اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تحقق‌بخشی امام زمان به حقیقت الله اکبر

نیمه شعبان 1409

15٬813
جلسات

در این گفتار مرحوم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدس الله سره) به بیان حقیقت معنای توحید در شرایع مختلف الهی می‌پردازد. آیةالله طهرانی پس از بیان وجوه اشتراک انبیاء در مراتب سه‌گانه عصمت، به اختلاف آنها در کیفیت تلقی توحید اشاره می‌کند. ایشان در ادامه به بیان حقیقت معنای لا اله الا الله و مقایسه آن با کلمه شریفه الله اکبر پرداخته و وجه برتری دین اسلام را بر سایر ادیان الهی در کیفیت تلقی توحید در نفس رسول الله می‌داند. در انتها با اشاره به حقیقت معنای انتظار و ظهور به وظایف منتظران در زمان غیبت اشاره می‌نماید و بصیرت‌افزایی را از مهمترین نکات در دوران غیبت به شمار می‌آورد.

تحقق‌بخشی امام زمان به حقیقت الله اکبر

توضیحات:

در این گفتار مرحوم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدس الله سره) به بیان حقیقت معنای توحید در شرایع مختلف الهی می‌پردازد. آیةالله طهرانی پس از بیان وجوه اشتراک انبیاء در مراتب سه‌گانه عصمت، به اختلاف آنها در کیفیت تلقی توحید اشاره می‌کند. ایشان در ادامه به بیان حقیقت معنای لا اله الا الله و مقایسه آن با کلمه شریفه الله اکبر پرداخته و وجه برتری دین اسلام را بر سایر ادیان الهی در کیفیت تلقی توحید در نفس رسول الله می‌داند. در انتها با اشاره به حقیقت معنای انتظار و ظهور به وظایف منتظران در زمان غیبت اشاره می‌نماید و بصیرت‌افزایی را از مهمترین نکات در دوران غیبت به شمار می‌آورد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تحقق‌بخشی امام زمان به حقیقت الله اکبر

13
  • نطق آب و نطق خاک و نطق گل***هست محسوس حواس اهل دل1
  • این معنا [معنای توحید است.] آن شخص می‌گفت: «نه‌تنها دیدم که آن حیوان معنای لا اله الا الله است. بلکه دیدم آن حرکتی که کرد و از جایی به جای دیگر افتاد حرکت او هم لا اله الا الله روی لا اله الا الله بود.»

  • باز یک قضیّه دیگر بگویم. یکی از افراد نقل می‌کرد، برای خود من می‌گفت. می‌گفت: «یک وقتی در جایی آمده بودم، صبح بود. حال عجیبی به من دست داد. تمام افراد را به معنای لا اله الا الله می‌دیدم.» یعنی این معنا و حقیقت توحید در ذات او جلوه کرده بود و دیگر استقلال از وجود افراد مشاهده نمی‌کرد. همه را [لا اله الا الله می‌دید]. بعد می‌گوید: «حرکت کردم آمدم، دیدم بچه‌هایی که با هم بازی می‌کنند، به هم لااله الا الله می‌گویند. آن چوپان که گوسفندان را می‌برد صدای حرکت گوسفندان همه لا اله الا الله می‌شنیدم، حرکت آنها را همه به معنای لا اله الا الله می‌دیدم.»

  • حالا قضیّه اینجا یک قدری عجیب می‌نماید، ولی وقتی قرار است بر اینکه تمام معانی برای انسان استقلالش را از دست بدهد، دیگر در آنجا فرقی بین یک چیز و بین چیز دیگر ندارد. خلاصه می‌گوید:

  • «آمدم دیدم در آن میدان بهارستان طهران یک اجتماعی شده ـ‌ در زمان همان سابق زمان آن طاغوت و شاه اینها ـ‌ و در آنجا یک مراسمی است. خلاصه صداهایی می‌آمد و من غیر از لا اله الا الله هیچی از اینها نمی‌دیدم. صحبت می‌کند ولی به گوش من لا اله الا الله می‌رسد. آواز می‌خواند به گوش من لا اله الا الله می‌رسد. خلاصه ما در این مقام همین‌طور سیر کردیم آمدیم به بازار، این بازار که رسیدیم یک دفعه این حال از ما رفت.»

  • خدا این بازار را لعنت کند. هر چه هست این بازار از آدم می‌گیرد! مگر روایت نداریم وقتی که بازار می‌روید زود بگذرید، وسط نمانید2. البتّه خب حالا اینجا گفتیم، ولی به هر صورت کار و کسب هم اگر انسان بخواهد برای خدا انجام بدهد، عبادت است. برای‌اینکه محتاج غیر نباشد عبادت است.3 بالأخره بعضی وقت‌ها شوخی و جدّی یه چیزهایی باید گفت. خلاصه می‌گفت: «به بازار که رسیدیم نمی‌دانم این نَفَس بازاری‌ها چه بود تا به ما خورد این حالت رفت، سرحال اوّلمان برگشتیم. دیگر حرف‌ها را تشخیص می‌دادیم، صداها را تشخیص می‌دادیم، حرکات را تشخیص می‌دادیم و امثال‌ذلک. مثل آدم معمولی شدیم، ما هم رفتیم مشغول تجارت و کسب‌وکار شدیم.»

    1. مثنوی معنوی (آذر یزدی)، دفتر اول، ص 146.
    2. رجوع شود به من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 199؛ الأمالی، شیخ طوسی، ص 145.
    3. رجوع شود به من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 156 ـ 180.
/ 260