
معرفت و ولایت
نیمه شعبان 1432 هـ.ق
معرفت و ولایت
42جنابعالی و امثال جنابعالی که این وقاحت و بیشرمی بعضی را نسبت به اولیای الهی میبینید، چرا ساکت شدهاید و حرفی نمیزنید؟! وقتی که اولیای الهی و فقهایی را که بزرگان از مراجع، آنها را از افتخارات عالم اسلام شمردهاند، ولی بعضیها در کتابشان همینها را، همین مرحوم والد را کذّاب معرّفی کردند؛1 آیا یک نفر از این علما جواب داد؟! آیا یک نفر به اینها اعتراض کرد که این مزخرفات چیست که دارید میگویید؟! چرا چیزی نمیگویند؟! حتماً چون مصلحت نیست! بعد میگویند: آقای طهرانی به این و آن، حرف میزند!
سیر تکوینی و تربیتی عقول در تمهید مقدّمات ظهور
ولی عیبی ندارد، روزی میآید و دارد میآید و روزنهها باز شده است و عقلها دارد قدری بهکار میافتد و افراد دارند کمکم متوجّه میشوند. من به ظاهر افراد کاری ندارم، من به اینکه طرف نماز نمیخواند کاری ندارم، من به روسری سر نکردن او کاری ندارم، بلکه من به این دل و این عقل او کار دارم. عقل او دارد باز میشود، و قضیّه این است. مغزها دارد به راه میافتد و فکرها دارد بهکار میافتد. آن زمانی که هر کسی هرچه میگفت و هیچکسی نباید صحبت میکرد دیگر تمام شد! دارید دنیا را میبینید که چه اتفّاقاتی دارد میافتد! دیگر به اینکه یکی را بگوییم و یکی را نگوییم، کار عوض نمیشود!
این سیر تکوینی و تربیتی دارد کار خودش را انجام میدهد و من پشت سر این مطالب، دست غیبی پروردگار را میبینم که إنشاءالله بهزودی زود مقدّمات ظهور حضرت بقیّةالله را خدا دارد آماده میکند. با سینه زدنها آماده نمیشود؛ بلکه عقلها دارد راه میافتد و مغزها دارد بهکار میافتد، تخیّلات و توهّمات دارد از بین میرود، قداستهای نامیمون و موضوعه دارد شکسته میشود.
بالأخره مردم باید روزی بفهمند دیگر! آقا بس است دیگر! مدام اینوآن میکنید! بالأخره روزی باید کمکم قضایا درست شود و روشن شود! دسیسههای
- . تزکیة النفس، سید کاظم حسینی حائری، ص 146 و 147 و 449 ـ 500.
