
معرفت و ولایت
نیمه شعبان 1432 هـ.ق
معرفت و ولایت
32میکنند؟! به ما چه مربوط است؟! نهخیر، شاید یک نفر مستعد باشد؛ همان کافی است! پیغمبر از مکّه تا طائف رفت، فقط یک نفر را هدایت کرد: «عداس»1 همین کافی بود.
بنابراین وظیفۀ ما این است که آن ولیّ حقیقی و امام واقعی و حجّت الهی را برای مردم تبیین کنیم. اما نهاینکه بگوییم پدرش کیست، چون پدرش را همه میدانند که کیست و مادرش را هم همه میشناسند. بلکه باید آنچه مورد نظر او است و آن مبانی او و امور راهبردی و راهکاری او که در زندگی و در ارتباطات شخصی و اجتماعی خودمان باید عمل کنیم، آنها را باید بگوییم. نباید همینطور سرمان را پایین بیندازیم و بگوییم: به ما مربوط نیست! نباید بگوییم: خودش میآید و درست میکند! نهخیر، اگر سرت را پایین بیندازی عین گوسفند سرت را میبرند! این حرفها نیست! مبانی امام علیه السّلام را باید گفت.
اگر امام علیه السّلام در اینجا بود چه میکرد؟ همان کاری را میکرد که ما الآن داریم میکنیم؟! اگر امام در این مسئلۀ اجتماعی بود چه میکرد؟! کلاهمان را قاضی کنیم؛ بالأخره الحمدللّه ما وجدان داریم و این را خدا از ما نگرفته است! سرمان را پایین نیندازیم و بگوییم: بیخیالش! اگر پایین بیندازیم قطعاً همانهایی میشویم که به سقیفه رفتند؛ بیبرو برگرد! خیال نکنید سقیفه برای آنموقع بود؛ نهخیر، الآن سقیفۀ بنیساعده به پهنای کرۀ زمین وجود دارد! در همینجا سقیفۀ بنیساعده وجود دارد، در بیرون وجود دارد، در کوچه و خیابان وجود دارد، در مسجد وجود دارد و در حسینیّه وجود دارد. همهجا سقیفۀ بنیساعده وجود دارد و همهجا خانۀ علی و فاطمه هم وجود دارد؛ حالا باید ببینیم اینجا که الآن ما نشستهایم و تکیه زدهایم، سقیفۀ بنیساعده است یا خانۀ علی و فاطمه است؟ دیگر همه چیز را گفتم!
میخواستم این مسئله را قدری توضیح بدهم، ولی بماند، چون حیفم میآید و میخواهم این روایت امام عسکری علیه السّلام را برای رفقا بخوانم و کتاب هم با
- . السیرة النبویة، ج 1، ص 421؛ إعلام الوری، ص 54.
