انتظار ظهور ظاهری و باطنی
18صفا و بهاء و نورانیّت بیرون آمدهاند و ظلمت همهجا را گرفته است! من از مدینه بیرون آمدم تا اینکه دوباره عدل و صدق را به مردم برگردانم؛ تا وقتی که مغازۀشان را باز میکنند به نیّت اینکه با مشتری صدق داشته باشند مغازه را باز کنند؛ تا وقتی که مطب را باز میکنند به نیّت اینکه آنچه صلاح مریض است و مورد رضای خدا است انجام دهند، نهاینکه دروغ بگوید و از آن بدبخت میلیونها بگیرد درحالیکه میداند که درمان این بیماری او به نتیجه نمیرسد؛ تا وقتی که آن مهندسی که نقشه میکشد نقشهای بکشد که براساس صدق و براساس رعایت مصلحت او باشد، نه بر اساسی که بتواند بیشتر پول در بیاورد! من برای این از مدینه خارج شدم که مردم را اصلاح کنم، مردمی که دارند در چشم همدیگر نگاه میکنند و دروغ میگویند! این مردم را به صدق وا دارم و بگویم: آقا دروغ نگو، دروغ حرام است! راست بگو!
ما که ادّعای شیعه بودن امام زمان میکنیم باید بدانیم در هنگامی که صحبت میکنیم، حضرت در کنار ما نشسته است و مطالب ما را میشنود، نهاینکه از مطالب ما غفلت دارد و اطلاع ندارد. والله اگر یکهزارم هم احتمال میدادیم که حضرت به اعمال و کردار و گفتار ما ناظر است اینقدر دروغ نمیگفتیم و اینقدر نفاق و حقهبازی انجام نمیدادیم و اینقدر چهرۀ نورانی سنّت پیامبران را مشوّه نمیکردیم!
بهخاطر اینها است که حضرت میگوید:
«لطلبِ الاصلاحِ فی أُمَّةِ جدّی صلَّی الله علَیه و آله»؛ من میخواهم اصلاح ایجاد کنم و این مردم را اصلاح کنم!
ای مردم، در زندگیتان دروغ نگویید! ای مردم، حتی اگر خیال کردید دارید ضرر میکنید باز هم نباید دروغ بگویید! وقتی دارید فایده میبرید و به نتیجه میرسید اگر راست بگویید که هنر نکردهاید؛ بلکه وقتی میبینید که از حریف دارید عقب میافتید آنجا نباید دروغ بگویید و نباید کلاهبرداری کنید، و آنجا باید صاف باشید. حضرت میفرماید:

