا چیست؟
معنای «تقوا»، «ترس» نیست؛ بلکه نگرانی از نرسیدن به مواهب الهی و کمالات انسانی است. آیتالله حسینی طهرانی در این سخنرانی با نگاهی عرفانی و ژرف، این مطلب را بیان میکنند و در ادامه تأکید میکنند که باید به بالاترین مراتب تقوا رسید، و راه وصول به آن و نشانههای رسیدن به آن را نیز بیان میکنند. در ادامه، دعای قنوت نماز عید فطر را شرح میدهند و ارتباط مضامین آن با بالاترین مراتب تقوا تبیین میگردد. سپس سنخیت عید فطر را با عید قربان بیان میکنند و در پایان، دستور بزرگان بر استمرار مراقبه برای بعد از ماه رمضان مطرح میشود. همچنین ایشان در خلال این مطالب، دربارۀ برکات آشنایی با اولیاءالهی مطالبی را مطرح فرمودهاند و به شرح روایت «سُبحانَکَ أیُّ عَینٍ تَقومُ نُصبَ بَهاءِ نورِک» از امیرالمؤمنین علیهالسلام پرداختهاند.
معنای تقوا و مراتب آن
توضیحات:
معنای «تقوا»، «ترس» نیست؛ بلکه نگرانی از نرسیدن به مواهب الهی و کمالات انسانی است. آیتالله حسینی طهرانی در این سخنرانی با نگاهی عرفانی و ژرف، این مطلب را بیان میکنند و در ادامه تأکید میکنند که باید به بالاترین مراتب تقوا رسید، و راه وصول به آن و نشانههای رسیدن به آن را نیز بیان میکنند. در ادامه، دعای قنوت نماز عید فطر را شرح میدهند و ارتباط مضامین آن با بالاترین مراتب تقوا تبیین میگردد. سپس سنخیت عید فطر را با عید قربان بیان میکنند و در پایان، دستور بزرگان بر استمرار مراقبه برای بعد از ماه رمضان مطرح میشود. همچنین ایشان در خلال این مطالب، دربارۀ برکات آشنایی با اولیاءالهی مطالبی را مطرح فرمودهاند و به شرح روایت «سُبحانَکَ أیُّ عَینٍ تَقومُ نُصبَ بَهاءِ نورِک» از امیرالمؤمنین علیهالسلام پرداختهاند.
معنای تقوا و مراتب آن
10حکایت عبرتآموز غربت والدِ علامه طهرانی در اواخر عمر
جدّ ما1 بسیار معروف بوده است. در مسجد به اقامۀ نماز جماعت مشغول بودند؛ افراد بسیار میآمدند و علما و قاطبۀ ائمۀ جماعات در این مسجد حضور پیدا میکردند. در مناسبتهای مختلف، مسجد مالامال از جمعیت و متروس2 از علما و بزرگان بود. ایشان بیمار میشوند و در منزلی که بالای طهران داشتند بستری میشوند و در آنجا بودند تا اینکه به رحمت خدا میروند.
مرحوم پدر ما [علامۀ طهرانی] رحمة الله علیه راجع به پدرشان نقل میکردند:
وقتی که پدر ما مریض شد، با وجود اینهمه مسائل و با وجود اینهمه بیا و برویی که ایشان داشتند، در تمام مدتی که در آنجا بستری بودند، هفت نفر از اینهمه جمعیت به خود زحمت نداد که دو فرسخ بیاید آن بالا و ایشان را عیادت کند، تا اینکه ایشان به رحمت خدا رفتند! [اما] وقتی که از دنیا رفتند، تشییع جنازهای برای ایشان انجام شد که در تاریخ طهران سابقه نداشت!
شما ببینید روزگار، چه روزگاری است که تا وقتی انسان زنده است و ارتباط دارد، افراد میآیند، میروند و دور انسان بیا و برو است؛ اما همینکه انسان مریض میشود، ناتوان میشود، گرفتار میشود، سست میشود، سن رو به کهولت و تواناییهای انسان رو به اُفول میگذارد، دیگر افکار همه از آن مسیر برمیگردد، تمایلات عوض میشود و خواستها تغییر پیدا میکند؛ آنوقت انسان در چنین موقعیتی میبیند واقعیت چیز دیگر است! واقعیت، این بیا و بروها نبوده است، واقعیت این محبوبیتها نبوده است، واقعیت این امیدهایی که به او میدادند نبوده است، واقعیت این وضعیت و این مسائل نبوده است؛ دیگر در آنجا نه پول ارزش دارد، نه محبوبیت خریدار دارد و نه جاذبهها دیگر در آنجا تأثیری دارد! آن موقع انسان خودش و خودش و خودش میماند و بس و آنچه را که اندوخته و ذخیره کرده است!
بعثت انبیا و رُسُل یک منّت الهی برای خروج مردم از عالم کثرات
اینجاست که ما باید واقعاً به حقایق این مکتب نورانی پی ببریم و شاکر خداوند باشیم که در آیۀ شریفه میفرماید:
- مرحوم آیتالله حاج سید محمدصادق حسینی طهرانی رحمة الله علیه.
- مملوّ و مالامال. (محقق)
