عزّت حقیقی در عصر ظهور
15کسی قرض دارد از این چمدانش درمیآورد و میدهد! امتحان کنید! میگوید: آقاجان، شما دنبال امام زمان میگردید که چه کند؟ که قرض شما را بدهد؟ من میدهم! قرض، قرض است؛ پس دیگر فرقی نمیکند که حضرت بدهد یا من بدهم! و از این چمدانش درمیآورد و میدهد. حالا هرکسی هرچه قرض داشته باشد فرقی نمیکند؛ یکی میگوید بنده یک میلیون قرض دارم، یکی میگوید بیست میلیون قرض دارم، یکی میگوید یک میلیارد قرض دارم؛ او هم میگوید بیا بگیر! و درمیآورد و میدهد. پس با امام زمان چه فرقی کرد؟!
همچنین یک طبیب حاذقی هم میآید که خیلی وارد است و نسبت به همۀ ادویه هم آشنا است. به او میگوییم: آقا ما سردرد داریم! میگوید: بیا قرص بخور، خوب میشوی. میگوییم: قطع نخاع شدهایم! میگوید: من عمل میکنم، خوب میشوی! و واقعاً هم انجام میدهد. یا اینکه میگوید: فلان آمپول را بزن، خوب میشوی؛ یا فلان قرص را بخور و فلان کار را بکن، خوب میشوی.
اگر اینها بیایند و گرفتاریها و مسائل را برطرف بکنند و دیگر مشکل زیست و مشکل بقاء اجتماعی برای افراد باقی نماند، پس ما دیگر امام زمان را برای چه میخواهیم؟! پولمان را که داد، دارو هم که داد، مسئلۀ دیگری هم که نداریم و دیگر در رسیدن به امیال دنیوی و نفسانی هیچ چیزی کم نداریم؛ پس کارمان با امام زمان تمام شد! امام زمان هم میگوید: من دیگر برای شما نمیآیم! بهجای اینکه من بخواهم خودم را اذیّت کنم، یک نفر میآید و تمام مشکلات را حل میکند. آیا ما باید امام زمان را اینطوری و به این قِسم معرفی کنیم؟!
تنافی غرض ظهور حضرت بقیّةالله با اجابت توقعات سطحی و ظاهری مردم
اما اگر وقتی حضرت آمد، روز اول خدمت ایشان آمدیم و منبابمثال گفتیم: آقا مشکل خانوادگی داریم!
بعد دیدیم حضرت میگوید: بروید درست رفتار کنید!
ـ آقا ما قرض داریم!
ـ میخواستید زیادهروی نکنید! چه کسی گفت که زیادهروی کنید؟! زیادهروی

