
معرفت و ولایت
نیمه شعبان 1432 هـ.ق
معرفت و ولایت
48(همین حاکمی که میخواهد او را از بین ببرد و همین عالمی که باطل را حق جلوه میدهد) رها نمیکند.
بنابراین اول باید در دلمان نیّت ما صادق باشد؛ یعنی بهجای اینکه مدام اینطرف و آنطرف برویم و پای این منبر و آن منبر بنشینیم و این کتاب و آن کتاب را بخوانیم و گوش بدهیم، اول باید این نیّت را صادق و صاف بکنیم تا هرچه از مصدر واقعی آمد بگوییم چشم! وقتی که نیّت را صادق و صاف کردیم دیگر نیازی به منبر و روضه و مجلس و کتاب و... نداریم؛ بلکه آنی که خدا بخواهد در قلبمان میاندازد. خدا هزاران وسیله دارد و هزاران راه و طریق دارد. خدا دیگر این شخص را در دست این متلبّس کافر رها نمیکند؛ یعنی در دست این عالمی که خودش را به لباس علم و تقوا درآورده است، ولی ابلیس است و ابلیس را درس میدهد!
امام میفرماید: «لا جرمَ؛ همین است و غیر از این نیست!» و بعد میفرماید:
«و لٰکِنَّهُ یُقَیِّضُ لَهُ مُؤمنًا یَقِفُ بِه علَی الصّوَابِ ثُمَّ یُوَفِّقُهُ اللهُ لِلقَبولِ مِنه»؛1 خدا مؤمنی را در سر راهش قرار میدهد که دست خودش یک جا وصل است، و او دست این را میگیرد.
خدا یکی را در سر راهش قرار میدهد که فکرش باز شده است و نمیخواهد داخل مغزش گچ بماند، و او دست این را میگیرد. به انواع وسائل، سر راهش قرار میدهد؛ مثلاً دارد در خیابان راه میرود، میگوید: سلامٌ علیکم، حالت چطور است؟ خوبی؟ آقا بیا کمکت کنم! و جای صحبت باز میشود، بعد یکدفعه میبیند که عجب حرفهایی زد! ببینم آقا این چه کسی بود؟! دنبالش بروم تا ببینم چه میگوید، و بلند میشود میرود و میگوید: بهبه، عجب، ای دل غافل:
آب در کوزه و ما تشنهلبان میگردیم *** یار در خانه و ما گرد جهان میگردیم2 عجب، چطور همچنین مطالبی در این کتاب هست و ما تا حالا نمیدانستیم؟!
- . الاحتجاج، ج 2، ص 458.
- . امثال و حکم، دهخدا، ج 1، ص 24.
