اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عزّت حقیقی در عصر ظهور

نیمه شعبان ـ سال 1429 هـ.ق

0
جلسات

1 بیاناتی پيرامون آیه 8 از سوره مبارکه منافقون (يَقُولُونَ لَئِنْ رَجَعْنا إِلَی الْمَدينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنينَ وَ لكِنَّ الْمُنافِقينَ لا يَعْلَمُون) 2 – خيال باطل منافقين بر اينكه شخصيت به مال و ناموس است. 3 – عزت در دنيا بر اساس ثروت و زور است. 4– علت شادي در روز نيمه شعبان چيست؟ 5 – شعارها در مجالس عزاداري بايد محيي باشد و انسان را به ياد واقعیت عاشورا بياندازد نه اينكه فقط به جنبه هاي احساسي و عاطفي پرداخته شود. 6 – مردم ظهور حضرت را براي اداي قرض ها و شفاي مريض هايشان مي خواهند. 7 – بیان توقعات انسان از مكتب عرفان. 8 – انسان ظهور حضرت را برای اصلاح خود باید طلب کند نه برای اصلاح دیگران 9 – امام حسن عليه السلام كه با معجزه مرد را تبديل به زن ميكند ، با معاويه صلح مي كند. 10 كار امام علیه السلام جاری کردن مشیت پروردگار متعال به نحو تام و تمام در عالم وجود می باشد 11 – تمامي مصائب عاشورا و كشته شدن اهل بيت به اراده و اذن امام حسين عليه السلام بوده است. 12 – عزت سيد الشهداء علیه السلام يعني پا روي تمام اباطيل ، توهمات و تخيلات گذاشتن. 13 – لباس روحانيت لباس ملائكه است. 14 – صورت برزخي ملائكه با عمامه است. 15 – وارد شدن در لباس روحانيت ، ورود در مكتب حيات و حريت است. 16 – فرق است بين كسي كه در راه و طريق است و اشتباه مي كند با كسي كه در راه نيست و اشتباه مي كند. 17 – علت مشكلات علامه طباطبايي در حوزه اين بود كه مي خواست حق را بگويد. 18 – مخالفت با علامه طباطبايي به علت حاشيه زدن بر کتاب بحارالانوار 19 – نفاق افراد علامه طباطبايي را مجبور به ترك حاشيه زدن برکتاب بحارالانوار كرد. 20 – مقتدا فقط بايد امام باشد و بس و نه شخص ديگر.

عزّت حقیقی در عصر ظهور

4
  • می‌گوید که حرف، حرف من است! چون خیال می‌کنند که پول برای شخص عزّت می‌آورد. اما در واقع، پول یک مشت کاغذ است؛ کاغذی که اگر شما در بخاری بریزید می‌سوزد و به هوا می‌رود! آخر این پول چه ارتباطی به انسان دارد؟! چه ربطی به شخصیّت انسان دارد تا من برای‌اینکه الآن در کنارم این مقدار اسکناس و این مقدار کاغذ است، بخواهم خودم را بگیریم؟! این چه ربطی به من دارد؟! حالا اگر یکی اینها را بردارد و ببرد، آیا من هم با او رفته‌ام و شخصیّت من هم با او از منزل بیرون رفته است؟! آیا شخصیّت من تا وقتی است که کسی اینها را برندارد و ببرد، دزدی اینها را نبرد، شخصی اینها را سرقت نکند، یا باد نیاید و اینها را ببرد؟!

  • می‌گویند:

  • یک روز آیةالله بروجردی در مسجد اعظم نشسته بود. برای ایشان خمس و... آورده بودند که حساب کنند. این پول‌ها اسکناس بود. یک‌دفعه باد آمد و همۀ پول‌ها به هوا رفت! و هر کسی یک چیزی برداشت، بعد آمدند به ایشان بدهند، ایشان گفتند: «هر کسی هر چقدر برداشته است برای خودش باشد.» (دیگر هر کسی بیشتر برداشته بود بهتر!)

  • یک باد می‌آید و با این باد، همۀ شخصیّت آدم می‌رود و نیاز به دزد هم ندارد! یا حتی باد هم نمی‌آید، ولی یک مطلب عوض می‌شود یا یک قانون می‌آید یا یک حرف از این طرف به آن طرف می‌رود و یک‌دفعه سرمایۀ چند صد میلیونی فلان ملک‌التّجار تبدیل به بیست میلیون می‌شود و دیگر تمام می‌شود! به‌عنوان‌مثال یک جنسی که نیست و قیمتش بالا رفته است و این شخص همین‌طور به امید این جنس نشسته است، یک‌دفعه اعلام می‌کنند که فلان جنس می‌آید و یک‌دفعه تمام آرزوهایش همه بر باد می‌رود و سکته می‌کند و او را بیمارستان می‌برند! مگر ندیدیم؟! مگر اتّفاق نیفتاد؟! این را که دیگر خودمان در این دنیا دیدیم.