
ولایت اهلبیت علیهم السّلام اساس مکتب تشیّع
نیمه شعبان 1427هـ.ق
ولایت اهلبیت علیهم السّلام اساس مکتب تشیّع
14بنابراین در مکتب ما باید اوّل سراغ این چهارده نفر بیاییم و بس؛ و دیگر چشممان را ببندیم، والسّلام! باید ببینیم که امام علیه السّلام در این قضیّه چه فرموده است، و دیگر کاری نداشته باشیم که فلان آقا این مسئله را تأویل و توجیه میکند.
منبابمثال در مهر السنّه روایت است که امام موسی بن جعفر علیهما السّلام فرمودند:
«خداوند مهر السنّه را سنت فرمود تا اینکه شیعیان پیغمبر از این مسئله تأسّی و پیروی کنند.»1
آیا موسی بن جعفر نمیتوانست بگوید که این قضیّه برای دویست سال پیش است و حالا فرق کرده است؟! آیا نمیتوانست بگوید که ای شیعیان، هزار سال بعد مهرتان را صد هزار سکه بکنید، یا هر کسی مهرش را به رقم تاریخ ولادتش بکند، مثلاً هزار و سیصد و شصت و خردهای؟! از این نحوه بازیدرآوردنها نمیتوانست؟! نهخیر،
میتوانست؛ ولی چرا نگفت؟! دوازده تا امام آمدند، چرا هیچکدامشان نگفتند؟! آیا هیچکدام از ائمّه اطّلاع نداشتند که 1400 سال بعد چه میشود؟! اما ما از موسی بن جعفر و پیغمبر بالاتر میرویم و تأویل و توجیه میکنیم: «زمانه تفاوت کرده، آنموقع تا اینموقع فرق کرده، الآن مسائل و مشکلات زیاد شده است و باید به این مطالب رسیدگی کرد، این برای آنموقع است و این حرفها عوض شده است!» عیبی ندارد، تأویل و توجیه بکنید؛ اما بالأخره فردایی هم هست و اینطور نیست که مسئلهای گفته شود و بشود از این مسئله رد شد! من فقط یک قضیّۀ جزئی را دارم خدمتتان عرض میکنم.2
ضرورت حفظ حقیقت کلام امام علیهم السّلام و عدم مزج آن با سایر امور
ما تأویل و توجیه میکنیم، چون نخواستهایم به حقیقت کلام پیغمبر و امام علیه السّلام برسیم، بلکه خواستهایم کلام امام را بگیریم و با چیزهای دیگر مخلوط و ضمّ و ضمیمه کنیم؛ مثل آن آقایی که به غرب رفت تا ببیند غرب چه میگوید و علم خودش را بالا ببرد و بهتر بتواند مبانی اسلام را بفهمد! حالا دیگر بماند که بعداً همین آقا سر از چه مسائلی درآورد! ما نخواستهایم که ببینیم واقعاً امام رضا و امام سجاد علیهما السّلام در این روایات چه میخواهند بگویند! ما فکر و ذهنمان را از اوّل با غیر امام ممزوج و مخلوط کردیم و تا دیدیم که یک نفر مورد توجّه است، او را در کنار امام قرار دادیم. البته ما قدری حمل به صحت میکنیم و خدایناکرده امام را رد نمیکنیم ـ گرچه بعضیها رد هم میکنند ـ ولی غیر امام را در کنارش قرار میدهیم. لذا برای اینکه یک مقدار بین هر دو جمع بکنیم، خواستهایم مقداری این را پایین بیاوریم و مقداری هم آن را بالا بیاوریم، بعد وقتی که مساوی شدند این مسئله را به این کیفیّت مطرح میکنیم.
- . الکافی، ج 5، ص 376؛ مناقب آل أبیطالب علیهم السّلام، ج 3، ص 352.
- . جهت اطّلاع از مقدار مهر السنه و لحاظ آن در عقدنامههای امروزی رجوع شود به وظیفۀ فرد مسلمان در احیای حکومت اسلام، ص 65، تعلیقه؛ مطلع انوار، ج 10، ص 75.
