ارتقاء عقول در زمان ظهور
9من این مطالب را برای این عزیزان و این دوستان عرض میکنم، البته برای همه و برای خودم هم میگویم، تا ببینیم که چه توقعی از ما دارند.
بعد از زمان پیغمبر مگر افرادی نیامدند که برای اولی و دومی و سومی و معاویه و هکذا برای هر کسی که میآمد، این روایات را جعل میکردند؟! برای هارون هم جعل میکردند! برای مأمون هم جعل میکردند! مگر سَمُرةبنجندبها نیامدند؟ مگر ابوهریرهها نیامدند؟ همین طالبان دنیا و شهوات مگر وارد معرکه نشدند؟ همین از خدا بیخبران ِ حیوانصفت و متلوّث به شهوات و به هواها مگر پا به میدان نگذاشتند و بر پیغمبر معصوم الهی افترا نبستند؟! این روایتهای دربارۀ اولی و دومی، در زمان پیغمبر درآمد یا بعد از پیغمبر؟ پس چه شد که تا پیغمبر سرش را زمین گذاشت، چاپخانۀ اینها شروع کرد به کار کردن؟!1 چطور این روایتها را ما در زمان پیغمبر نشنیدیم؟! چطور روایتهای مربوط به معاویه و امثالذلک را در زمان پیغمبر نشنیدیم؟! چرا حتی یکی در میان اینها بلند نشد بگوید که این روایتهایی را که شما درآوردهاید چطور در زمان پیغمبر نبود و یکدفعه بعد از پیغمبر سبز شد؟! چرا همه سر را پایین انداختند؟!
ببینید، در آن زمان چه بوده است که در سایر زمانها نیست؟ یک روز معاویه بالای منبر بود و شروع کرد از خودش تعریف کردن. سمره آن پایین نشسته بود، گفت: چه میگویی مرتیکه! هشتاد هزار حدیث به پیغمبر بستم تا تو را آن بالا نشاندم؛ حالا داری جلوی من از خودت تعریف میکنی؟! جلوی ما دیگر معلقبازی نکن!
نمیدانم مگر اینها بهجای خوردن وخوابیدن هم داشتند چاپ میکردند؟! مگر چاپخانه بودند؟! اینقدر دروغ! اینقدر «شنیدم از لبان رسول خدا درحالیکه داشت این کار را میکرد، دربارۀ معاویه، کاتب وحی اینطور گفت!» شنیدم از رسول خدا... شنیدم... شنیدم... شنیدم... ! پیغمبر هم دیگر سرش را زمین گذاشته است و نمیتواند صحبت کند، حکومت هم دست حکومت زور است، هر کسی هم حرفی بزند میگویند که اینجا دروغ است و آنجا دروغ است و دیگر کارش با کرامالکاتبین است! اینها وسط افتاده بودند!
- جهت اطلاع بیشتر پیرامون وضع و جعل حدیث رجوع شود به مطلع انوار، ج 6، ص 73 ـ 268.

