عزّت حقیقی در عصر ظهور
10است. طبل و شیپور و نای و تنبک و... که عزا نشد! امام حسین خودش را کشت که بگوید راه بیفتید تنبک بزنید؟! این حرف مسخره نیست؟! مگر عزاداری رقّاصی است؟! داریم تئاتر راه میاندازیم یا داریم برای امام حسین عزاداری میکنیم؟! چهکار داریم میکنیم؟! الآن جشنهای نیمۀ شعبان هم همین است. جشن میگیرند و دلقکبازی میکنند، مثلاً میمون و خرس درست میکنند! این کارها چیست؟ این مسخرهبازیها چیست؟ من نمیدانم چرا عقلاء حد و قانونی برای این مسائل نمیگذارند؟
موقعیّت امام و میلاد امام علیه السّلام باید با سایر مراسم و مناسبات تفاوت داشته باشد، باید وزانت و سنگینی داشته باشد. در این جشنها باید عباراتی باشد که از ائمه است و مردم را به انتظار دعوت میکند، و مطالبی برای خودساختگی و پذیرش هدف حضرت باشد که بیان کند ما چطور آن هدف حضرت را در زندگی خودمان بپذیریم.
بنابراین آیا همین کافی است که بنشینیم و بگوییم امام زمان میآید؟! اینکه او میآید چه ربطی به من دارد؟! امام زمان قیام میکند و میآید و دنیا را پر از عدل و داد میکند؛ حالا من چهکار کنم؟ آیا به من تضمین داده شده است که تا زمان ظهور حضرت زنده هستم؟! آیا به من تضمین داده شده است که وقتی حضرت میآید من به فلان وضعیّت و فلان موقعیّت میرسم؟!
انتظار مردم از ظهور حضرت ولیعصر برای رفع حوائج دنیوی خود
یک روز من خدمت رفقا عرض کردم که ما باید قدری نسبت به واقعیّات بهتر و منطقیتر فکر کنیم. اگر حضرت ظهور کند این مردم واقعاً از حضرت چه میخواهند؟ این مردمی که الآن دارند جشن میگیرند و چراغانی میکنند، از حضرت چه میخواهند؟ همان چیزی را میخواهند که ما برای آمدن پیش مرحوم آقا از مرحوم آقا میخواستیم و از عهدۀ ایشان برنمیآمد! صاف و صریح خدمت شما بگویم:
یکی میگوید: حضرت ظهور میکند برایاینکه قرضمان را بپردازد!
حضرت میگوید: مگر من بانک مرکزی هستم که قرض تو را بدهم؟! بلند شو برو کار کن و قرضت را بپرداز! میخواستی زیادهروی نکنی، میخواستی اشتباه

