عزّت حقیقی در عصر ظهور
18رفقا عرض میکنم که ما نباید بنشینیم و به اینطرف و آنطرف نگاه کنیم تا روزی برسد که دول غرب اصلاح شوند. نه آقاجان، شاید اینها اصلاح نشدند. نباید به این امید بنشینیم که روزی بیاید که دنیا بر سر عقل بیاید و مرام خودش را براساس منطق قرار بدهد. اصلاً شاید این کار انجام نشود. مگر ما میتوانیم این کار را بکنیم؟! اگر ما زور داشتیم میکردیم! اگر مشیّت الهی اقتضا میکرد کشور همسایۀمان را درست میکردیم؛ اما نمیتوانیم. حالا دیگر کجا میخواهیم برویم؟! همۀ اینها خیالات و توهّمات است و همه در عالم آرزوها و خواستهای انجامنشدنی سیر کردن، و عمر را بر باد دادن است.
وظیفۀ حضرت صاحبالزمان در اجرای دقیق مشیّت الهی در زمان امامت و در عصر ظهور
بزرگان راه را بیان کردند و درست تبیین کردند و گفتند: بهجایاینکه دائماً اینطرف و آنطرف را نگاه کنی و چشمت را به اینطرف و آنطرف بیندازی و بهجایاینکه از دیگران توقّع اصلاح داشته باشی و بهجایاینکه دیگران برای تو کار کنند و یا دستۀ گل بیاورند، بلندشو خودت به خودت برس!
عرفا و اولیا گفتند: به خودت برس. بعد اگر توانستی رفیقت را درست کن، اگر توانستی زن و بچّهات را درست کن، اگر توانستی همسایهات را، اگر توانستی محلّهات را، اگر توانستی شهر خودت را و همینطور پیش برو... . اما اگر نتوانستی مطلب تمام نشده است و دنیا به آخر نرسیده است! خودت را درست کن و به دیگران هم نباید کاری داشته باشی.
امام حسن علیه السّلام میتواند با یک اشاره همهچیز را عوض کند؛ اما همین امام حسن با معاویه صلح میکند. حضرت در مسجد مدینه نشسته بودند و فرمودند: «من اگر بخواهم شام را به مدینه میآورم و مدینه را به شام میبرم! زن را مرد میکنم و مرد را زن میکنم!» یکی که آنجا نشسته بود گفت: اگر میتوانی بکن! یکدفعه حضرت نگاه کردند و او یکدفعه زن شد! مردم دیدند این که سبیل و ریش داشت، همۀ سبیل و ریش او ریخت و موهایش بلند شد و مسائلی اتفّاق افتاد و بلند شد و فرار کرد و به منزلش رفت. حضرت گفتند: «آن که در خانه است، او را هم مرد کردم!» حالا ایشان میرود و با مسائل دیگری روبهرو میشود! او به خانه رفت و همسرش

